آرشیو از دیدگاه شعرا
-
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – مران یکدم ساربان اشتر
مران یکدم ساربان اشترناقه زینب رفته اندر گل بده ظالم مهلتی آخرزان که من دارم عقده ها در دل مرا ناقه تا که بنشینمبرسر نعش شاه مظلومان مران ناقه زان […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – نبستم چشمای خیسم رو من به روی تو ای برادر
نبستم چشمای خیسم رو من به روی تو ای برادرهلال من از روی نیزه شاهدی حالِ زارِ خواهرهمسفر شد قافله با سنان و حرمله کو علمدار رشیدموی تو رفته به […] -
0
شعر نوحه شهادت امام سجاد (ع) – قرآن پرپر روی نیزه غربتت را
قرآن پرپر روی نیزه غربتت را ۲هر دم تلاوت میکند: الشام الشام منزل به منزل درد و داغ و بی کسی رایک جا روایت میکند: الشام الشام ۲ ای بهار […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – طوفان وزید و قافیه ها بوی خون گرفت
تا گفتم السلام علیکم شروع شدقلب قلم تپید و تلاطم شروع شد آغاز روضه بود به نام خدا؛ حسینشاعر نوشت اول این روضه؛ یا حسین خون جای اشک بر ترک […] -
0
میلاد امام سجاد (ع) – ای مهین بانوی ایران،شاه عالم زاده ای
ای مهین بانوی ایران،شاه عالم زاده ایمادر توحید،توحید مجسم زاده ای نیستی مریم ولی بهتر زمریم زاده ایافتخار نسل آدم تا به خاتم زاده ای آیت عظمی،ولی الله اعظم زاده […] -
0
شعر ویژه کاروان اسیران کربلا – دستان باد موی تو را شانه کرده است
دستان باد موی تو را شانه کرده استخون بر دل پیاله و پیمانه کرده است بالای نیزه چشمه ی نوری دمیده اززخمی که بر جبین تو کاشانه کرده است رگهای […] -
0
شعر میلاد امام سجاد (ع) – ماه شعبان شد و نوبت به می ناب رسید (محسن ناصحی)
ماه شعبان شد و نوبت به می ناب رسیدوقت شادی دل حضرت ارباب رسید آن که چشمان سیاهش ز همان روز نخستکششی داشت به سجّاده و محراب رسید آن که […] -
0
شعری در ولادت با سعادت امام سجاد (زین العابدین) علیه السلام – محیط نـور را نـور آفریدند
محیط نـور را نـور آفریدند سپاه شور را شور آفریدنـد به خورشید ولایت ماه دادند بگو نورِعلینـور آفریدنـد سپهر امشب زند بر خاک، زانو مَلَک خوانـد ثنـای شهربانـو خدا امشب […] -
0
فرزدق و توصیف حضرت سجاد
اشارهیکی از عالیترین توصیفات از حضرت زین العابدین -(ع)- در آئینه اشعار تابناک جناب فرزدق منعکس است. در این قسمت زمینه انشاد این اشعار و بازتاب آن را بررسی میکنیم:در […] -
0
شعر کاروان اسیران – ببین که عرصه برایم چه تنگ گردیده
دلم برات برادر چه تنگ گردیدهدلم چه مضطر و خسته ز جنگ گردیده سرم شکسته ز لطف و مرام مردم شامرخم کبود و پر از خون ز چنگ گردیده مرا […]