آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
کاروان اسرا – نیزه را در بدنت می زد و هی می چرخاند (جعفر ابوالفتحی)
نیزه را در بدنت می زد و هی می چرخاندروی گلبرگ دلت تیزی نی می خواباند نعل اسب آمد و با سینه ی تو راز بگفتروضه ی سینه و پهلوی […] -
0
اشعار میلاد امام سجاد (ع) – السلام ای سجده ی نورانی سجاده ها
السلام ای سجده ی نورانی سجاده هاالسلام ای هم قبیله با دل افتاده ها السلام ای رنج دیده در زمین کربلاالسلام ای دل بریده از همه دلداده ها السلام ای […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عاشق شدم و محرم این کار ندارم
عاشق شدم و محرم این کار ندارم فریاد که غم دارم و غمخوار ندارم آن عیش که یاری دهدم صبر نباشدوان بخت که پرسش کندم یار ندارم دل پر ز […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – چون دگر فریاد طفلان را شنید
چون دگر فریاد طفلان را شنیداز حرم تا قتلِگه فریاد دید ای خدا زینب از این غم پیر شد مو سپید از ماتم آن شیر شد چون که از گودال […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – نبستم چشمای خیسم رو من به روی تو ای برادر
نبستم چشمای خیسم رو من به روی تو ای برادرهلال من از روی نیزه شاهدی حالِ زارِ خواهرهمسفر شد قافله با سنان و حرمله کو علمدار رشیدموی تو رفته به […] -
0
اشعار اسرای کربلا – نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آیدنفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کردهو رقص باد با گیسوی تو محشر […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدم
چشم وا کردم و پرپر شدنت را دیدمنیزه در نیزه غریبانه تنت را دیدم زیر پامال کبود سم مرکب ها، نهبه روی دست ملائک بدنت را دیدم گرچه نشناختمت وقت […] -
0
شعر کاروان اسیران – حرم را در به در کردی و رفتی (جعفر ابوالفتحی)
-
0
شعر شهادت امام زین العابدین (ع) – جز تو و عمهی پریشانت
جز تو و عمهی پریشانتکوفه و شام را که میفهمد طعنه های کبودِ سلسله وسنگ و دشنام را که میفهد دست بسته به سوی شهر بلاخاندان رسول را بردند به […] -
0
شعر شهادت امام زین العابدین (ع) – لاله سرخ شهادت تن تبدار من است (سید رضا موید)
لاله سرخ شهادت تن تبدار من استچشمه فیض خدا چشم گهر بار من است حافظ خون پیام شهدای ره دینلب گویای من و دیده خونبار من است داغ یکدشت شهید […]