امامت و رهبری، حاکمان زمان, حوادث، وقایع، هجرت

انحطاط اخلاقی در عصر حاکمیت یزید

از نیمه ی دوم خلافت عثمان به بعد، یعنی از سال سی ام هجری، خانوادههایی از اشراف و ثروتمندان قریش که درآمد فراوانی از
خزانهی دولت به چنگ آورده بودند و نیز از بخششهای خلفا بهرهمند بودند، شروع به مال اندوزی کردند. زیاد شدن دارایی آنان،
تشکیل زندگیهای پر تجمل همراه با وسایل آسایش زیاد را باعث گردید؛ به طوری که در این باره با یکدیگر به رقابت پرداختند؛
کنیزکان و غلامان بسیاری خریدند؛ به [صفحه ۶۵ ] به خصوص کنیزکانی که به موسیقی و آوازه خوانی آگاه باشند. به تدریج مردم
دیگر نیز در این کار به آنان اقتدا کردند. انحطاط اخلاقی در عصر حاکمیت یزید به حدی گسترش یافت که دو شهر مکه و مدینه
نیز از این آلودگیها محفوظ نماند. امام حسین علیه السلام در وصف اجتماع آن روز چنین فرمود: الناس عبید الدنیا و الدین لعق
علی السنتهم یحوطونه ما درت به معائشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون [ ۱۱۷ ] مردم بندهی دنیایند، دین را تا آن جا میخواهند
که زندگانی خود را بدان سر و سامان دهند؛ و چون آزمایش به میان آید، دین داران اندک خواهند بود. قتل عام زن و مرد در
واقعهی حره و تجاوز به حرم مسلمانان، که در نوع خود بیسابقه بود، روحیهی مردم شهر را دگرگون ساخت. اشراف و ثروتمندان
بیاعتنا به احکام دینی و اخلاقی اسلام، برای رهایی از رنج درون و بیخبر ماندن از آن چه در پیرامونشان میگذرد، به میگساری و
پنداری دو شهر مکه و مدینه را برای خنیاگران پرداخته بودند، تا آنجا » : شنیدن آواز خنیاگران روی آوردند. شوقی ضیف مینویسد
که بعضی از فقها و زاهدان نیز به سر وقت آنان میرفتند [ ۱۱۸ ]. هنگامی که حال متصدیان امر به معروف و نهی از منکر چنین
صفحه ۳۷ از ۱۲۶
فساد و آلودگی یزید به اطرافیان و عمال وی نیز » : باشد، میتوان درک کرد که حال دیگران چگونه بوده است. مسعودی مینویسد
سرایت کرد، در زمان او ساز و آواز در مکه و مدینه آشکار گردید و مجالس بزم بر پا شد و مردم آشکارا به شرابخواری پرداختند
ای مردم مدینه! وضع شما با این آواز خوانیها شگفت انگیز است؛ زیرا » : ۱۱۹ ]. قاضی ابویوسف به بعضی از اهالی مدینه میگفت ]
در محیط مدینه نه » [ هیچ شخص محترم و غیر محترم از آن ابایی ندارد [ ۱۲۰ ]. ابوالفرج اصفهانی در این باره مینویسد: [صفحه ۶۶
عالمان آوازه خوانی را زشت میشمردند و نه عابدان با آن مخالف بودند به طوریکه فریاد آوازه خوانان از آن شهر به گوش
روزی دحمان آوازه خوان نزد عبدالعزیز مخزومی قاضی مدینه، دربارهی اختلافی که یک نفر اهل مدینه با یک » .[ میرسید [ ۱۲۱
عراقی داشت، به نفع شخص مدنی شهادت داد. قاضی او را عادل تشخیص داده و شهادتش را پذیرفت. عراقی به قاضی گفت: این
دحمان است. عبدالعزیز گفت: میشناسمش، اگر نمیشناختم از هویتش سؤال میکردم. عراقی گفت: او اهل غنا و آوازه خوانی
است و به کنیزان غنا یاد میدهد! قاضی گفت خدا ما و شما را بیامرزد! کدام یک از ما اهل غنا نیست؟! برو حق این مرد را بده
در مدینه مجالس رقص و آواز مختلط تشکیل میشد؛ بدون آن که در میان زنان و مردان پردهای باشد. عایشه، دختر طلحه » .[۱۲۲]
بزمهای مختلط از زن و مرد ترتیب میداد و در آن عزه المیلاء (یکی از آوازه خوانهای مدینه) آواز میخواند [ ۱۲۳ ]. ابوالفرج
یکی از خنیاگران آن عصر) خبری را نقل میکند که نمایانگر گوشهای از فساد شهر مدینه است: ) « جمیله » اصفهانی در شرح حال
هنگامی که جمیله از محلهی سنح (که نزدیک مدینه است) به قصد حج بیرون شد؛ از بزرگان خنیاگر مرد: هیت، طریس، دلال، برد
الفؤاد، نومۀ الضحی، فند، رحمۀ، هبۀ الله، معبد، مالک، ابنعائشه، نافع بن طنبوره، بدیح الملیح، نافع الخیر، و از زنان، فرهۀ، عزه
المیلاء، حبابه، سلامۀ، خلیده، عقیله، شماسیه، فرعه، بلبله، لذه العیش، سعیده و زرقاء، او را مشایعت میکردند. [ ۱۲۴ ]. البته این افراد،
که ابوالفرج از آنها نام برده است، از بزرگان خنیاگران عصر خویشند؛ حال اگر هر یک از اینان چند شاگرد و آموزنده تحت تعلیم
داشته باشند و اگر این مطلب را هم در نظر بگیریم که گروهی از موسیقی دانان مشهور، در شهر مانده و به بدرقهی جمیله نرفتهاند،
رقمی به دست خواهیم آورد که باور کردن آن دشوار مینماید. حال وقتی وضع اجتماعی و اخلاقی قبلهگاه مسلمانان و مرکز و
محل تأسیس حکومت [صفحه ۶۷ ] اسلامی چنین باشد، میتوان حدس زد که شام و بصره و دیگر سرزمینهای اسلامی در چه حالی
به سر میبردهاند. [ ۱۲۵ ]. از دیگر مظاهر فساد، دستهای از شاعران فرومایه و درباری بودند که به تعریف و تمجید از خلفا و روش
آنان میپرداختند. شاعرانی چون: اخطل، کعب بن جعیل، عبدالله بن همام سلولی، ابوالعباس اعمی، مسکین دارمی، عدی بن رقاع،
یزید بن مفرغ و لیثی. [ ۱۲۶ ]. البته در مقابل این دسته از ستایشگران دنیا طلب و دین فروش، شاعرانی بودند که برای رضای خدا، به
ستایش اهل بیت علیهم السلام و نکوهش امویان میپرداختند. کمیت بن زیاد اسدی از جملهی این شاعران است که سلسلهی
معروف است. « هاشمیات » قصیدههای او به نام
برگرفته از کتاب نقش امام سجاد علیه السلام در رهبری شیعه نوشته: محسن رنجبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *