آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار اسرای کربلا – نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آیدنفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کردهو رقص باد با گیسوی تو محشر […] -
0
اشعار اسرای واقعه کربلا – وای از نگاه بی خرد بی مرام ها
وای از نگاه بی خرد بی مرام هابر نیزه بود جاذبه انتقام ها بازی کودکانه اطفال گشته بودپرتاب سنگ از وسط پشت بام ها آن روز از تمامی دیوار های […] -
0
شعر شهادت امام زین العابدین (ع) – روز سوم حوالی گودال
روز سوم حوالی گودالباز خود را هلاک میکردی داغ های تو تازه تر میشدهر تنی را که خاک میکردی روضه ها را دوباره میدیدییک به یک در مقابلت آقا شمر […] -
0
شعر شهادت امام سجاد (ع) – گرچه بیمارم و حالم ز دلم زار ترست
گرچه بیمارم و حالم ز دلم زار ترستولی از پیکر من چشم تو بیمار ترست درد و غم با من و دل هست وفادار، امابا تن من غل و زنجیر […] -
0
شعر کاروان اسیران – ببین که حق روضه ات دگر شده ادا حسین
دلم نمی دهد رضا تو را کنم رها حسینبرای دین مصطفی تو هم شدی فدا حسین به روی نیلی من و به پای زخمی ام نگردمی نظر نما به من […] -
0
شاعران دین دار زمان امام سجاد
نا گفته نماند که برابر اردوی ستایشگران دین فروش دنیا طلب، یک دو تن شاعر بودند که برای رضای خدا و بیان حقیقت از ستایش آل پیغمبر و نکوهش آل […] -
0
شعر کاروان اسیران – به نیزه دیدمت ای جان که غرق آوازی
به نیزه دیدمت ای جان که غرق اعجازیبیا که با تو بگویم ز داغ دل رازی دلم اسیر نفس های روی نی گشتهبه روی نیزه برادر چقدر دلبازی یکی لباس […] -
0
شعر شهادت امام زین العابدین (ع) – بعد از آن واقعه ی سرخ، بلا سهم تو شد
-
0
شعر بحر طویل ، کاروان اسرا و شام – شهر شام و ملاء عام و کف و خنده و (غلامرضا سازگار)
شهر شام و ملاء عام و کف و خنده و دشنام و گروهی به لب بام و به رخ ننگ و به کف سنگ و به تن جامۀ گلرنگ گرفتند، […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکن
بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکن بس کن حسین مادرمان را صدا مکن بس کن حسین هستی من سایه ی سرم بس کن حسین جان من و جان […]