آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – منی که گرم ذکر یا مجیر عشق تو شدم
منی که گرم ذکر یا مجیر عشق تو شدماسیر شدم ولی حسین ، اسیر عشق تو شدم آه ، ببین که زینب ، چه ها کشیدهشبیه مادر ، قدش خمیده […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – الا ای ماه تابانم ، به نِی قاریِ قرآنم
الا ای ماه تابانم ، به نِی قاریِ قرآنمبه لب شد از غمت جانم ، ببین حال پریشانم حسین جانم حسین جانم*** الا ای مهجبین من ، نگار نازنین مننظر […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سری ز نیزه زمین خورد بس که زخمی بود
سری ز نیزه زمین خورد بس که زخمی بودسری که وا شده از هم ز ضربه های عمود سری ز نیزه زمین خورد، وای خواهر اوچگونه می نگرد غلط خوردن […] -
0
اشعار کاروان اسرا – خورشید،گرمِ دلبری از روی نیزه ها
خورشید،گرمِ دلبری از روی نیزه هالبخند می زند سَری از روی نیزه ها دل برده است از تنِ بی جانِ خواهریصوت خوشِ برادری از روی نیزه ها آه ای برادرم […] -
0
سخنی کوتاه درباره فرزدق
چنانکه خواهیم نوشت از سدهی چهارم به بعد تاریخنویسان، داستانی را که موجب سرودن این قصیده و یا لااقل بیتهایی از آن شده آوردهاند، و سپس از آن تاریخ هم […] -
0
شعر میلاد امام سجاد (ع) – پر من بال و بال من پر شد
پر من بال و بال من پر شدپر و بالی زدم کبوتر شد سحر پنجم عبادت بودکوچه های خدا معطر شد مردی از سمت ابرهای دعاآمد و خشکی لبم تر […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بنی اسد متحیّر، ستادهاید همه
بنی اسد متحیّر، ستادهاید همهچرا به بحر تفکر فتادهاید همه برای دفن شهیدان کربلا، زن و مردز خانه سر به بیابان نهادهاید همه کسی نبود که رو سوی این دیار […] -
0
اشعار کاروان اسرا دروازه کوفه – هلال من چرا پر از خاکستری
هلال من چرا پر از خاکستریزروی نیزه ها دلم را می بری چراغ محمل من تمام حاصل من تو حل کن مشکل منحسین جانم حسین حسین جانم حسین هلال من […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – اینان که سنگ سوی تو پرتاب می کنند
اینان که سنگ سوی تو پرتاب می کنندبی حرمتی به آینه را باب می کنند در قتلگاه، آن جگر تشنه ی تو رابا مشک های آب خنک، آب می کنند […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – دنیایی از بی حرمتی دور و برم ریخت
دنیایی از بی حرمتی دور و برم ریخت در شهر کوفه عاقبت بال و پرم ریخت در کوچه های سنگی نامرد کوفه از روی نیزه، جان من، خاکسترم ریخت از […]