امامت و رهبری، حاکمان زمان

امام سجاد در کاخ پسر زیاد

پسر زیاد، پس از آن که در برخورد با حضرت زینب علیهاالسلام با شکست مواجه شد، از شدت خشم، تصمیم گرفت ایشان را به قتل برساند. اما عمرو بن حریث مانع شد. [۲۶۸]، روی سخن را به یادگار امام حسین علیه السلام امام سجاد علیه السلام برگردانید تا شاید در گفتگو با وی شکست خود را جبران نماید. از این رو پرسید: «تو کیستی؟»
– «علی بن الحسین»
– مگر خدا علی بن الحسین را نکشت؟
امام علیه السلام فرمود: «برادری داشتم به نام «علی» که مردم او را کشتند.»
– بلکه خدا او را کشت.
امام علیه السلام در پاسخش این آیه را خواند:
«الله یتوفی الانفس حین موتها و التی لم تمت فی منامها [۲۶۹].
«خداوند به هنگام مرگ، ارواح را میگیرد و و آن که هنوز مرگش فرا نرسیده است، روحش را در حال خواب میگیرد.»
منظور امام علیه السلام آن است که: درست است که خدا در پایان زندگی، جان مردم را میگیرد ولی این مردم کوفه بودند که خاندان او را به شهادت رساندند.
[صفحه ۱۲۹]
پسر مرجانه از پاسخ امام علیه السلام بیشتر خشمگین شد و فریاد برآورد: «آن قدر بر من جرات یافتهای که پاسخ مرا بدهی؟ او را ببرید و گردن بزنید!»
امام علیه السلام فرمودند: «مرا از کشتن میترسانی؟ مگر نمیدانی که کشته شدن، خوی ما و شهادت مایهی سربلندی و کرامت ماست.»
حضرت زینب علیهاالسلام وقتی موقعیت امام سجاد علیه السلام را در معرض خطر دید، خطاب به ابنزیاد گفت: «ای پسر زیاد! این همه خون از ما ریختی، آیا بس نیست؟ سوگند به خدا، از او جدا نخواهم شد تا مرا هم با او بکشی!»
ابنزیاد با شنیدن سخنان جدی حضرت زینب علیهاالسلام از کشتن امام علیه السلام صرف نظر کرده، دستور داد آنان را به زندان افکندند [۲۷۰].
کسب تکلیف از یزید
سخنان افشاگرانهی زینب کبری و امام زین العابدین علیهماالسلام در برابر کوفیان، هم چنین موضع قاطعانه و پیروزمندانهی آن بزرگوار در مقابل پسر مرجانه و مزدورانش، حاکم جنایتکار کوفه را سخت به وحشت انداخته و باعث شد:
۱٫ عمر سعد را خواسته و از او فرمان خویش، مبنی بر به شهادت رساندن امام حسین علیه السلام، را مطالبه کند. [۲۷۱] (هدف وی از این تقاضا این بود که سند را از عمر سعد بگیرد تا به گمان خویش بتواند خویشتن را از این جنایت بزرگ، در حق فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله تبرئه سازد.)
سپس نامهای به یزید نوشت و در مورد اسیران کسب تکلیف کرد. یزید هم به وی دستور داد اسیران را به شام بفرستد. [۲۷۲].
بدین ترتیب اولین مرحلهی سفر کاروان اسرا به پایان رسید و آنان علاوه بر این که با صراحت و شجاعت، پیام شهیدان کربلا را بیان داشتند، توانستند بذر انقلاب و قیام را در کوفه بپاشند که ثمرهی آن در قیام توابین و مختار نمایان شد.
[صفحه ۱۳۰]
برگرفته از کتاب نقش امام سجاد علیه السلام در رهبری شیعه نوشته آقای محسن رنجبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *