آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – شد خزان گلشن یاسَمَن تسلیت حجت بن
شد خزان گلشن یاسَمَن تسلیت حجت بن الحسن واویلا واویلا واویلا بسوزی ای غریب صحرا ز داغ نور چشم زهرا(س) آن که قربانیِ جانان شد جانفدا با لبِ عطشان شد […] -
0
شعری در ولادت با سعادت امام سجاد (زین العابدین) علیه السلام – محیط نـور را نـور آفریدند
محیط نـور را نـور آفریدند سپاه شور را شور آفریدنـد به خورشید ولایت ماه دادند بگو نورِعلینـور آفریدنـد سپهر امشب زند بر خاک، زانو مَلَک خوانـد ثنـای شهربانـو خدا امشب […] -
0
شعر میلاد امام سجاد (ع) – تو آمدی معنا کنی معنا شدن را (محسن ناصحی)
تو آمدی معنا کنی معنا شدن رازیبا کنی زیبایی و زیبا شدن را وقتی خدا می خواست با تو گُل کند، تو –ترسیم کردی گل شدن را وا شدن را […] -
0
شعر نوحه شهادت امام سجاد (ع) – گـردن شیر کجا؟ غـل و زنجیر کجا؟ (علیاکبر لطیفیان)
گـردن شیر کجا؟ غـل و زنجیر کجا؟نخل توحید کجا؟ سنگ تکفیر کجا؟ شامیان سنگ به ریحانۀ زهرا نزنیدخنده بر زخم دل زینب کبری نزنید الامان واویلا الامان واویلا* نقش گلبوسۀ […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – طوفان وزید و قافیه ها بوی خون گرفت
تا گفتم السلام علیکم شروع شدقلب قلم تپید و تلاطم شروع شد آغاز روضه بود به نام خدا؛ حسینشاعر نوشت اول این روضه؛ یا حسین خون جای اشک بر ترک […] -
0
شعر کاروان اسیران – زبان حال بسیار زیبا اثر استاد لطیفیان
لب های تو مگر چقدر سنگ خورده استقاری من چقدر صدایت عوض شده تشریف تو به دست همه سنگ داده استاوضاع شهر کوفه برایت عوض شده تو آن حسین لحظه […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – زینب و دل بی قراری
زینب و دل بی قراری زینب و اشکای جاری کار من شده تماشاکار تو نیزه سواری می بینی دستای بستهمی بینی سر شکسته بمیرم به روی نی همعزیزم آروم نداری […] -
0
اشعار میلاد امام سجاد (ع) – هزارتوی سجود
رها کنید مرا در هوای این آقاگدا کنید مرا هم ، گدای این آقا دوباره اذن دخولم دهید تا اینکهبدون پر بپرم در سرای این آقا اجازه ام بدهید آشیانه […] -
0
قصیده فرزدق در مدح حضرت سجاد
با شنیدن این قصیده که سراسر مدح و توصیف حضرت زین العابدین -(ع)- با بهترین و عالیترین مدائح بود، «هشام بن عبدالملک» غضبناک گردیده و دستور داد تمام حقوق و […] -
0
کاروان اسرا – نیزه را در بدنت می زد و هی می چرخاند (جعفر ابوالفتحی)
نیزه را در بدنت می زد و هی می چرخاندروی گلبرگ دلت تیزی نی می خواباند نعل اسب آمد و با سینه ی تو راز بگفتروضه ی سینه و پهلوی […]