آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – عاشق شدم و محرم این کار ندارم
عاشق شدم و محرم این کار ندارم فریاد که غم دارم و غمخوار ندارم آن عیش که یاری دهدم صبر نباشدوان بخت که پرسش کندم یار ندارم دل پر ز […] -
0
شعر کاروان اسیران – ماه من از چه ز من دل می بری
ماه من از چه ز من دل می بریمن مگر خواهر نبودم – دختر حیدر نبودم شد کمانی قامت من – ارغوانی صورت من – من مگر آیینه ی مادر […] -
0
پیامهای قصیده فرزدق
با آنچه تاریخ از روش و منش خلفا ثبت کرده بدیهی است که فرزدق با بیان این سخنان کو بنده و صریح، خویش را برای رویارویی با هر شکنجه و […] -
0
تحلیلی بر قصیده فرزدق
آنچه در صفحات گذشته از ابیات شعر فرزدق آوردیم، تنها ابیاتی نیست که از او در این قصیده ثبت کرده اند، بلکه مورخان و کتابهای ادبی، ابیات انی قصیده را […] -
0
شعر کاروان اسیران – تن مجروح تو را دیدم و لاغر کردم
تن مجروح تو را دیدم و لاغر کردمدیده را در طلب دیدن تو تر کردم در همین کرب و بلا از سر شوق ای جانممرغ دل تا سر بام نگهت […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سرت بر نیزه خواهد رفت در اوج پریشانی
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – قرآن من از روی نی خواندی تو آیه
قرآن من از روی نی خواندی تو آیهبر محمل من با سرت کردی تو سایه هلال یک شبم خواهرت زینبممظلوم حسین جان پر خون و پر خاکستری ای ماه زینبهستی […] -
0
شعر میلاد امام سجاد (ع) – نور حق می دمد از مشرق سجادهی تو “یوسف رحیمی”
نور حق می دمد از مشرق سجادهی توچه شکوهی ست در این زندگی ساده تو می رود از نظرش جنت و ملک و ملکوتآنکه از روز نخستین شده دلدادهی تو […] -
0
شعر شهادت امام سجاد (ع) – گرچه بیمارم و حالم ز دلم زار ترست
گرچه بیمارم و حالم ز دلم زار ترستولی از پیکر من چشم تو بیمار ترست درد و غم با من و دل هست وفادار، امابا تن من غل و زنجیر […] -
0
اشعار اسرای کربلا – نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آید
نسیمی آشنا از سوی گیسوی تو می آیدنفس هایم گواهی می دهد بوی تو می آید شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کردهو رقص باد با گیسوی تو محشر […]