آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – آمد بر من ،که؟ یار ، کی ؟ وقت سحر
آمد بر من ،که؟ یار ، کی ؟ وقت سحرترسیده زکه ،زخصم ، خصمش که ؟ پدردادمش دو بوسه ،بر کجا ؟ بر لب ترلب بُد ،نه چه بُد؟عقیق ،چون […] -
0
شعر شهادت امام سجاد(ع) – بنا نیست امروز افسرده باشیم (علی اکبر لطیفیان)
بنا نیست امروز افسرده باشیمپس از چند شب باز پژمرده باشیم مگر می شود نور را دیده باشیم ؟ولی دل به خورشید نسپرده باشیم بنا بود ما را سر پا […] -
0
شعر شهادت امام سجاد (ع) – کوچه های مدینه و بوی (علی اکبر لطیفیان)
کوچه های مدینه و بویزخم های تنی که می آید چشم های سپید یعقوب وبوی پیراهنی که می آید مرد سجّاده ای که درک نکردهیچ کس آیه ی مقامش را […] -
0
اشعار اسرا – می روم با کاروان اما سرِ تو ساربانم
می روم با کاروان اما سرِ تو ساربانممی کِشَم خود را به دنبالِ تو گرچه خسته جانم هیچکس قادر نبود از پیکرت دورم نمایدگر سرِ بر نیزه ات با من […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سرت بر نیزه خواهد رفت در اوج پریشانی
-
0
شعر رباعی امام سجاد (ع) – خداوندا ببخشا عقل و دینم (عباس خوش عمل کاشانی)
خداوندا ببخشا عقل و دینمبه راه راستی عین الیقینم عطا کن بر محبّت خانه ی دلفروغ عشق زین العابدینم -
0
شعر کاروان اسیران – طشت طلا و چوب و لب و آیه و شراب
طشت طلا و چوب و لب و آیه و شرابخاکستر و غبار ره و خون و آفتاب در حیرتم که از چه نرفتی زمین فروای وای من چگونه نشد آسمان […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – طوفان وزید و قافیه ها بوی خون گرفت
تا گفتم السلام علیکم شروع شدقلب قلم تپید و تلاطم شروع شد آغاز روضه بود به نام خدا؛ حسینشاعر نوشت اول این روضه؛ یا حسین خون جای اشک بر ترک […] -
0
شعر کاروان اسیران – من نمی گویم چرا رگهای تو چین خورده است
من نمی گویم چرا رگهای تو چین خورده استلیک می سوزد سرم چون آتش کین خورده است من نمی گویم چرا لب های تو خونی شدهچون لبانت خیزران ای یاور […] -
0
شعر رباعی میلاد امام سجاد (ع) – وقتی که فروغ ازلی دیدن داشت
وقتی که فروغ ازلی دیدن داشتانوار خداوند جلی دیدن داشت با دیدن فرزند عزیزش سجادلبخند حسین بن علی دیدن داشت