از دیدگاه شعرا, مولودی، مدایح و مراثی

شعر شهادت امام زین العابدین (ع) – جز تو و عمه‌ی پریشانت

جز تو و عمه‌ی پریشانت
کوفه و شام را که می‌فهمد

طعنه های کبودِ سلسله و
سنگ و دشنام را که می‌فهد

دست بسته به سوی شهر بلا
خاندان رسول را بردند

به روی ناقه های بی محمل
دختران بتول را بردند

یادگار کبود سلسله ها
به روی مصحف تنت مانده

مرهمی از شرار خاکستر
به روی زخم گردنت مانده

سنگ های بدون پروایی
محو لب های پاک قاری بود

از لب آیه آیه‌ی قرآن
روی نی خون تازه جاری بود

با شکوه نجیب قافله ات
کینه های بنی امیه چه کرد

در خرابه شکسته ای آخر
با دلت ماتم رقیه چه کرد

بی کسی های عمه ات زینب
غصه های رباب پیرت کرد

داغ ِ زخم زبان و هلهله ها
بزم شوم شراب پیرت کرد

خیزران بوسه بر لب قرآن
آه نیلوفری به جا مانده

هستی‌ات در تنور غربت سوخت
از تو خاکستری به جا مانده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *