آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر کاروان اسیران – یک مدینه تا مدینه ، داغ و ماتم دیده ای
یک مدینه تا مدینه ، داغ و ماتم دیده ایدر کنار علقمه یک قامتِ خم دیده ای یک مدینه تا مدینه ، بی کسی را دیده ایغربت و تنهایی و […] -
0
شعر شهادت امام زین العابدین (ع) – کربلا در نگات جاری بود
کربلا در نگات جاری بودروضه میخواند چشم تو سیسال دل تو هروله کنان ، یک عمرعلقمه ، خیمه گاه ، تل ، گودال بین امواج شعله ها در بادگیسوی خیمه […] -
0
شعر شهادت امام زین العابدین (ع) – اگر نبود که تو مانده ای از آن گُل ها (حسن واشقانی فراهانی)
اگر نبود که تو مانده ای از آن گُل هااگر نبود که دارند ریشه سنبُل ها تمام هستی عشق از کف بشر می رفتبه زیر سلسله ها، تازیانه ها، غُل […] -
0
میلاد امام سجاد (ع) – پنجم ماه، مه چاردهی جلوه گر است
پنجم ماه، مه چاردهی جلوه گر استکه ز خورشید فروزنده،فروزنده تر است شهر بانو که جهان محو جلالش گشتهپسری زاده که بر خلق دو عالم پدر است چه پسر ثانی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – تا که او بیشتر نفس میزد
تا که او بیشتر نفس میزدبیشتر میزدند زینب را تیغشان مانده بود در گودالبا سپر میزدند زینب را یکنفر بود و یک بدن اماصدنفر میزدند زینب را خوابشان بُرد بچه […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بنی امیّه و جفا و جسارت اهل بیت
بنی امیّه و جفا و جسارت اهل بیت عصمت و داغ اسارت واویلا واویلا واویلا واویلا آتش زده بر هر دلی آه زینب بر روی نِی میدرخشد ماه زینب رزق […] -
0
اشعار کاروان اسرا – عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم الا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […] -
0
شعری در ولادت با سعادت امام سجاد (زین العابدین) علیه السلام – محیط نـور را نـور آفریدند
محیط نـور را نـور آفریدند سپاه شور را شور آفریدنـد به خورشید ولایت ماه دادند بگو نورِعلینـور آفریدنـد سپهر امشب زند بر خاک، زانو مَلَک خوانـد ثنـای شهربانـو خدا امشب […] -
0
اشعار کاروان اسرا – اینان که سنگ سوی تو پرتاب می کنند
اینان که سنگ سوی تو پرتاب می کنندبی حرمتی به آینه را باب می کنند در قتلگاه، آن جگر تشنه ی تو رابا مشک های آب خنک، آب می کنند […] -
0
اشعار اسرا – می روم با کاروان اما سرِ تو ساربانم
می روم با کاروان اما سرِ تو ساربانممی کِشَم خود را به دنبالِ تو گرچه خسته جانم هیچکس قادر نبود از پیکرت دورم نمایدگر سرِ بر نیزه ات با من […]