آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر کاروان اسیران – اینجا همون جاییه که – سر داداشمو بریدن
-
0
اشعار کاروان اسرا – سر تو، بر سر نی، آفتاب داور من
سر تو، بر سر نی، آفتاب داور منبتاب و سایه کن ای آفتاب بر سر من تو آفتاب خدا و هلال فاطمهایبگو چه خوانمت، ای نازنین برادر من گلوی پارۀ […] -
0
شعر کاروان اسیران – حورا و طناب؟ وای بر من
حورا و طناب؟ وای بر منقرآن و شراب؟ وای بر من ناموس پیمبر و کنیزیدر شام خراب؟ وای بر من در پیش نگاه چند دخترچوب و لب باب؟ وای بر […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سوزم از سوز و ملال مصطفی
سوزم از سوز و ملال مصطفیشد اسارت رزق آل مصطفی دل دهد بر دیده از غم ، خون ، صلهاهل حق بودند بین سلسله ذکر عترت نوحه ی ماتم شدهقامت […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عترت طاها و غم اسارت به دوش زینب علم
عترت طاها و غم اسارت به دوش زینب علم اسارت به اهل عالمین پس از خون حسیناسارت حضرت زینب شد ضامن بقای مکتب واویلا واویلا واویلا****** آل علی و داغ […] -
0
شعر کاروان اسیران – نظاره کرده ام ای جان به صحنه های عجیب
بدون تو چه کنم من در این دیار غریببه روی نیزه تو هستی تویی تو خدّ تریب پس از تو ای دل و دلبر درون کوفه و شامنظاره کرده ام […] -
0
اشعار کاروان اسرا – چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم
-
0
اشعار روضه اسیران کربلا – کوفه رفتن به خدا، حال دگر می خواهد (محمد مهدی عبداللهی)
کوفه رفتن به خدا، حال دگر می خواهدزینبت، کسب اجازه به سفر می خواهد چاره ای نیست وَ باید بروم ای گل منخواهرت می رود و سایه سر می خواهد […] -
0
اشعار کاروان اسرا دروازه کوفه – هلال من چرا پر از خاکستری
هلال من چرا پر از خاکستریزروی نیزه ها دلم را می بری چراغ محمل من تمام حاصل من تو حل کن مشکل منحسین جانم حسین حسین جانم حسین هلال من […] -
0
اشعار کاروان اسرا – ببینمت اثر استاد لطیفیان
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم حالا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […]