شهادت

شهادت امام سجاد

دربارهی سال شهادت امام زین العابدین علیه السلام قولهای فراوانی از مورخان وجود دارد که در بین آنها، سال نود و چهارم [۵۸۸] و نود و پنجم [۵۸۹] شهرت دارد. اما قوت قول مبنی بر شهادت ایشان در سال نود و چهارم بیشتر است، با توجه به آن که این سال را «سنه الفقهاء» نامیدهاند؛ چون گروه بسیاری از فقهای مدینه در این سال از دنیا رفتند.
مورخان نقل کردهاند که آن بزرگوار به دست ولید بن عبدالملک مسموم شد [۵۹۰].
کفعمی در مصباح مینویسد: «روز شنبه بیست و دوم محرم سال نود و پنج هجری در ایام حکومت ولید بن عبدالملک، هشام ایشان را مسموم کرد [۵۹۱].
سید بن طاووس میگوید: خداوند عذاب کسی که حضرت را به قتل رساند، زیاد کند و آن کس ولید بن عبدالملک است [۵۹۲].
شبی که امام سجاد علیه السلام بامداد آن به جوار پروردگار رفت، فرزند خود محمد باقر علیه السلام را فرمود: «آبی برای وضوی من بیاور» و چون آب را آوردند، فرمود: «نمیخواهم، در این آب مردار است.» پس از جستجو، معلوم شد موشی در آب مرده است.
حضرت به فرزندش محمد باقر علیه السلام فرمود: «پسرم! این همان شبی است که مرا وعده دادهاند.»
چون زمان وفات امام علیه السلام فرا رسید، بیهوش شد و چون چشم خود را گشود،
[صفحه ۲۲۸]
سورههای واقعه و فتح را خواند و سپس فرمود: «الحمد لله الذی صدقنا وعده و اورثنا الارض فنتبوا من الجنه حیث نشاء فنعم اجر العاملین [۵۹۳] آن گاه خاموش شد و چیز دیگری نفرمود [۵۹۴].
امام سجاد علیه السلام در بقیع کنار قبر شریف عموی بزرگوارش، امام حسن علیه السلام و در زیر گنبدی که جناب عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مدفون بود، به خاک سپرده شد [۵۹۵].
مردم مدینه در عزای حضرت سوگوار شدند و هنگام تشییع و دفن آن بزرگوار، چنان جمعیتی از مردم جمع شده بودند که مدینه مانند آن را کمتر دیده بود [۵۹۶].
[صفحه ۲۲۹]
خلاصه و نتیجه گیری
از آن چه تاکنون نگاشتیم، روشن شد که عصر امام سجاد علیه السلام یکی از پر اختناقترین دورانهای تاریخ اسلام برای شیعیان بوده است، دورهای که شیعه، هم از بعد اعتقادی و هم از بعد سیاسی در شرایط بسیار سختی به سر میبرد، تشکیلات و انسجام آن فروپاشیده بود و در آستانهی انقراض قرار گرفته بود. امام سجاد علیه السلام با بهرهگیری از اصل تقیه، هستی و دوام شیعه را حفظ کرد و در پوشش آن، به هدایت و رهبری جامعه پرداخت و با تبیین فرهنگ اصیل اسلامی، در قالب پند و اندرز و دعا و نیایش، معارف متعالی دینی را برای جامعهی آن روزگار به ارمغان آورد. هم چنین حضرت با تربیت نیروهای صالح و عالم، زنده و نگه داشتن یاد و خاطرهی نهضت عاشورا، موضعگیری های متقن و محکم در برابر اعمال و رفتار امویان و شورشها و قیامهای عصر خویش، دفاع فرهنگی، تربیت اخلاقی و پرورش روحی جامعهی اسلامی از راه ارائهی سیرهی عملی خویش و احیای سنت رسول الله صلی الله علیه و آله و فقه امیرالمومنین علیه السلام که در آن زمان فقط نامی از آن باقی مانده بود، به بهترین وجه، رسالت بزرگ هدایت و رهبری شیعه را به انجام رساند و زمینهی انقلاب فرهنگی و علمی را برای دو امام بعدی، یعنی امام باقر و امام صادق علیهماالسلام فراهم آوردند. آن چه در پایان این نوشتار، از این تحقیق باید نتیجه گرفت، به شرح زیر است:
۱٫ برخلاف اعتقاد بعضی از مورخان و نویسندگان شیعه و سنی، مبنی بر این که امام سجاد علیه السلام بعد از واقعه کربلا از مردم کناره گرفت و به امور عبادی و فردی خویش پرداخت، این نوشتار با رد این دیدگاه باطل، تبیین کرد که حضرت، نقش فعالانهای در جامعهی اسلامی، به ویژه جامعهی شیعی داشته است و با اهتمام به وضعیت شیعیان، آنان را از خطر انقراض نجات داده است.
۲٫ اگر چه امام سجاد علیه السلام همچون پدر بزرگوارش به خاطر اوضاع و شرایط حاکم بر
[صفحه ۲۳۰]
عصر خویش اقدام به مبارزهی مسلحانه نکرد، اما این بدین معنا نبود که حضرت رسالت بزرگ هدایت و رهبری را مهمل گذارد و جامعه اسلامی را به حال خود رها کرد تا امویان هر چه خواهند بر سر آن بیاورند. بلکه حضرت با استفاده از سپر تقیه و با تغییر در روش مبارزه، که شرایط حاکم، آن را میطلبید، این مهم را به انجام رساند.
۳٫ امام زین العابدین علیه السلام در انجام رسالت الهی خویش، نه تنها از روش پند و ارشاد امت و ارائهی معارف بلند دینی در قالب دعا استفاده کرد، بلکه با انواع کمکهای مالی (با روشهایی که بیان گردید) و ارائهی سیرهی صحیح زندگی، که سعادت دنیوی و اخروی جامعه را تضمین میکرد، به تربیت نیروهای متعهد، و دانا همت گماشت و در این راه از هیچ اقدامی فروگذار نکرد.
[صفحه ۲۳۱]

برگرفته از کتاب نقش امام سجاد علیه السلام در رهبری شیعه نوشته آقای محسن رنجبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *