صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه دعای ۵۳ – در فروتنی برای خداوند

(۱) ای پروردگار من، گناهانم خاموشم نموده و گفتارم قطع گردیده. پس برای من هیچ حجّتی نیست. از این رو من اسیر بلای خود، گروگان عمل خویش، مردد در خطای خود، متحیّر از مقصد خویش و در راه ماندهام.
(۲) خود را در جایگاه خوارانِ گناهکار، جایگاه بدبختانی که بر تو جرأت یافتهاند و سبک شمارندگان وعده تو، واداشتهام.
(۳) پاک و منزّهی! به کدامین جرأت بر تو تجرّی نمودم؟ و به کدام هلاک، خود را به هلاکت افکندم؟
(۴) مولای من! بر به رو افتادنم با تمام رخسارم، و بر لغزش گامهایم رحم کن. و با بردباریات بر نادانیام، و با احسانت بر بدکرداریام تلافی کن. زیرا من به گناه خود، اقرار داشته و به خطای خویش، اعتراف میکنم. و این دست من و موی جلوی سرم است. برای قصاص خویش، فروتن میشوم، بر پیریام و به آخر رسیدن روزهایم و نزدیک شدن مرگم و ناتوانیام و نیازمندیام و بیچارگیام رحم کن.
(۵) مولای من! هنگامی که اثرم از دنیا قطع شود، و یادم از میان آفریدگان محو گردد، و مانند کسی که فراموش شده، از فراموش شدگان گردم، به من رحم کن.
(۶) مولای من! هنگام دگرگون شدن صورتم، و حالم هنگامی که جسدم پوسیده گردد، و اعضایم گسسته شود، و مفاصلم پاره پاره شود، بر من رحم کن. ای وای از بیخبری من از آنچه دربارهام خواسته میشود!.
(۷) مولای من! و در برانگیخته شدن و زنده شدنم به من رحم کن، و جایگاهم را در آن روز با دوستانت، و بازگشتم را در میان یارانت، و خانهام را در جوار خود قرار ده، ای پروردگار جهانیان.
برگرفته از کتاب صحیفه سجادیه ترجمه احمد سجادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *