حوادث، وقایع، هجرت

پیرمرد شامی با حضرت سجاد در درب مسجد شام

جناب «سید ابن طاوس» در کتاب مقتل خود به نام اللهوف علی قتلی الطفوف آورده است: «هنگامی که کاروان اسیران را به درب مسجد شام آوردند، یک پیرمرد شامی به نزدیک زنان و اهل بیت حضرت سیدالشهداء علیهالسلام آمد و گفت:
خدا را سپاس میگویم که شما را کشت و نابود کرد!! و یزید را به شما مسلط ساخت! و شهرها را از مردان شما رهایی بخشید!! (در همین قسمت در امالی «شیخ صدوق» آمده است که پیرمردی از شیوخ اهل شام جلو آمد و گفت: حمد خدای را که شما را کشت و هلاک کرد و شاخ فتنه را قطع نمود و بعد هر چه میتوانست ناسزا گفت) [۱۵۱] پس چون کلامش تمام شد علی بن الحسین علیهالسلام به او فرمود:
ای پیرمرد! آیا قرآن خواندهای؟
گفت: آری.
فرمود: آیا این آیه را خواندهای «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» [۱۵۲].
پیرمرد گفت: آری تلاوت کردهام.
امام سجاد علیهالسلام فرمود: ما «قربی» هستیم، ای پیرمرد! آیا این آیه را قرائت کردهای؟ «و اعلموا انما غنمتم من شیء فان الله خمسه و للرسول و لذی القربی» [۱۵۳].
گفت: آری.
[صفحه ۹۹]
علی بن الحسین علیهالسلام فرمود: «قربی» ما هستیم، ای پیرمرد! آیا این آیه را قرائت کردهای؟ «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا.» [۱۵۴].
آن پیرمرد گفت: آری.
علی بن الحسین علیهالسلام فرمود: ای پیرمرد! ما اهل بیتی هستیم که به آیه طهارت اختصاص داده شدیم!
راوی میگوید: آن پیرمرد ساکت ماند و از آن سخنی که گفته بود پشیمان شد. آنگاه روی به علی بن الحسین علیهالسلام کرد و گفت: تو را به خدا سوگند شما همان خاندان هستید؟!
علی بن الحسین علیهالسلام فرمود: به خدا سوگند بدون شک ما اهل بیت عصمت طهارت هستیم و به حق جدمان رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – ما همان خاندانیم. در این هنگام آن پیرمرد گریست و عمامهاش را از سر گرفته و به زمین زد و سر به سوی آسمان برداشت و گفت: خدایا! من از دشمنان آل محمد خواه از انسیان باشند و یا از جنیان، به درگاه تو بیزاری میجویم. سپس به حضرت عرض کرد: آیا برای من توبهای هست؟
علی بن الحسین علیهالسلام فرمود: آری اگر توبه کنی خدا بر تو میبخشاید و تو با ما خواهی بود.
آن پیرمرد گفت: من از آنچه گفتم توبهای میکنم.
بعد که خبر این برخورد پیرمرد به «یزید» رسید دستور داد تا او را بکشند و کشته شد. [۱۵۵].
از این روایت اولا شیوه برخورد حضرت سجاد علیهالسلام با یکی از دشمنان ناآگاه خاندان اهل بیت روشن میشود که با چه اسلوب بدیعی از راه قرآن او را هدایت کردند.
و ثانیا نفوذ کلمه ایشان قابل توجه میباشد که چگونه با کلام خود، دشمن را منقلب میسازند.
[صفحه ۱۰۰]
برگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد علیه السلام نوشته آقای محمد محسن دعایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *