امامت و رهبری، حاکمان زمان, حوادث، وقایع، هجرت

اختلاف بین مردم در امامت امام سجاد و محمد حنفیه

از سوی دیگر، با شهادت امام حسین علیه السلام شیرازه ی تشکیلات شیعه از هم پاشید و این گروه اصیل اسلامی نزدیک بود که به
طور کامل از صحنه محو گردد؛ چرا که امام حسین علیه السلام به عنوان محور تشکیلات شیعه در کربلا به شهادت رسیده بود و
محور بودن امام سجاد علیه السلام هنوز برای بسیاری از شیعیان پذیرفتنی نبود و به همین سبب، تردید و سرگردانی به درون جامعه ی
شیعه راه یافت و بسیاری از افراد، امامت امام سجاد علیه السلام را قبول نکرده و عمویش محمد حنفیه فرزند امام علی علیه السلام را
به عنوان امام پذیرفتند. یکی از محققان در این باره مینویسد: تا هنگامی که حسین علیه السلام زنده بود، شیعیان متحد و یکپارچه
بودند و او را تنها پیشوا و امام خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله میدانستند، ولی شهادت ناگهانی او و تقیه علی بن الحسین
علیه السلام، تنها فرزند باقیماندهاش که به زین العابدین علیه السلام شهرت دارد، شیعیان را در حال آشفتگی قرار داد و خلأی را در
رهبری فعال پیروان اهل بیت علیهم السلام به وجود آورد. [ ۱۴۰ ]. و در جای دیگر مینویسد: با وجود این که امام حسین علیه السلام
به امامت فرزندش تصریح کرده و امسلمه را به رد ودایع امامت به امام سجاد علیه السلام امر کرده بود، اکثر شیعیان از محمد حنفیه –
و نه از [صفحه ۷۴ ] زین العابدین – پیروی کردند. [ ۱۴۱ ]. قاسم بن عوف یکی از یاران امام سجاد علیه السلام است که به اعتراف
خودش، بین علی بن الحسین علیه السلام و محمد حنفیه مردد بوده است [ ۱۴۲ ] ابوخالد کابلی نیز در ابتدا از طرفداران محمد حنفیه
بوده است. [ ۱۴۳ ]. اعتقاد امویان این بود که با قتل عام کربلا، آل علی علیه السلام ریشه کن شده و دیگر به عنوان یک جناح
صفحه ۴۱ از ۱۲۶
مخالف نمایان نخواهند شد؛ و خیالشان از این جهت راحت شده بود. مردم نیز دیگر به روی کار آمدن خاندان پیامبر صلی الله علیه
و آله، امیدی نداشتند و شیعه را گروهی نابود شده میپنداشتند. در چنین اوضاع و احوالی امام سجاد علیه السلام باید رسالت خطیر
هدایت و رهبری شیعه را عهده دار شود و به سازمان دهی دوبارهی شیعیان اقدام کند. بدین منظور حضرت میبایست کار را، به
ویژه از جهت مسائل اعتقادی، از صفر شروع کرده، همچنین احکام دین را از نو پایهریزی نماید، سپس مردم را به سوی آن هدایت
کند و تحریفات گوناگون را از عقاید مردم بزداید؛ خلاصه آن که همانند پیامبر صلی الله علیه و آله، که از ابتدا شروع کرد امام
سجاد علیه السلام نیز همه چیز را باید از نو پایه گذاری میکرد. [ ۱۴۴ ]. اتخاذ این روش به دلیل این بود که جهل و ناآگاهی مردم
نسبت به اسلام اصیل به قدری فراگیر بود که حتی بعضی از بنیهاشم را نیز شامل میشد. نقل شده که مردم، حتی عدهای از
بنیهاشم، در عصر امام سجاد علیه السلام در اثر اختلاف نقلها و فتواها نمیدانستند که باید چگونه نماز بگذارند یا حج کنند.
۱۴۵ ] جهل، تحریف و تضییع در همهی مفاهیم و احکام اسلامی راه یافته بود. و هیچ چیز با آن چه پیامبر صلی الله علیه و آله ارائه ]
کرده بود، مطابقت نداشت. زهری عالم دربار اموی میگوید: در دمشق بر انس بن مالک (از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و
[ آله) وارد شدم. او در حالی که تنها بود، گریه میکرد. چون علت گریهاش را جویا شدم؛ گفت: لا اعرف شیئا مما [صفحه ۷۵
ادرکت الا هذه الصلاه و قد ضیعت [ ۱۴۶ ]؛ از آنچه در عهد رسول خدا درک کرده بودم، (در بین شما) جز نماز نشناختم که آن
هم ضایع شد. حسن بصری می گفت: اگر اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله بر شما وارد شوند، جز قبلهی شما را به رسمیت
نمیشناسند [ ۱۴۷ ]. و عبدالله بن عمرو بن عاص میگفت: اگر دو نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله با کتاب خدا در یکی از
درهها خلوت کرده باشند و حالا بر مردم وارد شوند، هیچ چیز از (اعمال، اخلاق و عقاید) این مردم را به رسمیت نمیشناسند
.[۱۴۸]
برگرفته از کتاب نقش امام سجاد علیه السلام در رهبری شیعه نوشته: محسن رنجبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *