نقش تربیتی و ارشادی

امام سجاد علیه السلام و صدقات پنهانی

وقتی شب فرا میرسید، حضرت انبان پر از غذا یا هیزم یا حاوی کیسههای دینار و درهم را بر دوش کشیده و بدون آن که کسی
ایشان را بشناسد، بین نیازمندان تقسیم میکرد. این افراد، کسانی بودند که امام علیه السلام آنان را کاملا میشناخت و برای این که
احساس حقارت و خواری نکنند، حضرت با چهرهی پوشیده به سراغ آنان رفته و حوایج ایشان را برطرف میکرد [ ۵۴۸ ] این
کمکهای امام علیه السلام چنان مخفیانه بود که پسر عموی مستمند حضرت، از ایشان گلهمند بود و میگفت: علی بن الحسین
علیه السلام رعایت خویشاوندی را نمیکند، خدا او را سزا دهد. امام علیه السلام این سخنان را میشنید و بردباری میکرد و خود را
صفحه ۱۰۳ از ۱۲۶
به وی نمیشناساند. هنگامی که حضرت به شهادت رسید و احسان از این مرد بریده شد، دانست که آن مرد نیکوکار، علی بن
الحسین علیه السلام بوده است. پس بر سر قبر حضرت رفت و گریه کرد [ ۵۴۹ ]. سفیان بن عیینه، از زهری روایت کند: شبی سرد و
بارانی علی بن الحسین علیه السلام را دیدم که آرد و هیزم بر پشت داشت و میرفت. گفتم: پسر رسول خدا! این چیست؟ – سفری
در پیش دارم و توشهی آن را آماده کردهام تا در جای امنی بگذارم. – اجازه دهید خدمتکار من آن را بیاورد. امام علیه السلام قبول
نکرد. – پس اجازه دهید خودم آن را بیاورم؛ چون شأن شما را بالاتر از آن میبینم. – ولی من شأن خود را از حمل باری که در
سفر از هلاک شدن نجاتم دهد و ورودم به مقصد را نیکو گرداند، برتر نمیدانم. از تو میخواهم به حق خدا مرا واگذاری و پی
کار خود بروی! پس از چند روز، زهری از امام علیه السلام پرسید: از آن سفری که میفرمودی، اثری نمیبینم. – حضرت فرمودند:
آری ای زهری! چنان که میپنداشتی، نیست. منظور من سفر آخرت بود و برای آن آماده میشوم. آمادگی برای این سفر، فقط در »
دوری از حرامها و نهایت کوشش در راه خیر است [ ۵۵۰ ]. [صفحه ۲۱۶ ] این صدقات پنهانی، در طول عمر امام علیه السلام ادامه
.[ داشت تا این که به جوار پروردگار رفت. هنگام غسل، آثار کبودی ناشی از حمل غذا برای فقرا، در پشت وی نمایان بود [ ۵۵۱
برگرفته از کتاب نقش امام سجاد علیه السلام در رهبری شیعه نوشته: محسن رنجبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *