آرشیو دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – خداحافظ ای برادر زینب
خداحافظ ای برادر زینببه خون غلطان در برابر زینب خداحافظ ای جوانی زینبسلام ای قد کمانی زینب بیاد لبت دیگر آب و ننوشمبرادر جان بی تو خانه به دوشم سرت […] -
0
اشعار اسرای واقعه کربلا – عیسی شدی که این همه بالا ببینمت
عیسی شدی که این همه بالا ببینمتبالای دست مردم دنیا ببینمت بعد از گذشت چند شب از روز رفتنتراضی نمیشود دلم الا ببینمت اما چه فایده؟ خودت اصلا بگو حسینوقتی […] -
0
شعر بحر طویل ، کاروان اسرا و شام – شهر شام و ملاء عام و کف و خنده و (غلامرضا سازگار)
شهر شام و ملاء عام و کف و خنده و دشنام و گروهی به لب بام و به رخ ننگ و به کف سنگ و به تن جامۀ گلرنگ گرفتند، […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – الا ای ماه تابانم ، به نِی قاریِ قرآنم
الا ای ماه تابانم ، به نِی قاریِ قرآنمبه لب شد از غمت جانم ، ببین حال پریشانم حسین جانم حسین جانم*** الا ای مهجبین من ، نگار نازنین مننظر […] -
0
قصیده فرزدق در مدح امام سجاد علیه السلام
قصیده فرزدق در مدح امام سجاد علیه السلام ۱ … . هشام هرچه کرد خود را به «حجرالاسود» برساند و طبق آداب حج، آن را لمس کند، به علت کثرت […] -
0
شعر شهادت امام زین العابدین (ع) – این زهر، دردی از تب دردم دوا نکرد (محمد علی بیابانی)
این زهر، دردی از تب دردم دوا نکردهیچ عقده ای از این گلوی بسته وا نکرد آنچه که آرزوی من آن بود آن نشدسی سال دیر آمد و فکر مرا […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکن
بس کن حسین سربه سر نیزه ها مکن بس کن حسین مادرمان را صدا مکن بس کن حسین هستی من سایه ی سرم بس کن حسین جان من و جان […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – سرت بر نیزه خواهد رفت در اوج پریشانی
-
0
اشعار اسرا – بر حنجرت سرنیزه تا بالا و پایین می رود
بر حنجرت سرنیزه تا بالاوپایین می رودانگارامواج صدا بالا و پایین می رود ماهی سرخ کوچکی با رقص تیر حرملهدر تُنگ دست ربنا بالاو پایین می رود می بینمش بی […] -
0
اشعار روضه اسیران کربلا – کوفه رفتن به خدا، حال دگر می خواهد (محمد مهدی عبداللهی)
کوفه رفتن به خدا، حال دگر می خواهدزینبت، کسب اجازه به سفر می خواهد چاره ای نیست وَ باید بروم ای گل منخواهرت می رود و سایه سر می خواهد […]