آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
اشعار کاروان اسرا – کاروان می رفت اما کودکی جا مانده بود
کاروان می رفت اما کودکی جا مانده بود او در آغوش عطش در قلب صحرا مانده بود گر نمی دانست آیین اسارت را ولی ناز پرورد اسیران بود، اما مانده […] -
0
سخنی کوتاه درباره فرزدق
چنانکه خواهیم نوشت از سدهی چهارم به بعد تاریخنویسان، داستانی را که موجب سرودن این قصیده و یا لااقل بیتهایی از آن شده آوردهاند، و سپس از آن تاریخ هم […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بنی اسد متحیّر، ستادهاید همه
بنی اسد متحیّر، ستادهاید همهچرا به بحر تفکر فتادهاید همه برای دفن شهیدان کربلا، زن و مردز خانه سر به بیابان نهادهاید همه کسی نبود که رو سوی این دیار […] -
0
شاعران چاپلوس زمان یزید
دستهای ستایشگر و شکم پرست فرومایه هم خود را به میان انداختند تا آنچه در این زمامداران نیست بدانها ببندند و بستایند و آنچه را در آنهاست بزدایند.شاعرانی چون أخطل، […] -
0
اشعار کاروان اسرا – سر تو، بر سر نی، آفتاب داور من
سر تو، بر سر نی، آفتاب داور منبتاب و سایه کن ای آفتاب بر سر من تو آفتاب خدا و هلال فاطمهایبگو چه خوانمت، ای نازنین برادر من گلوی پارۀ […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سرت بر نیزه خواهد رفت در اوج پریشانی
-
0
شعر شهادت امام سجاد(ع) – با سوز قلب پاره پاره گریه می کردی (محمد رسولی)
با سوز قلب پاره پاره گریه می کردیبا چشم های پر ستاره گریه می کردی دل های نزدیکان تان که جای خود داردکه آب می شد سنگ خاره، گریه می […] -
0
کاروان اسرا – نیزه را در بدنت می زد و هی می چرخاند (جعفر ابوالفتحی)
نیزه را در بدنت می زد و هی می چرخاندروی گلبرگ دلت تیزی نی می خواباند نعل اسب آمد و با سینه ی تو راز بگفتروضه ی سینه و پهلوی […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – رفتی و گفتی انفلاب گریه با تو
رفتی و گفتی انفلاب گریه با توتفسیر آیات کتاب گریه با تو طوفان سوار خطبه های کوفه زینب!حیدر شدن پشت نقاب گریه با تو رعد بلند حنجر هیهات با منباران […] -
0
اشعار کاروان اسرا دروازه کوفه – هلال من چرا پر از خاکستری
هلال من چرا پر از خاکستریزروی نیزه ها دلم را می بری چراغ محمل من تمام حاصل من تو حل کن مشکل منحسین جانم حسین حسین جانم حسین هلال من […]