حوادث، وقایع، هجرت

ملاقات محمد بن حنفیه با حضرت سجاد در مدینه

به هنگام ورود اهل بیت حسینی و بازماندگان نهضت عاشورا به «مدینه منوره»، «محمد بن حنفیه» مریض بود و در منزل استراحت مینمود. اما هنگامی که صدای شیون و ضجهی مردم را شنید، گفت: به خدا سوگند که همانند این زلزله را ندیدهام، این ضجه و شیون چیست؟ چون او مریض بود نمیشد حقیقت را به او بازگفت و لذا در برابر اصرار ایشان، بعضی از غلامها به او گفتند: ای فرزند امیرالمومنین هم اکنون امام حسین و اهل حرم او به «مدینه» بازگشتهاند. او گفت: چرا به نزد من نمیآیند؟ گفتند: آنها در انتظار تو هستند. او از جای برخاست در حالی که گاهی میافتاد و گاهی
[صفحه ۱۳۳]
میایستاد و میگفت: «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» و چه بسا این مصیبت را احساس کرده بود و لذا گفت: به خدا سوگند که من مصائب آل یعقوب را در این کار میبینم!! سپس گفت: برادرم کجاست؟ میوهی دلم کجاست؟ حسین کجاست؟
به او گفتند: برادرت حسین علیهالسلام در بیرون «مدینه»، در فلان مکان بار انداخته است. از این رو او را بر اسب سوار کردند و خادمان او در جلویش حرکت میکردند تا به خارج «مدینه» رسیدند. چون نگاه کرد و بجز پرچمهای سیاه چیزی ندید، پرسید: این پرچمهای سیاه چیست؟ به خدا قسم که فرزندان امیه، «حسین» را کشتند!! سپس ضجهای زد و از روی اسب به زمین افتاد و از هوش رفت. خادم او نزد امام زین العابدین علیهالسلام آمده و عرض کرد: ای مولای من، عمویت را دریاب پیش از آنکه روح از بدن او جدا شود.
امام سجاد علیهالسلام در حالی که پارچهای سیاه در دست داشت و اشک خود را با آن پاک میکرد، به راه افتاد و بر بالین عمویش آمده و سر او را به دامن گرفت. چون «محمد بن حنفیه» به هوش آمد به حضرت گفت: ای پسر برادرم! برادرم کجاست؟ نور چشمم کجاست؟ پدرت کجاست؟ جانشین پدرم کجاست؟ برادرم حسین کجاست؟
حضرت علی بن الحسین علیهالسلام پاسخ داد: «عمو جان! به سوی تو آمدم در حالی که یتیم هستم. مردانمان را کشتند و زنانمان را به اسیری گرفتند و اکنون بجز کودکان و بانوان حرم که همه مصیبت زده و گریان هستند، دیگر کسی را به همراه نیاوردهام. ای عمو! اگر برادرت حسین را میدیدی چه میکردی؟ او طلب کمک میکرد ولی کسی به یاری او نمیشتافت و با لب تشنه شهید شد!! در حالی که همه حیوانات از آب سیراب میشدند!!
در این حال «محمد بن حنفیه» فریاد جگر سوزی کشیده باز بیهوش گردید. [۲۲۰].
برگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد علیه السلام نوشته آقای محمد محسن دعایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *