سیره عملی و رفتاری

امام سجاد در مشکل زهر

زهری گوید: پس از آنکه مدتی نزد عبدالملک بن مروان بسر بردم قصد مدینه کردم. غلامی داشتم و مالی فراوان با من بود که در کیسه‌ای گذاشته بودم. آن کیسه گم شد و من غلام را به دزدی متهم کردم و به وعده و وعید امیدوار ساختم و ترساندم سودی نداشت غلام را بر زمین افکندم و بر سینه‌اش نشستم و آرنج خود را بر سینه‌ی او نهادم و فشردم اما نمی‌خواستم او را بکشم. و لیکن بر اثر این فشار غلام مرد.
من ترسیدم. چون به مدینه آمدم از سعید بن مسیب و ابوعبدالرحمن و عروه بن زبیر و قاسم بن محمد و سالم بن عبدالله [۴۹۴] پرسیدم چه باید کرد همه گفتند توبه‌ی تو پذیرفته نیست. چون خبر به علی بن الحسین رسید گفت او را نزد من بیاورید.
نزد او رفتم و داستان خود را به حضرتش گفتم فرمود:
– گناه تو توبه دارد. دو ماه پی در پی روزه بگیر! بنده‌ی مؤمنی را آزاد کن! شصت مستمند را طعام بده [۴۹۵] و در روایت ابن سعد است که فرمود:
دیه‌ی او را برای کسانش بفرست [۴۹۶] ابن ابی‌حازم گوید سلیمان بن‌یسار را دیدم با علی بن الحسین میان قبر و منبر پیغمبر می‌نشستند و به مذاکره می‌پرداختند و چون می‌خواستند برخیزند عبدالله بن ابی‌سلمه سوره‌ای را می‌خواند و پس از ختم سوره دعا می‌کردند [۴۹۷].
گروهی چون جابر بن عبدالله، عامر بن واثله، سعید بن مسیب، از صحابه، و سعید بن جبیر، محمد بن جبیر، ابوخالد کابلی، قاسم بن عون، اسماعیل بن عبدالله جعفر از تابعین شاگردان اویند. [۴۹۸].
[صفحه ۱۵۹]
برگرفته از کتابزندگانی علی بن الحسین (ع) نوشته آقای جعفر شهیدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *