امامت و رهبری، حاکمان زمان

برخی جنایات حجاج

یحیی بن ام طویل از حواریون امام سجاد علیه السلام است، هنگام که حجاج وی را دستگیر می کند از وی می خواهد از علی علیه السلام بیزاری بجوید و چون وی پایداری می کند؛ دست و پایش را می برد و وی را به شهادت می رساند [۳۴۸] وی سعید بن جبیر را که یکی دیگر از یاران امام سجاد علیه السلام بود بعد از تفتیش عقاید، در نهایت به جرم علاقه مندی به اهل بیت به بالای دار کشید. [۳۴۹] عبدالملک، سعید بن مسیب [۳۵۰] را که از اصحاب امام سجاد علیه السلام می باشد در شهر گردش می دهد. [۳۵۱] . [ صفحه ۱۶۵] خشونت تا آن مقدار حاکمیت یافته است که ازدواج های تحمیلی از ترس شمشیر حجاج کارگزار عبدالملک شکل می گیرد. حجاج سعید بن قیس همدانی را تهدید می کند که باید دخترش را به ازدواج عبدالله بن هانی که از دوستان حجاج بود در آورد که وی به خاطر ترس از شمشیر، این کار را انجام می دهد. [۳۵۲] . حجاج دو تن از دوستان امیرالمؤمنین علیه السلام را دستگیر نموده به یکی از آنها می گوید از علی اظهار بیزاری نما، وی می گوید اگر بیزاری نجویم چگونه مجازات خواهی کرد، حجاج می گوید به قتل خواهم رساند. آنگاه به وی می گوید انتخاب کن، دست ها یا پاهایت را، کدام یک را ببرم. وی می گوید فرصت قصاص فراخواهد رسید. تو انتخاب کن، حجاج می گوید، زبان تند و تیزی داری، گمان ندارم که بدانی خدایی که تو را آفریده کجاست. وی می گوید در کمین ستمگران است. آنگاه حجاج دستور می دهد دست و پای وی را بریده و وی را به دار می کشند. سپس به همراه وی رو کرده از وی می پرسد دیدگاه تو در مورد علی علیه السلام چیست، وی می گوید من، هم رأی همراهم می باشم که وی را نیز گردن زده آنگاه به دار می آویزد. [۳۵۳] . حجاج که از جانب عبدالملک بر عراق پایگاه تشیع سلطه یافت، در مدت حکومت بیست ساله [۳۵۴] خویش جنایات ماندگار از خود به یادگار [ صفحه ۱۶۶] نهاد، که تاریخ نمونه های آن را سراغ ندارد. وی هنگام ورود به عراق و روبرو شدن بامردم، می گوید سرهایی را می بینم که هنگام چیدن آنها فرارسیده است و خون هایی را زیر عمامه ها بین سر و صورت ها مشاهده می کنم که در جریان است. [۳۵۵] . حجاج هنگامی که در سال ۷۵ وارد بصره شد، پنج هزار نیرو مسلح وی را همراهی می نمود. روز جمعه وارد مسجد جامع شهر که هیجده در ورودی داشته، می شود. بیرون هر در صد نفر مسلح با شمشیرهای پنهان می گمارد. عده ای مسلح نیز به همراه وی درون مسجد می روند. به آنان می گوید هنگامی که من شروع به سخنرانی نمودم، جمعیت مرا سنگ باران خواهد نمود. وقتی که عمامه را از سر بر زانو نهادم، افراد مسلح داخل، شمشیرها را آشکار می سازید. با آشکار شدن شمشیرها جمعیت انبوه هجوم به طرف درهای خروجی می نماید. نگهبانان درها از بیرون به رخ مردم شمشیر کشیده، جمیع به طرف داخل هجوم می آورد و از دو جانب جمعیت انبوه را آن مقدار از دم شمشیر می گذرانند که خون همانند سیلاب از درهای مسجد بیرون می زند و به اطراف می رسد! در این تهاجم وحشیانه هزاران نفر به قتل می رسند. [۳۵۶] این گونه جنایت، تاریخ کجا سراغ دارد؟! این گونه است که می نگارند تنها افرادی که مظلومانه و بی دفاع در غیر جنگ ها به دست حجاج به قتل می رسیدند، یک صد و بیست هزار [ صفحه ۱۶۷] نفر بودند. [۳۵۷] این چنین است که تاریخ می نگارد خون ریزی حجاج بی نظیر بوده است. [۳۵۸] حجاج هنگامی که مرگش در سال ۹۵ (یک سال بعد از شهادت امام سجاد علیه السلام و یا همزمان با شهادت حضرت) فرامی رسد، پنجاه هزار مرد و سی هزار زن در زندان های وی محبوس بودند. زندان هایی که تنها قلعه ای بیش نبودند، حتی سقف هم نداشتند. زندانیان در زیر آفتاب و سرما و برف و باران زندانی می شدند. شانزده هزار نفر از زنان و مردان برهنه و لخت مادر زاد زندانی بودند! [۳۵۹] الله اکبر از جنایت و دیکتاتوری! این هزاران نفر کشته و زندانی چه کسانی هستند؟! مگر عبدالملک حجاج را برای سرکوبی پیروان اهل بیت (علیهم السلام) و یاران علی علیه السلام بر عراق مسلط نساخته است؟ این جمعیت انبوه کشته و زندانی و دست و پا بریده و میل گداخته به چشم کشیده، همان شیعیان و پیروان علی علیه السلام و اهل بیت (علیهم السلام) می باشند، که از جانب حزب عثمانیه این گونه خشونت و جنایت بر آنان روا می دارند. نمونه های این جنایات را در کدام صفحات ننگین تاریخ می توان جستجو نمود؟! این چنین است که سید الساجدین علیه السلام اوضاع خشونت بار زمان خویش را چنین تحلیل می نماید: آل علی دچار دیکتاتوری همانند فرعون هستند که فرزندان آنان را سر می برد. این گونه بغض علی و اهل بیت (علیهم السلام) در سینه های حجاج موج می زند که امام [ صفحه ۱۶۸] باقر علیه السلام می فرماید: حجاج محبان اهل بیت (علیهم السلام) را به بدترین شکل می کشت و آنان را به اتهام و گمان دستگیر می نمود و شنیدن این که فرد زندیق است بر حجاج هموارتر بود، تا گفته شود شخص محب علی علیه السلام است! [۳۶۰] . به نظر می رسد عبدالملک فرد مناسبی را جهت سرکوبی هواداران تشکل همسو به عراق گسیل نموده است. حجاج نیز به بهترین شکل مأموریت خویش را انجام رسانیده است. عبدالملک همان فردی است که به ظاهر با سید الساجدین علیه السلام روابط نیک برقرار می کند و خود را متمایل به حضرت جلوه گر می سازد. این رفتار و حکومت داری خود و عمالش در حجاز و عراق است که از خون هواداران علوی و چالشگران حزب عثمانیه سیلاب جاری می شود. حجاج مزدور عبدالملک به مراتب بهتر از زیاد بن ابیه مزدور معاویه و عبیدالله بن زیاد مزدور یزید مأموریت انجام می دهد! این نمودار جو سیاسی و خشونت بار زمان سید الساجدین علیه السلام است که خود و هوادارانش، این گونه گرفتار سیاست خشونت می باشند. آیا چه مقدار تلاش و تدبیر می باید تا تشکل همسوی اهل بیت (علیهم السلام) را از این گونه بحران های سیاسی و خشونت بار عبور داده، و خون شهیدان کربلا و سالار شهیدان حسین بن علی (علیهماالسلام) را ببار نشاند؟! در این برهه ی حساس این مسؤولیت بر دوش سید الساجدین علیه السلام قرار داده شده است. امام سجاد باید با هوشمندی و پایداری دین رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و تشکل همسوی اهل بیت را از این خطرها رهایی دهد. [ صفحه ۱۶۹]
برگرفته از کتاب امام سجاد علیه السلام الگوی زندگی نوشته آقای حبیب الله احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *