فرزندان و نوادگان

توبه حقیقی بشر زمان امام کاظم

روزی امام کاظم (ع ) از کوچه های بغداد عبور می کردند که گذر او به خانه بشر افتاد . وقتی از جلوی منزل او می گذشت صدای رقص و ساز و آواز حرام از منزل او بلند بود . در همان حال کنیزی که خاکروبه در دست داشت از منزل بشر بیرون آمد تا آنها را بیرون بریزد .
امام کاظم (علیه السلام ) به آن کنیز فرمود : صاحب این خانه آزاد است یا بنده می باشد ؟ کنیز گفت : آزاد است . امام (علیه السلام ) فرمود : راست گفتی اگر بنده بود از مولای خود می ترسید .
وقتی کنیز به داخل خانه برگشت آقای بشر بر سر سفره شراب نشسته بود . پرسید
چرا دیر آمدی ؟ کنیز در پاسخ گفتگوی خود با امام کاظم (ع ) را برای او نقل کرد .
بشر با پای برهنه بیرون دوید و به خدمت امام کاظم (ع ) رسید و عذرخواهی و گریه کرد و اظهار شرمندگی نمود و به دست آن حضرت توبه کرد(۱۲۵) .
برگرفته از کتاب سجاده عشق داستان های برگزیده از صحیفه سجادیه نوشته آقای یحیی نوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *