پدر و مادر (شجره نامه)

مادر امام سجاد از دیدگاه یعقوبی

۱٫ بسی جای شگفتی و تعجب است که یعقوبی مورخ معروف سخن را به نحو «ارسال» [۳۳] ذکر کرده بدون اینکه آن را رد کند و یا اشتباه بداند. او نوشته است که مادر حضرت سجاد علیه السلام از اسیران کابل بوده است! در حالی که قطعا این سخن درست نیست زیرا فتح کابل در سال ۴۳ به دست عبدالرحمن بن سمرهی اموی که از بستگان معاویه بود و بعد از خلافت او صورت گرفت، انجام شد و حال آن که تولد امام سجاد علیه السلام قطعا در سال ۳۸ بوده است و با این وضع چگونه امکان دارد مادرش از اسیران کابل باشد؟!
۲٫ همچنین، سخن یافعی در مرآت الجنان [۳۴] و ابن تغری بردی در نجوم الزاهره [۳۵]، که گفتهاند مادر امام سجاد علیه السلام از اسیران سند بوده است، به هیچ وجه قابل اعتبار نیست، زیرا مشهور برخلاف آنند، لذا ابن قتیبه [۳۶] آن را به «قیل» نسبت داده است، یعنی گفته شده ولی قابل اعتبار نیست.
رویای صادقه
برخی از راویان حدیث نقل کردهاند علت اینکه شهربانویه تنها حضرت سیدالشهداء علیه السلام را از میان آن همه مسلمان حاضر
[صفحه ۴۵]
انتخاب کرد این بود:
شهربانو قبل از آنکه اسیر شود، شبی پیغمبر صلی الله علیه و آله را در خواب دید که فرزندش سرور جوانان اهل بهشت اباعبدالله علیه السلام نیز با او بود و در همان حال پیغمبر صلی الله علیه و آله او را برای فرزندش حسین علیه السلام خواستگاری کرد. از همان لحظه که این خواب را دید اثر خود را در روح و قلب او گذاشت و احساس کرد محبت حسین علیه السلام که روح پیغمبر و خون اسلام بود در دلش جای گرفته است. از همان روز اول که این خواب را دیده بود همواره در این اندیشه به سر میبرد که چگونه ممکن است او همسر حسین علیه السلام پدر امامان پاک و راستین شود؟ همچنان که این خواب تمام اندیشهی او را به خود مشغول کرده بود در شب دوم مجددا در خواب دید که فاطمهی زهرا سلام الله علیها بر او وارد شد و او را خبر داد که در جنگ ایران و عربها پیروزی از آن مسلمانان خواهد بود و در ضمن او را مژده داد همان طور که رسول خدا او را به عقد فرزندش درآورد به همین زودی به او خواهد رسید!! و افزود که هیچ یک از مسلمانان دست سوئی به سویش دراز نخواهد کرد. پس از آن اسلام را بر او عرضه کرد و او مسلمان شد. [۳۷].
پس از آن، خیال شهربانو راحت شد و هر روز برای رسیدن به سیدالشهداء علیه السلام و استضائه از نور الهی لحظه شماری میکرد و پیوسته شمایل آن حضرت را که در خواب دیده بود در پیش چشم داشت و لحظهای از خیالش پنهان نمیشد. او همواره در حفظ و عنایت خدا به سر میبرد و تا آنگاه که به نجات دهندهی امت از امواج ضلالت که با خون خود دین پیغمبر را یاری کرد رسید، پیوسته از هر چه خلاف شریعت توحید و دین حنیف بود در امان ماند.
[صفحه ۴۶]
او مریم بود
شهربانو به خاطر کمالات معنوی و فضایل عالیه و بینشی که در امور داشت، و به دلیل معرفت و شناختی که به مقام اهل بیت علیهمالسلام پیدا کرده بود، امیرالمومنین علیه السلام به عنوان همانندیش به مریم کبری، او را مریم نامید. گاهی نیز به او فاطمه میگفتند. ولی در زبان تودهی مردم ملقب به «سیده النساء» [۳۸] بود و به همین معنا اشاره کرده است پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود:
«خداوند از میان تمام بندگان خود دو طایفه را برگزیده است: از میان عرب قریش را، و از میان غیرعرب پارسیان را».
و امام زینالعابدین علیه السلام هم که فرمود: «انا ابن الخیرتین» (من فرزند دو برگزیده هستم)، منظورش همین بود، زیرا جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله از قریش، و مادرش دختر یزدگرد پسر شهریار ابن کسرا از پارسیان است.
و به همین معنا اشاره کرده ابوالاسود دوئلی (متوفی ۶۷) که سروده است:
علی بن الحسین نتیجهی دو برگزیدهی بزرگ مانند کسرا و هاشم است،
که تمام کمالها و سعادتها به او منتهی میشود.
شهربانو سرانجام در شهر مدینه بر سر زایمان تولد امام زینالعابدین علیه السلام رحلت کرد. [۳۹].
[صفحه ۴۷]
بنابراین، آنچه که برخی گفتهاند «شهربانو در حادثهی کربلا حضور داشته است و آنگاه که دید بدنهای پاک و مطهر شهدا را لگدمال سم اسبها کردند و در بیابان کربلا به خاک و خون انداختند، از غم و اندوهی که داشت خود را در شط فرات انداخت و هلاک کرد» [۴۰]، درست نیست و نمیتواند قابل اعتماد باشد.
همچنین، اینکه برخی دیگر گفتهاند «وی بعد از شهادت حسین ابن علی علیه السلام زنده بود و با عبدالله غلام خود ازدواج کرد و از او فرزندی به نام زید آورد» نیز درست نیست، زیرا مادر زید مزبور مرضعه یعنی مادر رضاعی حضرت علی ابن الحسین علیه السلام بود. وی با مردی ازدواج کرد که زید نام برده نتیجهی آن ازدواج بود. لذا عبدالملک بن مروان آن مرد را به توهم اینکه با مادر مولایش امام سجاد علیه السلام که مایهی سرافکندگی آن بزرگواران میشد ازدواج کرده است، مورد نکوهش قرار داد، ولی امام سجاد علیه السلام رفع شبهه کرد و به او تفهیم نمود که زن مزبور «دایهی» او بوده است نه مادر نسبیاش [۴۱].
در همین مورد، علی بن موسی الرضا علیه السلام به سهل بن قاسم قوچانی میفرمود: مادر علی بن الحسین علیه السلام بر سر زایمان وفات کرد و یکی از همسران پدرش امور سرپرستی او را به عهده گرفت که مردم خیال کردند او مادر واقعی حضرت است و حال آنکه او گماشته و عهده دار کارهای او بود (نه مادر حقیقیاش)، از این رو به غلط پنداشتند که علی بن الحسین علیه السلام مادر خود را عروس کرده است. پناه بر خدا از
[صفحه ۴۸]
این گونه نسبت های ناروا.
سهل بن قاسم گفت: به قدری این مسئله در خراسان شایع شده بود که تمام طالبیین با امام هشتم علیه السلام مکاتبه میکردند و این موضوع را از حضرتش میپرسیدند!! [۴۲].
اما جهت اینکه امام هشتم علیه السلام از این نسبت به خدا پناه برد به این دلیل بود که یکی از ویژگیهای حضرات امامان معصوم علیهمالسلام این است که نباید پس از وفات، همسرانشان با کسی ازدواج کنند، زیرا امامه دختر زینب فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله از امیرالمومنین علیه السلام روایت کرده است که نباید همسران اوصیای پیغمبر بعد از آنان ازدواج کنند. به همین دلیل، همسران امیرالمومنین علیه السلام به این روایت عمل نمودند و پس از او با هیچ کس ازدواج نکردند. [۴۳].
زراره میگوید: «از امام باقر علیه السلام پرسیدم در حج افراد آیا طواف باید مقدم بر سایر اعمال باشد یا موخر؟ حضرت فرمود: در حج افراد طواف باید مقدم بر سایر اعمال باشد. مردی که کنار آن حضرت بود گفت: شیخ من برعکس فرمایش شما عمل کرد زیرا وقتی که به مکه آمد، در فخ توقف کرد تا موقعی که مردم به سوی منی رفتند، آنگاه او نیز همراه آنها به منی رفت [و طواف را بعد از وقوفین انجام داد]. زراره میافزاید: از او پرسیدم: شیخ تو کیست؟ جواب داد: او علی بن الحسین علیه السلام است. دنبال قضیه را گرفتم تا اینکه فهمیدم شیخ او برادر مادری علی بن الحسین علیه السلام است نه خود آن حضرت.»
این روایت به هیچ وجه دلالت ندارد بر اینکه مادر او همان مادر نسبی حضرت سجاد علیه السلام بوده است، زیرا مادر آن حضرت بر
[صفحه ۴۹]
سر زایمان خود آن حضرت وفات کرد؛ لذا مرحوم فیض کاشانی اعلی الله مقامه فرموده است: این مرد فرزند زنی بود که سرپرست امور حضرت سجاد علیه السلام بود که مردم به او میگفتند مادر امام سجاد، و به این آقا هم میگفتند برادر مادری امام.
و در مورد همین مادر رضاعی و یا مربیه است که به علی ابن الحسین علیه السلام میگفتند: با اینکه تو از نیکو کارترین مردم هستی چگونه است که هیچ گاه با مادرت هم غذا نمیشوی و از این طریق به او احسان نمیکنی؟! حضرت فرمود:
«بیم آن دارم مبادا دستم به سوی لقمهای دراز شود که قبل از من چشم او به آن افتاده باشد؛ در این صورت اگر من زودتر از او آن را بردارم، میترسم او را ناراحت کرده باشم.» [۴۴].
در این سخن طلایی امام علیه السلام نکتهی بسیار دقیقی برای امت اسلامی که میخواهند از آداب و روشهای امامان خود پیروی کنند نهفته است، زیرا ادب و تربیت امام علیه السلام که تا این اندازه انسان را ملزم به رعایت حق مربیه میکند و مخالفت با او را «عاق» مینامد، در صورتی که قصد مخالفت با او را هم نداشته بلکه تنها بیم از آن داشته است که مبادا دستش بر او پیشی بگیرد، تکلیف انسان با مادرش که سختترین مشقتهای زمان بارداری او را به دوش کشیده و پس از وضع حمل، او را بر یکی از پلکهای چشم خود خوابانده و دیگری را روپوش او قرار داده، خود گرسنگی ها خورده و تشنگی ها را تحمل کرده ولی نگذاشته است او کمترین گرسنگی و تشنگی ببیند و آن چنان او را در برابر رویدادها و حوادث نگهداری کرده که مبادا جریان نسیم کمترین آسیبی به او وارد آورد، چگونه خواهد بود؟! آیا هیچ فرزندی میتواند حق او را
[صفحه ۵۰]
اداء کند؟ نه، هرگز! به همین جهت رسول خدا صلی الله علیه و آله همواره میفرمود:
«حق پدر بر فرزند این است که تا وقتی زنده است از او اطاعت کند. اما حق مادر بر فرزند: هیهات هیهات، اگر به اندازهی ریگ های بیابان و دانههای باران در حضورش بایستد و خدمت کند، جبران یک روز از رنجهای زمان بارداری او را نخواهد کرد.» [۴۵].
اهمیت حقوق مادر به خاطر آن مشقتها و رنجهایی است که او هنگام ولادت فرزند متحمل میشود به قسمی که جانش به لب میرسد، و نیز به خاطر آن مصیبتها و زحماتی است که در سرما و گرما به جان میخرد تا او را بزرگ کند که پدر هیچ کدام از آنها را ندارد، لذا برای بیان برتری حق مادران روایت شده است: «الجنه تحت اقدام الامهات» [۴۶] (بهشت زیر قدمهای پرمحبت مادران وظیفه شناس است)، که چنین فضیلتی برای مردان وجود ندارد.
[صفحه ۵۲]
برگرفته از کتاب رهبر آزادگان سید ساجدین علی بن الحسین علیه السلام نوشته آقای عبدالزاق موسوی مقدم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *