شهادت

قاتل حضرت سجاد

وفات حضرت علی بن الحسین -(ع)- به اتفاق سیره نویسان در زمان خلافت «ولید بن عبدالملک» واقع شده است. [۷۶۲] بنابر آنچه «عمر بن عبدالعزیز» قضاوت کرده است «ولید» که عنصری جبار و بسیار ظالم بود با حاکم شدن، زمین را از جور و ستم لبریز نمود. [۷۶۳].
[صفحه ۵۳۵]
در عهد حکومت او رفتار «مروانیان» و کارگزاران آنها با دودمان پیامبر – صلی الله علیه و آله وسلم – «بنی هاشم» و بخصوص حضرت سجاد -(ع)- بسیار خشن و ظالمانه بود.
والی مدینه «هشام بن اسماعیل» گرچه از زمان «عبدالملک بن مروان» مسئول اداره شهر «مدینه» بود ولی در عصر «ولید بن عبدالملک» رفتار بسیار ظالمانهای با حضرت زین العابدین -(ع)- داشت و هنگامی که به خاطر شدت مظالم و بد رفتاریهایش با اهل «مدینه» از منصب خود عزل شد، او را در کنار منزل «مروان» نگه داشتند تا مردم از او قصاص بگیرند. او خود معترف بود که از کسی جز علی بن الحسین -(ع)- بیم ندارم، اما هنگامی که حضرت با جمعی از اصحاب خود از کنار او عبور کردند با توصیه ایشان، هیچ کس به او متعرض نشده و خود نیز از او شکایتی ارائه نکردند. در این حال بود که «هشام» فریاد زد: «الله اعلم حیث یجعل رسالته»
و در روایت دیگری داریم که حضرت برای او پیغام دادند اگر از نظر مالی در مضیقه هستی، ما آنقدر توانایی داریم که نیاز تو را بر طرف کنیم. [۷۶۴].
به هر حال در عهد «ولید بن عبدالملک» بر نوادگان پیامبر – صلی الله علیه و آله وسلم – بسیار سخت گذشت. یکی از مصائب عظیم در این مدت شهادت حضرت سجاد -(ع)- بزرگ «بنی هاشم» و آقا و سرور آنان بود.
اما در بین مورخین در اینکه قاتل حضرت چه کسی است اختلاف است؛ بعضی معتقدند حضرت به دست «ولید بن عبدالملک» مسموم گردیدند. و برخی دیگر معتقدند «هشام بن عبدالملک» که برادر خلیفه بود، حضرت را مسموم ساخت.
هشام «همان شخصی است که عظمت وجودی حضرت سجاد -(ع)- را با همه وجود در جریان حج خانه خدا و استلام «حجرالاسود» دیده است. هنگامی که خود با همه جاه و حشمت چشم پر کن پادشاهی، نتوانست «حجرالاسود» را استلام کند و ببوسد، ولی حضرت سجاد -(ع)- که بوی
[صفحه ۵۳۶]
عطر وجودشان و هیبت الهی ایشان همه را مدهوش کرده بود، جلو آمده و همه مردم راه دادند و حضرت براحتی به استلام موفق گردیدند. آری به همین مناسبت «فرزدق» آن قصیده غرای خود را در کنار «خانه خدا» با صدای بلند قرائت نمود. (مبسوط این جریان تحت عنوان فرزدق، شاعر برجستهی عرب، و توصیف حضرت سجاد -(ع)- بیان گردیده است.)
«هشام» از آن لحظه عداوت حضرت سجاد -(ع)- در دل انباشت تا بالاخره برای شهادت حضرت برنامه ریزی نمود و برای مسمومیت ایشان اقدام کرد. اما این کار نمیتوانست بدون اذن و مشاوره با خلیفه «ولید بن عبدالملک» باشد.
به هر حال شهادت حضرت در این زمان واقع گردیده است. و خاندان «مروان» که مدیون بالاترین کرامتها و محبتهای حضرت زین العابدین -(ع)- بودند، دست خود را به شهادت حضرت آلوده ساختند. خداوند متعال «لعن» و «نفرین» دائمی خود را نصیب آنان گرداند.
رگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد (ع) نوشته آقای محمد محسن دعایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *