آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
شعر در راه کوفه و شام – بوسه از خال لبت ای یار چیز دیگری است
بوسه از خال لبت ای یار چیز دیگری استغمزه ی چشم تو ای دلدار چیز دیگری است ای تو لیلای همه عشاق ای معشوق مااین سر مجنون به روی دار […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سوزم از سوز و ملال مصطفی
سوزم از سوز و ملال مصطفیشد اسارت رزق آل مصطفی دل دهد بر دیده از غم ، خون ، صلهاهل حق بودند بین سلسله ذکر عترت نوحه ی ماتم شدهقامت […] -
0
کاروان اسرا – نیزه را در بدنت می زد و هی می چرخاند (جعفر ابوالفتحی)
نیزه را در بدنت می زد و هی می چرخاندروی گلبرگ دلت تیزی نی می خواباند نعل اسب آمد و با سینه ی تو راز بگفتروضه ی سینه و پهلوی […] -
0
اشعار اسرای غریب کربلا – پر می کشد دلم به تمنای نیزه ات
پر می کشد دلم به تمنای نیزه اتدنیای دیگری شده دنیای نیزه ات جانی بده دوباره… به من نه به دخترتتا جان نیامده به لبش پای نیزه ات ترسانده است […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – روشنگر است ناله پشت شرارها
روشنگر است ناله پشت شرارهاچون آفتاب در همه روزگارها روشن تراست ازهمه ی روزها شبششب دیدنی ست جلوه شب زنده دارها خاک رهش بلند که شد”تربت” ش کنیدفرقی نمی کنند […] -
0
اشعار کاروان اسرا – عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم الا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […] -
0
شعر شهادت امام زین العابدین (ع) – روز سوم حوالی گودال
روز سوم حوالی گودالباز خود را هلاک میکردی داغ های تو تازه تر میشدهر تنی را که خاک میکردی روضه ها را دوباره میدیدییک به یک در مقابلت آقا شمر […] -
0
اشعار میلاد امام سجاد (ع) – هزارتوی سجود
رها کنید مرا در هوای این آقاگدا کنید مرا هم ، گدای این آقا دوباره اذن دخولم دهید تا اینکهبدون پر بپرم در سرای این آقا اجازه ام بدهید آشیانه […] -
0
شعر شهادت امام زین العابدین (ع) – این ماه کیست همسفر کاروان شده (محمد سعید میرزایی)
این ماه کیست همسفر کاروان شدهدنبال آفتاب قیامت روان شده یک لحظه ایستاده که سرها روند پیشیک دم نشسته منتظر کودکان شده یک جا ز پیر کوفه شنیده است ناسزایک […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – من ماندم و تمام خطرهای روبرو
من ماندم و تمام خطرهای روبروراهی که مانده است و سفر های روبرو در پای آفتاب بدن های پشت سردر دست باد شانه ی سرهای روبرو شاید هنوز بود پسرهای […]