پدر و مادر (شجره نامه)

شهربانو مادر امام چهارم

اشاره
برای مادر حضرت علی بن الحسین علیهالسلام نامهای مختلفی در کتب تاریخی ذکر شده است که بعضی از آنها عبارتند از: «غزاله»، «سلافه»، «خوله»، «بره»، «حرار»، «شهربانو»، «شهربانویه»، «شاه زنان»، «جهان شاه»، «شهرناز»، «جهان بانویه» و بالاخره «مریم» و «فاطمه».
هر یک از این نامها در سندی از اسناد تاریخی موجود است ولی اختلاف شدیدی در وحدت صاحب این نامها از یک سو و ثبوت بعضی از آنها به عنوان مادر
[صفحه ۲۵]
حضرت امام زینالعابدین علیهالسلام از سوی دیگر بین مورخین و محققین در علم تاریخ به چشم میخورد. از میان نامهای ذکر شده «شهربانو» و سپس «شاه زنان» از بقیه مشهورتر است و اتفاقا در اصل مادر بودن ایشان برای امام چهارم علیهالسلام تشکیکاتی انجام شده است. به علاوه در اینکه «شهربانو» دختر کیست نیز وحدت نظری وجود ندارد. پدر او را «یزدگرد» [۱۷]، آخرین پادشاه ساسانی، «شیرویه» پسر «پرویز» ذکر کردهاند و بعضی هم به اشتباه «نوشجان» از مردم خراسان را پدر او دانستهاند که در این میان «یزدگرد» از بقیه مشهورتر است.
گرچه بعضی از محققین تلاش وافری انجام دادهاند تا مادر بودن جناب «شهربانو» یا «شاه زنان» برای حضرت سجاد علیهالسلام را مشکوک جلوه دهند. [۱۸]، اما این تشکیکات قابل پاسخ میباشند و با توجه به شهرت قطعی این مساله و وجود سندهایی که در حد قابل توجهی از اعتبار و اتقان بوده و از بسیاری از تشکیکات مصون است، و همچنین قرائن و شواهد زیادی که در خلال اسناد و روایات معتبر وجود دارد، برای محقق منصف جای هیچ شکی باقی نمیگذارد که مادر مکرمه حضرت سجاد علیهالسلام از خاندان پادشاهان ایران باستان بوده است که با تقدیر الهی پس از تشرف به اسلام در خواب، به دست سپاهیان اسلام اسیر و به «مدینه» آورده شده و به عقد نکاح حضرت امام حسین علیهالسلام در آمده است.
با یادآوری این نکته که جریان مادر حضرت سجاد علیهالسلام شباهت زیادی به داستان حضرت «نرجس خاتون» مادر حضرت امام مهدی – عجل الله تعالی فرجه الشریف – دارد، در این قسمت سندی را که به تصریح بزرگان اهل تحقیق دارای اعتبار است و از شهرت بیشتری برخوردار بوده و اقوی میباشد نقل و بررسی موضوع به شکل مبسوط و تحقیقی به جای دیگر موکول میگردد.
[صفحه ۲۶]
مرحوم حاج شیخ عباس قمی – رضوان الله تعالی علیه – در کتاب شریف منتهی الآمال [۱۹] مینویسد: «قطب راوندی به سند معتبر از حضرت امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که چون دختر «یزدجرد بن شهریار» آخر پادشاهان عجم را برای «عمر» آوردند و داخل «مدینه» کردند، جمیع دختران «مدینه» به تماشای جمال او بیرون آمدند و مسجد «مدینه» از شعاع روی او روشن شد و چون «عمر» اراده کرد که روی او را ببیند مانع شد و گفت سیاه باد روز «هرمز» که تو دست به فرزند او دراز میکنی!! «عمر» گفت: این گبر زاده مرا دشنام میدهد و خواست او را آزار کند. حضرت امیر – علیهالسلام – فرمود که تو سخنی را که نفهمیدی چگونه دانستی که دشنام است. پس «عمر» امر کرد که ندا کنند در میان مردم و او را بفروشند. حضرت فرمود: جایز نیست فروختن دختران پادشاهان هر چند کافر باشند و لیکن بر او عرض کن که یکی از مسلمانان را خود اختیار کند و او را به او تزویج کن و مهر او را از عطای بیت المال او حساب کن. آن سعادتمند آمد و دست بر دوش مبارک حضرت امام حسین علیهالسلام گذارد. پس حضرت امیرالمومنین علیهالسلام از او پرسید به زبان فارسی که چه نام داری ای کنیزک؟ عرض کرد: «جهانشاه»، حضرت فرمود که تو را «شهربانویه» نام کردهاند. عرض کرد آن نام خواهر من است. حضرت باز به فارسی فرمود: راست گفتی. سپس رو کرد به حضرت امام حسین علیهالسلام و فرمود این با سعادت را نیکو محافظت نما و احسان کن به سوی او که فرزندی از تو بهم خواهد رسانید که بهترین اهل زمین باشد بعد از تو، و این مادر اوصیاء ذریه طیبه من است. پس حضرت امام زینالعابدین علیهالسلام از او بهم رسید».
و روایت کرده است که «پیش از آنکه لشکر مسلمانان بر سر ایشان بروند، «شهربانو» در خواب دید که حضرت رسول – صلی الله علیه و آله و سلم داخل خانه او شد با حضرت امام حسین علیهالسلام و او را برای آن حضرت خواستگاری نمود به او تزویج کرد، «شهربانو» گفت که چون صبح شد محبت آن خورشید ملک امامت در دل من جا کرد و پیوسته در خیال آن حضرت بودم. چون شب دیگر به خواب رفتم حضرت فاطمه (صلوات الله علیها) را در خواب دیدم که به نزد من آمده و اسلام را بر من عرضه داشت و من به دست مبارک آن حضرت مسلمان شدم. پس فرمود: «به این
[صفحه ۲۷]
زودی لشکر مسلمانان بر پدر تو غالب خواهند شد و تو را اسیر خواهند کرد و به زودی به فرزند من حسین خواهی رسید و خدای نخواهد گذارد که کسی دستی به تو برساند تا آنکه به فرزند من برسی» و حق تعالی مرا حفظ کرد تا آنکه مرا به مدینه آوردند و چون حضرت امام حسین علیهالسلام را دیدم، دانستم که همان است که در خواب دیدهام و به این سبب او را اختیار کردم.»
لازم به ذکر است دقیقا این روایت در کتاب شریف بحارالانوار [۲۰] ذکر شده است و در ترجمهی مرحوم حاج شیخ عباس قمی – رحمه الله علیه – بعضی از کلمات جابجا گردیده و بعضی از قسمتها به صورت آزاد، ترجمه گردیده است.
همچنین در همین مجلد بحارالانوار (صفحه ۱۵) از کتاب دلائل الامامه داستان مذکور از قول ابوجعفر محمد بن جریر بن رستم الطبری با تفصیل بیشتری نقل شده است که قابل توجه میباشد.
در ارتباط با شهرت ازدواج حضرت امام حسین علیهالسلام با شاهزاده ایرانی که ثمره آن تولد حضرت امام زینالعابدین علیهالسلام بود به بعضی از اسناد تاریخی و روایی توجه نمائید:
زمخشری: از حضرت پیامبر – صلی الله علیه و آله – روایت شده که میفرمود: برای خداوند از بندگانش دو برگزیده و سر گل وجود دارد. پس برگزیده او از عرب «قریش» و از عجم «فارس» است. علی بن الحسین علیهالسلام میفرمود من فرزند دو برگزیده هستم (انا ابن الخیرتین) چون جدش «رسول الله» بود و مادرش «دختر یزدگرد» پادشاه. [۲۱].
کشف الغمه: مادرشان «امولد» بود که اسمش «غزاله» است و گفته شده اسمش «شاه زنان» دختر «یزدگرد» بوده است. [۲۲].
موالید اهل البیت: مادرشان «خوله» دختر «یزدگرد» پادشاه فارس بود. همان که امیرالمومنین علیهالسلام او را «شاه زنان» نامیدند. [۲۳].
[صفحه ۲۸]
بصائر الدرجات: مضمون روایت سابق را نقل میکند. [۲۴].
ارشاد: و مادرشان «شاه زنان» دختر «یزدگرد ابنشهریار کسری» است. [۲۵].
مناقب: ابوجعفر بن بابویه گفته است: مادرشان «شهربانو» دختر «یزدگرد ابن شهریار کسری» است و او را «شاه زنان» نیز مینامند و «جهان بانویه» و «سلافه» و «خوله» و گفتهاند او «شاه زنان» دختر «شیرویه ابنکسری ابرویز» است و گفته شده او «بره» دختر «نوشجان» است و صحیح همان قول اول است. و او را امیرالمومنین علیهالسلام «مریم» نامید و گفته شد که او را «فاطمه» نامید و خوانده میشده به «سیده النساء» [۲۶].
کافی: مادرشان «سلافه» دختر «یزدگرد» است. [۲۷].
دروس شهید: و مادرشان «شاه زنان» دختر «شیرویه ابنکسری ابرویز» و گفته شده دختر «یزدگرد». [۲۸].
التذکره: مادرشان «شاه زنان» دختر پادشاه کاشان و گفته شده دختر «کسری یزدگرد بن شهریار» و گفت شده اسمش «شهربانویه» میباشند. [۲۹].
دلائل الامامه: داستان گذشته را به صورت تفصیل نقل میکند و کیفیت برگزاری مراسم عقد را نیز میآورد. [۳۰].
المبرد: اسم مادر علی بن الحسین علیهالسلام «سلافه» از فرزندان «یزدجرد» بوده است. [۳۱].
به هر حال با توجه به طرح این قضیه در قدیمیترین متون تاریخی نظیر وقعه الصفین و تاریخ یعقوبی و بصائر الدرجات، دیگر هیچ جای شکی در صحت آن وجود ندارد. [۳۲].
[صفحه ۲۹]
اما سرنوشت جناب شهربانو مطلب دیگری است که باید به آن پرداخت.
برگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد علیه السلام نوشته آقای محمد محسن دعایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *