شهادت

هنگام شهادت امام سجاد

آنگاه که زمان شهادت آن حضرت نزدیک شد به فرزندش امام محمد باقر علیه السلام فرمود: ای محمد، امشب چه شبی است؟ امام باقر علیه السلام آن شب را نام برد. امام سجاد علیه السلام پرسید: چند روز از این ماه گذشته و چند روز باقی مانده است؟ امام باقر علیه السلام پاسخ داد. آنگاه امام سجاد علیه السلام فرمود: این همان شبی است که به من وعده دادهاند.
او مانند جد مظلومش علی بن ابیطالب علیه السلام در مسجد متولد گشت و در کنار مسجد پیغمبر شهید شد و برای همیشه آزاد اندیشان و آزادگویان را که به غایت اندکند در غم و اندوه فرو برد.
[صفحه ۱۹]
خداوند تبارک و تعالی سرشت امامان راستین را از آل رسول اقدس قرار داد تا وجودشان برای همهی جهانیان رحمت و نعمت باشد، و سالار و پیشوایشان قرار داد تا مردم به آنان اقتدا و از ایشان پیروی کنند، و برایشان واسطهها و سفیرانی قرار داد تا دعوت و ندایشان را به مردم برسانند و احکامشان را به اجرا گذارند. این سفیران، شیعیان مجاهد و وارستهای هستند که در برابر تعریف امامان معصوم و بیان فضایل و نشر آثار ایشان از هیچ نوع فداکاری دریغ نمیورزند و برای رسیدن به این هدف، زبان به زبان مطالب را بازگو میکنند، چندان که گویی افرادی که سالها با آنان فاصلهی زمانی داشتهاند از خود آنها شنیده و دریافت کردهاند و از این طریق نام امامان را زنده نگاه میدارند و دعوت به حق را تداوم میبخشند و نهضت الهی را از سایر نهضتها مشخص میکنند و در پرتو آن، احکام نورانی و اخلاق کریمه و حقایق مستوره را آشکار میسازند.
[صفحه ۲۰]
بدین وسیله دعوت حق، تکمیل، نهضت الهی استوار و پابرجا، احکام اسلام منتشر، اخلاق و ارزشهای انسانی رایج، حقایق و استعدادهای نهفته آشکار و معیارهای برتری برای پیروانشان مشخص میشود. امرشان احیاء، دین زنده، راه روشن، سعادت دنیا و آخرت برای همه تامین خواهد شد.
به همین منظور، همواره به شیعیان و پیروان خود امر میکردند و از آنان میخواستند که پیوسته در منازل یکدیگر آمد و رفت کنند و ضمن دیدار، در مورد امر آنان به بحث و مذاکره بپردازند که ذیلا به عنوان نمونه به برخی از روایات مزبور اشاره میشود:
۱٫ اسماعیل بصری روایت کرده است: مکرر از امام صادق علیه السلام میشنیدم که از بسیاری از شیعیان خود میپرسید: آیا شما در منازل خود تشکیل جلسه میدهید و در آنجا مطالبی را که لازم است عنوان میکنید و کسانی را که باید مورد نکوهش و انزجار قرار دهید، قرار میدهید؟
وقتی که در جواب حضرت پاسخ مثبت داده میشد، حضرت خوشحال میشد و میفرمود: آیا زندگی غیر از همین نحوه حرکتها مفهوم دیگری میتواند داشته باشد؟! [۱۶].
۲٫ در وصیتی که امام باقر علیه السلام به خثیمه کرد فرمود:
[صفحه ۲۱]
«سلام ما را به دوستان برسان و آنان را سفارش کن به:
۱٫ تقوای خدایی؛
۲٫ تفقد پولداران از مستمندان؛
۳٫ سرکشی صاحبان قدرت از بیچارگان؛
۴٫ حضور زندگان در تشییع جنازهی مردگان؛
۵٫ ایاب و ذهاب و دیدار از یکدیگر در خانههایشان. [۱۷].
خداوند رحمت کند کسی را که با دیگری گرد هم آید و در مورد «امر» ما صحبت کند. [هرگاه دو تن از اینان گرد هم آیند تا در مورد «امر» ما سخن بگویند] یقینا سومی از آنان فرشتهای خواهد بود که از خداوند برایشان طلب آمرزش خواهد کرد. بنابراین، هرگاه در جایی گرد هم آمدید، حتما جلسهی خود را با یاد ما برگزار کنید، زیرا در این گونه گردهمایی ها و مذاکرات شما «احیای امر ما» خواهد بود، و بهترین مردم بعد از ما کسی است که به یاد امر ما باشد و دیگران را به آن دعوت کند.» [۱۵].
بسیار روشن است که منظور از «دعوت به یاد امامان که موجب احیای امرشان خواهد شد» هر عمل خیری است که انسان در این راستا انجام میدهد مانند:
[صفحه ۲۲]
۱٫ وعظ و خطابه در جهت اهداف اهل بیت علیهمالسلام.
۲٫ تدوین و تالیف مآثر و فضایلی که خداوند به ایشان ارزانی داشته است.
۳٫ نوشتن و انتشار دادن سخنان و احادیث آنان.
۴٫ به نظم و شعر درآوردن مدایح و فضایل آنها و ظلمها و ستمهایی که از طرف حکام و سران سلطه بر آنان وارد شده است.
۵٫ تشکیل جلسات در مراسم اعیاد و وفیات، و خلاصه هر عملی که موجب احیای «امر» آنان و باعث دعوت به یاد ایشان گردد از مصادیق همین مسئله خواهد بود که امام علیه السلام دستور فرمود: «احیوا امرنا» یعنی امر ما را زنده بدارید.
و در همین مورد است که امام هشتم علیه السلام میفرمود: خدا رحمت کند هر بندهای را که «امر» ما را احیاء کند.
ابوالصلت هروی که این سخن را از امام علیه السلام شنید عرض کرد: چگونه «امر» شما را احیاء کند؟
امام علیه السلام فرمود: از این طریق که خود علوم ما را بیاموزد و به دیگران بیاموزاند، زیرا اگر مردم با محاسن سخنان ما آشنا شوند همواره از ما پیروی خواهند کرد.
مجددا ابوالصلت عرض کرد: از امام صادق علیه السلام برای ما روایت کردهاند که آن حضرت فرمود: هر کس به این منظور علمی بیاموزد که بخواهد به وسیلهی آن با سفیهان مباحثه و کشمکش کند، یا بخواهد به وسیلهی آن بر
[صفحه ۲۳]
علما افتخار و مباهات نماید، یا منظورش از آموختن علم این باشد که بخواهد به وسیلهی آن مرید برای خود جمع کند، چنین کسی از اهل دوزخ خواهد بود.
امام علیه السلام در پاسخ ابوالصلت فرمود: پدرم امام صادق علیه السلام راست فرمود، لکن آیا تو میدانی که منظور پدرم از «سفیهان» چه کسانی بوده است؟ منظور پدرم از «سفیهان» همان داستان سرایان و مداحان مخالف اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و مقصودش از «علما» علمای از آل محمد بود که خداوند اطاعت و مودتشان را بر همه کس واجب کرده است. و معنای «جمع کردن مرید برای خود» یعنی که مردم را به سوی خود دعوت کند و بناحق ادعای امامت نماید. هر کس علم را به خاطر یکی از مقاصد مزبور بیاموزد از اهل دوزخ خواهد بود. [۱۶].
در هر صورت، امامان راستین علیهمالسلام برای کسانی که آنان را به نحوی از انحاء یاری کنند اجر و پاداش بسیاری عنوان فرمودهاند و تا حد اعلی از شیعیان خود به خاطر این گونه جهادهای سودمند و مشکلات سختی که متحمل میشوند مانند قتلها و آوارگیها و به دار آویختنها و زندان افتادنها ستایشها کرده و آنان را از حواریون و یاران حضرت عیسی هم برتر دانستهاند، زیرا یاران حضرت عیسی در هنگام خطر یهود از وی دفاع نکردند؛ اما شیعیان در راه دوستی و حمایت از امامان خود همواره با مرگهای ناگهانی دست به گریبانند و به راحتی بالای چوبهی
[صفحه ۲۴]
دار میروند و گردن به شمشیرهای بران میسپارند به قسمی که از این رهگذر بسیاری از شهرها را از وجود آنان تهی ساخته و فرزندانشان را با شکمهای گرسنه یتیم کرده و در سوگ پدرانشان گریاندهاند.
و دربارهی همین افراد است که امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
«خداوند که ما را برگزید، شیعیانی هم برای ما انتخاب کرد تا ما را یاری کنند و در شادی ما شاد و در اندوه ما اندوهناک باشند. اینان مال و جان خود را در راه ما فدا میکنند. این گونه افراد از ما هستند و به سوی ما برگشت خواهند کرد.» [۱۷].
به همین دلیل، امیرالمومنین علیه السلام همواره از خداوند برای آنان طلب آمرزش میکرد. [۱۵].
و امام صادق علیه السلام میفرمود:
«شیعیان ما از ما و منسوب به ما هستند و وجودشان با نور ولایت ما عجین شده است. آنها به امامت ما رضایت دادهاند و ما هم از شیعه بودن آنها رضایت داریم، اندوه ما آنان را اندوهگین، و سرور ما شادمانشان میکند. ما همواره از اوضاع شیعیانمان باخبریم و از تالمات و درد و رنجشان رنجور و ناراحت میشویم. آنها پیوسته با ما هستند و هرگز از ما جدا نمیشوند، زیرا هر بندهای در نهایت باید
[صفحه ۲۵]
به سید و مولای خود برگردد. شیعیان در طریق حمایت از ما بسی آزار و شکنجه دیدهاند ولی ما برای آنها هیچ گونه شکنجهای ندیدهایم. [۱۶].
شیعیان غیر از نظر خدا نظری ندارند و همان را برمیگزینند که خدا برگزیده است. در حالی که تودهی مردم با ما دشمنی میکنند آنها به ما عشق و محبت میورزند، و در حالی که مردم با ما قطع رابطه میکنند آنان روابط خود را استوارتر میسازند. به خدا سوگند اینان شیعیان واقعی و پیروان حقیقی رسول خدایند. آنگاه که صاحبان این عقیده به حال احتضار میرسند بسیار خوشحال و شادمان میشوند، زیرا در آن حال به آنها میگویند: تمام مخاوف دنیایی از شما قطع گردید و به تمام وعدههای آخرت واصل شدید. [۱۷].
حواریان حضرت عیسی بن مریم علیه السلام شیعهی او بودند و شیعیان ما نیز حواریان ما هستند، در صورتی که حواریان او فرمانبردارتر از حواریان ما نبودند، زیرا حضرت عیسی علیه السلام به حواریان خود گفت: کدام یک از شما برای خدا مرا یاری خواهد کرد؟ حواریان گفتند: ما همه یاوران خداییم و تو را یاری خواهیم کرد. ولی به خدا سوگند هیچ کدامشان در برابر قوم یهود نه او را یاری کردند و نه به طرفداری از وی نبردی انجام دادند! و حال آنکه شیعیان ما از آن روزی که پیغمبر صلی الله علیه و آله رحلت کرد پیوسته در طول تاریخ دست از
[صفحه ۲۶]
یاری ما برنداشتند و همواره به خاطر ما به نبرد اشتغال میورزند. به همین جهت یا زنده زنده آنان را میسوزانند و یا شکنجه میدهند و یا در بلاد مختلف تبعید و آواره میشوند. خداوند به آنان پاداش خیر دهد. [۱۵].
به راستی حقوقی که شیعیان راستین ما به گردن ما دارند، واجبتر است از حقوقی که ما به گردن آنان داریم. [۱۶] لذا ما در هر بام و شام از خداوند برایشان درخواست رحمت و آمرزش میکنیم.» [۱۷].
و امام سجاد علی بن الحسین علیه السلام به «ام فروه» بنت قاسم بن محمد بن ابیبکر میفرمود:
«من در هر شبانه روزی صد بار برای گناهکاران از شیعیانمان دعای خیر میکنم، زیرا ما که در برابر مصائب و مشکلات پایداری میکنیم به عواقب آن آگاهیم و صبر میکنیم، اما آنان با اینکه عواقب آن را نمیدانند صبر میکنند.» [۱۵].
ابو ربیع شامی نقل کرده است که به امام صادق علیه السلام عرض کردم: شنیدهام عمرو بن اسحاق وارد بر امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام شد، حضرت دید رنگ از چهرهاش پریده و رخسارش زرد شده است،
[صفحه ۲۷]
علت را از او پرسید، وی در جواب عرض کرد: زردی رخسار به خاطر دردی است که عارضش شده. حضرت به او فرمود:
«انا نفرح لفرحکم، و نحزن لحزنکم، و نمرض لمرضکم، و ندعو لکم و تدعون فنومن، قال له عمرو: کیف ندعو فتومن؟ قال (ع): انا سواء علینا البادی و الحاضر، فقال ابوعبدالله (ع): صدق عمرو.» [۱۶].
عالم شریف و بزرگوار رضی الدین علی بن طاووس رضوان الله تعالی علیه روایت کرده است که خودش شنید حضرت حجت سلام الله علیه در یکی از سحرها در سرداب سامراء دعا میکرد و میفرمود:
«خداوندا، شیعیان ما از پرتو انوار ما و از باقیماندهی طینت ما آفریده شدهاند، اینان با اتکال به محبت و ولایت ما گناهان بسیاری مرتکب شدهاند. خداوندا، اگر گناهانشان مربوط به اموری است که فقط بین تو و خودشان بوده آنها را ببخش و گناهانشان را به حساب خمس ما بیاور! آنان را اهل بهشت قرار ده و از آتش دوزخ دور گردان و آنها را با دشمنان ما در خشم خود گرفتار مفرما.» [۱۷].
با توجه به آنچه ذکر شد، معلوم گردید که لطف و محبت امامان علیهمالسلام و ترحم و دلسوزیشان بر شیعیان بر کسی پوشیده نیست. بنابراین، باید مواظب بود تا اوضاع و
[صفحه ۲۸]
احوال روزگار، انسان را در مقابل خدای تعالی و حقوق مردم به طغیان و سرکشی وادار نسازد.
همه باید بدانند وقتی که انسان مشمول این همه دعا و تضرع از طرف امامان معصوم میشود باید بتواند شایستگی آن را به دست آورد تا در زمره و گروهشان محشور شود و زیر لوای حمدشان وارد گردد، وگرنه چه بسا کوچکترین گناهان ممکن است هنگام مرگ موجب سلب ولایت آنها گردد.
در ارشاد القلوب دیلمی روایت کرده است اگر انسان توفیق پیدا نکند با ولایت امامان معصوم علیهمالسلام بمیرد، دچار عاقبت بسیار خطرناک و ناگواری خواهد شد و افسوس و اندوه بیشمار خواهد خورد، ولی آن روز دیگر هرگز جای ندامت و پشیمانی نخواهد بود.
در روایات متواتر از خود امامان علیهمالسلام آمده است:
«اگر بندهای پیوسته بین رکن و مقام بایستد و هفتاد سال خدا را عبادت کند ولی دارای ولایت و دوستی اهل بیت علیهمالسلام نباشد تمام اعمالش مانند گرد و غبار بر باد خواهد رفت.»
به همین دلیل، عالمان و محققان بزرگ اسلام فرمودهاند: همان طور که اسلام شرط صحت عبادت است ایمان یعنی اعتقاد به ولایت اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله نیز از شرایط صحت عبادت میباشد.
بنابراین، ولایت و دوستی اهل بیت پیغمبر صلی الله
[صفحه ۲۹]
علیه و آله که از طرف خدای سبحان بر همهی انسانها واجب شده است جز از طریق: ۱(تقوا، ۲) ورع و پارسایی، و ۳) نظم در امور اجتماعی – که به آن امر شدهاند – به دست نخواهد آمد.
پس، هر بندهای باید موجب زینت و افتخار امامان خود گردد نه باعث سرافکندگی و شرمندگی آنان! باید با پرهیز از رذایل و فرومایگی ها و اجتناب از هر نوع طغیان و سرکشی، محبت اهل بیت را در دل مردم جای دهد و آنان را به امامان معصوم خوشبین کند تا به زبان خود بگویند: «رحم الله جعفر بن محمد علیه السلام فقد ادب شیعته» (خدا رحمت کند امام صادق علیه السلام را که چگونه شیعیان خود را نیکو تربیت کرده است.)
[صفحه ۳۲]
برگرفته از کتاب رهبر آزادگان سید ساجدین علی بن الحسین علیه السلام نوشته آقای عبدالزاق موسوی مقدم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *