حوادث، وقایع، هجرت

ورود اهل بیت حسینی به مدینه

اشاره
پس از برگزاری آن مراسم باشکوه در استقبال از آل الله توسط اهالی شهر «مدینه» و اطلاع از دیدگاه حضرت زین العابدین علیهالسلام که گزارشگر آن همه درد و مصیبت بودند، همگی با یک دنیا آه و حسرت در فراق و فقدان سالار و سرور جوانان اهل بهشت، حضرت ابیعبدالله الحسین علیهالسلام و نفرتی عمیق از دودمان اموی که مسبب این جنایات هولناک بودند، به «مدینه» برگشتند. اهل بیت حسینی نیز به همراهی حضرت سجاد علیهالسلام وارد مدینه شدند. در خلال راه به حضرت زین العابدین علیهالسلام اطلاع دادند که عمویشان جناب «محمد بن حنفیه» برای دیدن و استقبال از ایشان آمده و از کثرت حزن و دهشت خبر عظیم شهادت امام حسین بیهوش شده است. حضرت به ملاقاتش آمده و بین آنها گفتگویی صورت گرفت. [۲۱۴] جریان ملاقات «محمد بن حنفیه» با حضرت سجاد علیهالسلام در ابتدای ورود حضرت به «مدینه» حاکی از نهایت علاقه «محمد بن حنفیه» به حضرت امام حسین علیهالسلام میباشد.
در همین میان یکی از منحرفین با حضرت سجاد علیهالسلام برخورد کرده و سخن گزندهای میگوید که با جواب دندان شکن حضرت مواجه میشود.
[صفحه ۱۳۱]
به هر حال بعد از ورود به «مدینه» که در اسناد تاریخی، زمان آن را روز جمعه و به هنگام خواندن خطبههای «نماز جمعه» ثبت کردهاند، یکسره به سوی قبر حضرت پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – روانه شدند و خدا میداند در این مسیر و در هنگام برخورد با فضای عطرآگین مسجد و قبر پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – چه خاطراتی که برای این عزیزان تجدید نشد و چه حسرتها و غصههایی که برای ایشان به وجود نیامد. [۲۱۵] تا آنجا که جناب «سید ابنطاووس» – رحمه الله علیه – در کتاب لهوف خود مینویسد: «حضرت سجاد صلوات الله علیه با اهل و عیال خود به شهر «مدینه» وارد شدند و نگاهی به خانههای فامیل و مردان خاندانش انداختند، دیدند آن خانهها همه با زبان حال نوحهگرند و اشک میریزند که کجایند صاحبان ما و فریاد وا مصیبتاه در آنها بلند است …» [۲۱۶].
اینان وارد مسجد شدند و مصائب حسینی را برای مردم باز گفتند و داغها تازه شده و حزن و اندوه فراوان مردم را فراگرفته و همه در سوگ شهیدان کربلا نوحه سرایی میکردند و به شدت میگریستند، آری آن روز همانند روز رحلت پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – بود که تمام مردم «مدینه» اجتماع کرده و به عزاداری پرداخته بودند.
در اینجا مراثی «امکلثوم» و «زینب» – سلام الله علیهما – در کنار قبر جدشان حضرت رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم – و مادرشان حضرت فاطمه – سلام الله علیها – بسیار جانگداز است. [۲۱۷].
امام حضرت سجاد علیهالسلام نیز به زیارت قبر پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – آمده و صورت بر قبر مطهر نهادند و گریستند.
و در «مقتل ابیمخنف» آمده است که حضرت در اینجا اشعاری خواند:
اناجیک یا جداه یا خیر مرسل
حبیبک مقتول و نسلک ضایع
اناجیک محزونا علیلا موجلا
اسیرا و مالی قط حام و دافع
سبینا کما تسبی الاماء و مسنا
من الضر ما لا تحتمله الاضالع
– ای جد بزرگوار و ای بهترین پیامبران مرسل، با تو راز و نیاز میکنم، محبوب
[صفحه ۱۳۲]
تو حسین علیهالسلام کشته شد و نسل تو پریشان گشته و ضایع گشتند.
– با تو راز میگویم در حالی که محزون و بیمار و هراسان و اسیر هستم و کسی نیست که از من حمایت و دفاع کند.
– ما را اسیر کردند همان گونه که کنیزان را اسیر میکنند و آنچنان به ما آسیب رسید که استخوانها را یاری تحمل آن نیست. [۲۱۸].
به هر حال حضرت سجاد علیهالسلام با حالی جانگداز و جگر سوز از کنار قبر رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم – بیرون آمدند.
باید توجه داشت وابستگان دودمان نبوت و امامت که در «مدینه» بودند، جناب «امسلمه» همسر مکرمه پیامبر، «امالبنین» مادر حضرت عباس – سلام الله علیها – و دختران جناب «عقیل»، برادر حضرت امیرالمومنین علیهالسلام که خواهران حضرت «مسلم» بودند، و حتی اصحاب رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم – نیز همه نوحه سرایی و عزاداری داشتند. [۲۱۹] و این مراسم تا پانزده روز به شکل رسمی ادامه یافت، گرچه حضرت سیدالساجدین علیهالسلام حال و وضع دیگری داشتند که باید آن را تحت عنوان تداوم عزاداری حضرت سجاد علیهالسلام برای پدر بررسی نمود. همچینن زنهای هاشمی تا مدت مدیدی حالت عزای خود را حفظ نمودند.
برگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد علیه السلام نوشته آقای محمد محسن دعایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *