آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم الا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […] -
0
شعر کاروان اسیران – ای برادر جان مرا هم می زدند
ای برادر جان مرا هم می زدندبعد هم از دین ما دم می زدند روی گلبرگ گل یاس شماطرحی از رخسار شبنم می زدند سیلی و زخم زبان در موقعریزش […] -
0
شعر کاروان اسیران – گریه ی روی نی ات مشکوک است
گریه ی روی نی ات مشکوک استساز عاشق کشی تو کوک است این همه سنگ برادر تو مگوقبله ی روی شما متروک است قلب دشمن ز جفا سنگ شدهریش هایت […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – زینب و دل بی قراری
زینب و دل بی قراری زینب و اشکای جاری کار من شده تماشاکار تو نیزه سواری می بینی دستای بستهمی بینی سر شکسته بمیرم به روی نی همعزیزم آروم نداری […] -
0
شعر کاروان اسیران – به نیزه دیدمت ای جان که غرق آوازی
به نیزه دیدمت ای جان که غرق اعجازیبیا که با تو بگویم ز داغ دل رازی دلم اسیر نفس های روی نی گشتهبه روی نیزه برادر چقدر دلبازی یکی لباس […] -
0
شعر ربائی میلاد حضرت سجاد (ع) – وقتی که فروغ ازلی دیدن داشت “سید هاشم وفائی”
وقتی که فروغ ازلی دیدن داشتانوار خداوند جلی دیدن داشت با دیدن فرزند عزیزش سجادلبخند حسین بن علی دیدن داشت شادی و طرب به دست غم بند زده استدل را […] -
0
شعر کاروان اسیران – حورا و طناب؟ وای بر من
حورا و طناب؟ وای بر منقرآن و شراب؟ وای بر من ناموس پیمبر و کنیزیدر شام خراب؟ وای بر من در پیش نگاه چند دخترچوب و لب باب؟ وای بر […] -
0
اشعار میلاد امام سجاد (ع) – هزارتوی سجود
رها کنید مرا در هوای این آقاگدا کنید مرا هم ، گدای این آقا دوباره اذن دخولم دهید تا اینکهبدون پر بپرم در سرای این آقا اجازه ام بدهید آشیانه […] -
0
اشعار کاروان اسرا – ای پسر فاطمه! قرآن بخوان
-
0
شعر شهادت امام زین العابدین (ع) – آسمان را به خاک میآری (یوسف رحیمی)
آسمان را به خاک میآریبا همان جذبه های عرفانی ولی از یاد می بری خود رادم به دم در شکوه ربانی با خودت یک سحر ببر ما راتا تجلی روشن […]