آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بی مهر مردم، نامه ها را مهر می کردند
بی مهر مردم، نامه ها را مهر می کردندصد خورجین نامه برای عشق آوردند قومی که گرد سنگهای کعبه می گشتندتنهایی آیینه را باور نمی کردند از سجده های بی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – رفتی و گفتی انفلاب گریه با تو
رفتی و گفتی انفلاب گریه با توتفسیر آیات کتاب گریه با تو طوفان سوار خطبه های کوفه زینب!حیدر شدن پشت نقاب گریه با تو رعد بلند حنجر هیهات با منباران […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – من ماندم و تمام خطرهای روبرو
من ماندم و تمام خطرهای روبروراهی که مانده است و سفر های روبرو در پای آفتاب بدن های پشت سردر دست باد شانه ی سرهای روبرو شاید هنوز بود پسرهای […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – شد خزان گلشن یاسَمَن تسلیت حجت بن
شد خزان گلشن یاسَمَن تسلیت حجت بن الحسن واویلا واویلا واویلا بسوزی ای غریب صحرا ز داغ نور چشم زهرا(س) آن که قربانیِ جانان شد جانفدا با لبِ عطشان شد […] -
0
شعر شهادت امام زین العابدین (ع) – آسمان را به خاک میآری (یوسف رحیمی)
آسمان را به خاک میآریبا همان جذبه های عرفانی ولی از یاد می بری خود رادم به دم در شکوه ربانی با خودت یک سحر ببر ما راتا تجلی روشن […] -
0
اشعار اسرا – سری به نیزه بلند است در مقابل زینب
سری به نیزه بلند است در مقابل زینبسری که سایه کشیده ست روی محمل زینب سری که معجزه اش روی نی تلاوت وحی استمسیح ِ روی صلیب است در مقابل […] -
0
نوحه در مورد امام سجاد
من یوسف سر گشته ی بازار عشقمسرویهامن یوسف سر گشته ی بازار عشقمطبیب جان عاشقان بیمار عشقممن یادگار کربلا پور حسینمموسی و محو جلوه ی طور حسینمخورشیدم و تابنده از […] -
0
قصیده فرزدق
داستان درآمدن او به مسجد الحرام و راه گشودن مردم برای وی نزدیک حجرالاسود، بر همهی آشنایان با تاریخ اسلام معلوم است. این داستان از رویداد هایی است که اکثریت […] -
0
شعر کاروان اسیران – حرم را در به در کردی و رفتی (جعفر ابوالفتحی)
-
0
شعر شهادت امام زین العابدین (ع) – مانده داغی عظیم بر جگرت (وحید قاسمی)
مانده داغی عظیم بر جگرتعکس رأسی به نیزه در نظرت سر بازار شام و بزم شرابچه بلاهایی آمده به سرت!؟ هر شب جمعه خون دل خوردیپای ذکر مصیبت پدرت پای […]