آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر میلاد امام سجاد (ع) – من همان یا کریم دام شما “علی اکبر لطیفیان”
من همان یا کریم دام شماجبرئیل قدیم بام شما صبح روز نخست خواندمتانچقدر آشناست نام شما صبح روز ازل حوالی نورسجده کردیم بر کدامِ شما؟ من حلالم بود حلال شمامن […] -
0
شعر میلاد امام سجاد (ع) – باز یاران عید دیدار جمال یار شد “غلامرضا سازگار”
باز یاران عید دیدار جمال یار شدباز فصل رؤیت مهر رخ دلدار شد باز مُلک کبریا شد غرق در دریای نورباز میلاد حسین بن علی تکرار شد جان به کف […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم
چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدمنیزه در نیزه غریبانه تنت را دیدم زیر پامال کبود سم مرکب ها، نهبه روی دست ملائک بدنت را دیدم گرچه نشناختمت وقت […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم الا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […] -
0
شعر میلاد امام سجاد (ع) – من علی بنحسین بن امیرالمؤمنینم “غلامرضا سازگار”
-
0
اشعار اسرا کربلا – دل سوزان بود امروز گواه من و تو
دل سوزان بود امروز گواه من و توکز ازل داشت بلا چشم ، به راه من و تو من به تو دوخته ام دیده تو برمن، از نییک جهان راز، […] -
0
قصیده فرزدق
داستان درآمدن او به مسجد الحرام و راه گشودن مردم برای وی نزدیک حجرالاسود، بر همهی آشنایان با تاریخ اسلام معلوم است. این داستان از رویداد هایی است که اکثریت […] -
0
شعر کاروان اسیران – حرم را در به در کردی و رفتی (جعفر ابوالفتحی)
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – ای که گرفته صبر من این نام و اسمت
ای که گرفته صبر من این نام و اسمتبرده تمام هوش من کرب و بلایت افتاده ای در کربلا ای جان زینبباشد فدای راه تو این جان زینب از ظلم […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – در ماتمی بی انتها با چند کودک…
در ماتمی بی انتها با چند کودک…تنها رها کردی مرا با چند کودک یک خیمه ماند و یک بغل دلواپسی ومن ماندم و این ماجرا با چند کودک هی چهره […]