اخلاق و فضائل

نمونه های اخلاق زیبای امام سجاد

مورخان، داستان هشام بن اسماعیل را که از سوی امویان، فرماندار مدینه بود، نقل کردهاند. امویان، وی را از مقامش برکنار کردند. در زمانی که وی فرماندار بود، از او یا از برخی از خویشاوندانش عملی سر زده بود که بر خلاف خواستهی امام سجاد علیه السلام بود. هنگامی که وی را برکنار کردند، به خاطر پاسخگویی به مردم، او را نگه داشتند. او تنها از امام به سختی میترسید که مبادا وی را به خاطر عملی که از او سر زده است، مجازات کند. روزی گذار امام به او افتاد و این پیغام را به وی فرستاد: «برای آنچه میخواهی، از ما یاری بخواه».
پس، هشام گفت: «خداوند به جایی که رسالت خویش را قرار میدهد، داناتر [۲۰۳] است». [۲۰۴].
امام زینالعابدین علیه السلام با این اخلاق خویش توانست دلهای مردم و حتی سرسختترین دشمنان را مجذوب خود سازد و رفتار او سبب شد که مردم پس از واقعهی کربلا و پس از آن که از اهل بیت دور شده بودند، دوباره به آنان روی آورند.
ثمرهی این اخلاق و تلاشها در روز رحلت امام آشکار گردید؛ چه، تمامی مردم از خانههای خود بیرون آمدند و هیچ مرد و زنی باقی نماند، مگر این که برای شرکت در تشییع جنازهی آن بزرگوار بیرون آمد و گریه سر داد و آن روز همانند روز رحلت پیامبر خدا بود. [۲۰۵].
یکی از زیباترین نتایج این تلاشها، این بود که زمینه برای امام محمد بن علی باقر علیهماالسلام آماده شد تا مقام والای امامت را پس از پدرش امام زینالعابدین علیه السلام در دست گیرد و دین را به مردم بیاموزد تا مکتب فقهی شیعه در وسیعترین سطح و کاملترین و استوارترین شکل آن تشکیل شود.
[صفحه ۱۳۷]
از برجستهترین تلاشهایی که امام سجاد علیه السلام در راستای وظایف رهبریاش انجام داد، این بود که مومنان پراکنده را گرد آورد و از لحاظ معنوی، آنان را تربیت کرد و اسلام را به ایشان آموخت و از طریق جویبارهای غنی و پر آب خویش، آنان را از پاکترین منابع مورد اعتماد اندیشهی اسلامی آگاه ساخت، با این هدف که حلقههای اندیشهی اسلامی به یکدیگر برسد تا زنجیرهی ایمان از هم نگسلد و پایههای عقیده ویران نگردد.
هدف امام سجاد علیه السلام از اقدام مزبور آن بود که اندیشهها و دلها را از انحرافاتی محفوظ بدارد که عالمان بدکردار به آنها دامن میزدند، یعنی آنان که مردم را از اسلام حقیقی دور میکردند و به وسیلهی ایجاد شبهه و یاوهگوییها، چشمهها و رودخانههای اسلام را گل آلود میساختند.
این اقدام، از مهمترین آثار حرکت امام زینالعابدین به شمار میرود که ژرفترین و جاودانهترین اثر را در مبارزه با دولت حاکم بر جای نهاد، دولتی که تمامی آثار اسلام را نشانه گرفته بود و میخواست اسلام را نابود کند و بار دیگر، امت را به دوران جاهلیت و بتپرستی و تباهکاری و نادانی آن برگرداند.
از این رو امام تصمیم گرفت مردم را به اندیشه فرا خواند و در این راستا، در یکی از سخنان او آمده است: «اندیشه، آیینهای است که انسان مومن، زیباییها و زشتیهای خویش را در آن میبیند». [۲۰۶].
همچنین، آن حضرت مردم را به فراگیری دانش و فضیلت و حکمت فرا میخواند و میفرماید: «سروران مردم در دنیا، سخاوتمندان و در آخرت، دینداران و صاحبان فضیلت و دانش هستند، زیرا دانشمندان وارثان پیامبراناند». [۲۰۷].
امام زینالعابدین علیه السلام فرمود: «اگر مردم از فوایدی که در جست و جوی دانش وجود دارد آگاه شوند، به طور حتم آن را میجویند، اگر چه با ریخته شدن خونها و فرو رفتن در ژرفای دریاها باشد. خداوند به دانیال وحی کرد: از همهی بندگانم، کسی بیشتر مورد خشم من است که جاهل باشد و حقوق دانشوران را سبک بشمارد و به آنان اقتدا نکند. از همهی
[صفحه ۱۳۸]
بندگانم کسی بیشتر مورد محبت من است که پرهیزکار، جست و جو کنندهی پاداش بزرگ، همنشین دانشمندان و پیرو حکیمان باشد» [۲۰۸].
امام، امت اسلامی به ویژه جوانان را بر جست جوی دانش تشویق میکرد؛ به عنوان نمونه، هر گاه نگاهش به جوانانی میافتاد که دانشجو بودند، آنها را به نزدیک خود میآورد و میفرمود: «خوش آمدید، شما گنجینههای دانش هستید. شما خردسالان قومی هستید و بزودی بزرگسالان قومی دیگر خواهید بود» [۲۰۹].
هر گاه دانشجویی به نزد آن حضرت میآمد، میگفت: «جانشین پیامبر خدا خوش آمد» [۲۱۰].
او امت را فرا میخواند به این که خود از خویشتن مراقبت کند تا از نیرنگ و فریب و وسوسههای شیاطین مصون بماند و به همین سبب میفرمود: «سزاوار تو نیست که با هر کس نشست و برخاست داشته باشی، زیرا خداوند تعالی در سورهی انعام میفرماید: «ای پیامبر ما، چون گروهی را دیدی که به منظور خردهگیری در آیات ما گفتوگو میکنند، از آنان دوری گزین تا در سخنی دیگر وارد شوند و چنانچه شیطان فراموشت ساخت، پس از آن که متذکر کلام خدا شدی، دیگر با گروه ستمگران مجالست مکن.» [۲۱۱].
شایستهی تو نیست که هر آنچه میخواهی بگویی، زیرا خداوند در سورهی اسراء میگوید: «آنچه را علم و اطمینان نداری، دنبال مکن» [۲۱۲] پیامبر خدا گفت: «خدای رحمت کند انسانی را که سخن نیکو بگوید که در این صورت، سودمند شود و یا سکوت اختیار کند که در این حالت، سالم بماند».
برایت سزاوار نخواهد بود. که به آنچه میخواهی گوش فرا دهی، زیرا خدا در سورهی اسراء میفرماید: «چشم و گوش و دلها همه [۲۱۳] مسئول اند». [۲۱۴].
[صفحه ۱۳۹]
امام با این سخن خویش به امت هشدار میدهد که با فریبکاران و ستمگران نشست و برخاست نکنند و از گفتوگو و سخن گفتن با آنان و یا سپری کردن عمر با آنان و گپ زدن از نادانیها و خرافات و چیزهایی که نه باعث افزایش شناخت زندگی انسان میشود، نه موجب افزایش نیرومندی و استواری عقیده و ایمان او نه موجب اصلاح رفتار و اخلاق او، بلکه از مرز داستانهای افسانهای و شبنشینی یا شعر مبتذل و گفتارهای فکاهی و بیبند و باری – که سلاطین و فرمانروایان زشت کردار آنها را ترویج میکردند – فراتر نمیرود، خودداری ورزند.
امام زینالعابدین علیه السلام در عین حال میخواست با این روش، سنتهای استدلال به آیات قرآن کریم و اعتماد به قرآن و سنت پیامبر را زنده کند، در حالی که روش ستمگران بر این بوده است که امت را از آنها دور سازند و آن دو را از طریق سوزاندن در آتش، افکندن در آب، پنهان ساختن در زیر خاک و ممنوع کردن تدوین آنها، نابود کنند.
چنان که امام سجاد علیه السلام به امت هشدار میدهد مبادا با کسانی که به خدا و حق فرا نمیخوانند، ارتباط برقرار کنند و به سخنان آنان گوش فرا دهند و اینان عبارتاند از: فراخوانندگان به کارهای زشت و عالم نماها، یعنی عالمان درباری که به ستمگران تکیه میکنند و آنان را یاری میدهند.
آن بزرگوار هماره بر تربیت و تهذیب امت سخت میکوشید و آنان را راهنمایی میکرد و این کوشش او در سفارشهایی که از او نقل شده، تجلی یافته است. او در این سفارشها، آثار هدایت و حکمت و ابزارهای احتیاط و پیشگیری را گرد آورده و روح امید و توان و سرزندگی و همت را در دلهای یاران خود برانگیخته است و در نامهای به آنان چنین میگوید:
«به نام خداوند بخشایندهی مهربان.
خداوند، نیرنگ ستمگران و ستم حسدورزان و سختگیری سرکشان را از ما و شما باز دارد.
ای مومنان! ستمکاران و پیروانشان، یعنی کسانی که شیفتهی دنیا، هوادار و دیوانهی آن
[صفحه ۱۴۰]
هستند و به دنیا و اشیای آن که فردا پوسیده و نابود خواهد شد، روی آوردهاند، فریبتان ندهند.
بنابراین، از آنچه خدا شما را از این دنیا برحذر داشته است، دوری کنید و از آنچه خدا شما را در آن بازداشته است، خودداری ورزید و به آنچه در این دنیاست همچون کسی که آن را خانهی آسایش و منزل همیشگی خود قرار داده است، اعتماد نکنید. به خدا سوگند! آنچه در این دنیاست، راهنما و بیدار باش برای شماست که روزگار آن در گردش، انقلاب آن در حال دگرگونی و حوادث آن عبرت آمیز است و چگونه با سرنوشت مردمان خویش بازی میکند.
به راستی که دنیا افراد گمنام و وامانده را فرا میبرد و انسانهای بزرگوار و گرانبها را فرو میآورد و فردا هم اقوامی را به آتش در میافکند و این امور برای آن کس که آگاه و بیدار باشد، پند دهنده، آگاه کننده و بازدارنده است.
همانا اموری که در هر شب و روز بر سر شما میآید، نظیر فتنههای گمراه کننده، رخدادهای بدعتآمیز، روشهای ستمگرانه، حوادث کوبندهی زمانه، بیم گزند از سوی فرمانروا و وسوسهی شیطان، همگی دلها را از بیدار شدن و آگاهی یافتن دور و از هدایت موجود و شناخت اهل حق غافل میکند، مگر گروه اندکی را که خداوند، آنان را نگه داشته است. بنابراین، گردش روزگار، دگرگونی حالتها و پایان زیان فتنهی دنیا را کسی نمیشناسد، مگر آن که خداوند، او را نگه داشته، راه رشد را پیموده و در راه میانه گام نهاده باشد: او کسی است که برای این شناخت از زهد یاری جسته، پیوسته اندیشهی خویش را تجدید کرده، از امور همانند، اندرز گرفته و در نتیجه، خود را از آلودگی دور ساخته است. او به شادمانی زودگذر دنیا بیرغبتی نشان داده، از لذتهای آن، پهلو تهی کرده، به نعمتهای همیشگی جهان آخرت دل بسته، برای رسیدن بدان به شایستگی تلاش کرده، مراقب مرگ بوده، از زندگی با ستمگران نفرت داشته، با دیدهای روشن و تیزبین به دنیا نگریسته و فتنهی حوادث و گمراهی بدعتها و ستم پادشاهان ستمگر را دیده است.
به جان خودم سوگند که شما از امور گذشته در روزگاران سپری شده، یعنی از
[صفحه ۱۴۱]
فتنههای انباشته و غرق شدن در آنها، چیزهایی را پشت سر نهادهاید که میتوانید به وسیلهی آنها به دوری گزیدن از گمراهان و بدعتگزاران و ستمگران و کسانی که به ناحق در زمین فساد میکنند، راه جویید. بنابراین، از خدا یاری بخواهید و به طاعت خدا و طاعت کسی برگردید که به اطاعت کردن از او، از دیگر کسانی که مورد پیروی و اطاعت قرار میگیرند، برتر است.
از این رو، بسیار بر حذر باشید و پیش از پشیمانی و افسوس و وارد شدن بر خداوند و ایستادن در پیشگاه او، خود را بپایید. به خدا سوگند که هیچ قومی با نافرمانی خدا بیرون نشدند، مگر این که به سوی عذاب او رهسپار شدند و هیچ قومی دنیا را بر آخرت ترجیح ندادند، مگر این که به سرانجام و سرنوشت شومی دچار گشتند. شناخت خدا و فرمانبرداری عملی از او، دو انیس هم آغوشاند و لذا هر کس خدا را بشناسد، از او میترسد و این ترس، وی را به فرمانبرداری از خدا برمیانگیزد. به راستی دانشوران و پیروانشان کسانی هستند که خدا را شناختند و به فرمان او عمل کردند و شیفتهی او شدند، زیرا خداوند فرموده است: «از اصناف بندگان، تنها مردان عالم و دانا از خدا میترسند» [۲۱۵].
پس چیزی از کالاهای دنیا را از طریق نافرمانی خداوند در خواست نکنید و در این دنیا به طاعت خداوند سرگرم باشید و روزهای آن را غنیمت بشمارید و برای آنچه شما را در فردای قیامت از عذاب خدا میرهاند، بکوشید. چه، پیامدهای این کار کمتر، به پوزش نزدیکتر و برای رهایی امید بخشتر است.
فرمان خدا و طاعت او و پیروی از کسی را که خداوند، اطاعت او را واجب کرده است، مقدم بدارید و دستورهای طاغوتها را که نیرنگهای جلوهی دنیاست، بر فرمان خدا و طاعتش و طاعت اولی الامر پیش نیندازید.
بدانید که شما و ما، بندگان خدا هستیم و در فردای قیامت او بر ما و شما حاکم است و نیز اوست که شما را باز نگه میدارد و از شما میپرسد. بنابراین، پیش از آن که شما را نگه دارد و حسابرسی کند و پیش از آن که در پیشگاه پروردگار جهانیان حاضر شوید، پاسخ خود را آماده کنید.
[صفحه ۱۴۲]
بدانید که خداوند در آن روز، هیچ دروغگویی را تصدیق و هیچ راستگویی را تکذیب نمیکند و پوزش کسی را که سزاوار پوزشخواهی باشد، رد نمینماید و پوزش کسی را که عذری نداشته باشد، نمیپذیرد، بلکه او بر ضد آفریدگانش به وسیلهی پیامبران و جانشینانشان حجت دارد. پس ای بندگان خدا، از خدا پروا کنید و با فرمانبرداری از خدا و فرمانبرداری از کسی که ولایتش را پذیرفتهاید، به اصلاح خویش روی آورید که شاید پشیمان شوندهای یافت شود که از کوتاهی که در گذشته در راه حق کرده و حقوق خدا را از بین برده است، پشیمان گردد.
در این صورت، از خدا آمرزش بجویید و به سوی او بازگردید و توبه کنید که او توبه را میپذیرد و از گناه در میگذرد و کارهای شما را میداند. از همراهی با گناهکاران و یاری ستمگران و همنشینی با تبهکاران بپرهیزید. از فتنهی آنان در هراس باشید و از درگاهشان دوری جویید.
بدانید که هر کس با اولیای خدا مخالفت ورزد و به دینی جز دین خدا ایمان بیاورد و بدون در نظر گرفتن فرمان ولی خدا به خودکامگی دست یازد، در آتشی خواهد بود که زبانه میکشد و بدنهایی را میبلعد که ارواح آنها از آنها ناپدید شده و بدبختی آنها بر ایشان چیره گشته است و اینان مردگانی هستند که حرارت آتش را درک نمیکنند. بنابراین، ای صاحبان بینش، پند گیرید و خدا را به خاطر این که شما را هدایت کرده است، سپاس گویید و بدانید که شما نمیتوانید از قلمرو قدرت خداوند بیرون روید و به قلمرو و قدرت دیگران درآیید و خداوند عملکرد شما را میبیند و آن گاه به سوی او محشور خواهید شد. در این صورت، از اندرزها پند پذیرید و شیوه و اخلاق صالحان را بیاموزید.» [۲۱۶].
امام سجاد علیه السلام با این سخنان، اصحابش را به طور خاص و مسلمانان را به طور عام از طریق طاعت، زهد، پرهیز از گناهان و دوری جستن از زرق و برق دنیا و فریبندگیهای
[صفحه ۱۴۳]
زندگی مادی – که طاغوتها برای منحرف ساختن امت از روشهای درست، آنها را به کار میزنند – از ناپاکیها و انحراف مصونیت میبخشد.
امام میکوشید، که مصیبتها و رنجهایی را که آنان در این راه ناهموار با آن رو به رو میشوند، برایشان آسان سازد و تاکید میکند که میباید آنان به حق پایبند بوده، به ولایت امامان پاک که خداوند، ولایت ایشان و فرمانبرداری از آنان را واجب قرار داده است، ایمان کامل داشته باشند. او روح مقاومت، شکیبایی، پایداری، پشتکار و جدیت را در دلهای آنان برمیانگیزد و روح عمل، جنبش و فعالیت را در میان ایشان ایجاد میکند و دلهایشان را از امید و شادمانی موفقیت و رستگاری مالامال میسازد و بر آنها درود میفرستد تا درودش مایهی آرامش آنان باشد و به همین سبب، در دعای خویش برای روز عرفه پس از فرستادن درود بر امامان میگوید:
«خداوند! بر دوستان آنان [ائمه اطهار] که به مقام امامت آنان اعتراف دارند، از روش آنان پیروی میکنند، آثار آنان را دنبال مینمایند، به دستگیره مستحکم آنان چنگ در میزنند، به ولایت آنان تمسک میجویند، به امامت آنان اقتدا میکنند، تسلیم فرمان ایشان هستند، در طاعت آنان میکوشند، روزگار آنان را چشم میکشند و به سوی آنان، دیدگان خود را دوختهاند، درود فرست» [۲۱۷].
امام در بیانی دیگر، پیروان خود را تشویق میکند که به همیاری، احسان و رقابت با یکدیگر بپردازند و چنین میفرماید:
«شیعیان ما! اما بهشت، دیر یا زود نصیبتان خواهد شد، لیکن در به دست آوردن درجههای آن به رقابت بپردازید!
بدانید، کسی از همهی شما درجهای بالاتر، و خانهای زیباتر خواهد داشت که از همهی شما بهتر به خواستههای مومنان پاسخ دهد و به نیازمندان آنان کمک بیشتری بکند؛ چه، خداوند، فردی از شما را که با سخنی خوش با برادر مومن نیازمندش سخن میگوید، بیشتر از مسافت صد سال که آن را با گامهایش بپیماید، به بهشت نزدیک میسازد، اگر چه این فرد از کسانی باشد که گرفتار عذاب آتشاند.
[صفحه ۱۴۴]
بنابراین، احسان و نیکی به برادرتان را دست کم مگیرید، زیرا در جایی به شما سود خواهد رساند که هیچ چیز، جای آن را نمیگیرد [۲۱۸]».
امام زینالعابدین علیه السلام هر زمان که در مییافت نوعی هراس یا سستی در میان پیروان حق پیدا شده است و یا این که آنان از حوادثی که در پیرامونشان جریان دارد، رنجیده خاطر گردیدهاند، فورا به کمک ایشان میشتافت و به تقویت روحی و معنوی آنان میپرداخت. و چنین میفرمود:
«چه انتظار دارید؟»
کسانی که پیش از شما بودند و همین باور شما را داشتند، دستگیر میشدند و آن گاه دستها و پاهایشان را میبریدند و به دارشان میآویختند! سپس این آیه را قرائت میکرد: «گمان کردید که به بهشت درآیید، بدون گرفتاریهایی که پیش از شما بر گذشتگان آمد و بر آنان رنج و سختیها رسید [۲۱۹]…، [۲۲۰]».
امام سجاد علیه السلام با این تلاشها و محکم کاریها و آموزههای متمرکز توانست نسلی مقاوم از انسانهای مومن تربیت کند، نسلی که به علوم، ایمان، تقوا و اخلاص اسلامی مسلح شد و در نتیجه، به الگو و پیشوای شیعیان مبدل گشت. کسانی همچون یحیی بن ام الطویل که به حقیقت، شایستگی الگو شدن در میان شیعیان را داشتند. یحیی از زمرهی آن گروه اندکی بود که پس از حادثه کربلا همچنان به ولایت، وفادار باقی ماند و با امام زینالعابدین علیه السلام رابطهی خود را حفظ کرد. [۲۲۱] او از یاران [۲۲۲] و خواص [۲۲۳] آن حضرت بود. وی آشکارا از حق طرفداری میکرد و در کناسه (میدان بزرگ کوفه) میایستاد و با آوازه بلند جار میزد:
«ای گروه اولیای خدا!
[صفحه ۱۴۵]
ما از آنچه که شما میشنوید بیزاریم،
هر کس که به علی علیه السلام ناسزا گوید، لعنت خدا بر او باد.
ما از خاندان مروان و آنچه غیر از خدا میپرستند، بیزاریم.
سپس صدایش را پایین میآورد و آهسته میگفت: هر کس که اولیای خدا را دشنام دهد، با او نشست و برخاست مکنید و هر کس که دربارهی آنچه ما بر آن عقیده داریم، تردید کند، با او هماهنگی نکنید و هر که از برادران دینی شما نیازمند گردد که از شما خواهش و گدایی کند، به او خیانت کردهاید [۲۲۴]».
او به مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله وارد میشد – جایی که گروه مشبههی ملحد گرد میآمدند – و به آنان میگفت: ما به شما کافر شدیم و میان ما و شما دشمنی و خصومت آشکار پدید آمده است. [۲۲۵].
حجاج، یحیی را پیش خود فرا خواند و دستور داد که دستها و پاهای او را قطع کنند و سپس او را به شهادت رسانید. [۲۲۶].
یکی از تربیتشدگان مکتب امام زینالعابدین علیه السلام سعید بن جبیر است که حجاج او را مثله کرد و به شهادت رسانید. [۲۲۷] او به همراه عبدالرحمن بن اشعث قیام کرد و بر ضد دولت بنیامیه جنگید و در آن روزگار چنین گفت: با بنیامیه بجنگید و از کشتن آنان احساس گناه نکنید و به خاطر جنایتهایی که مرتکب شدهاند، از روی یقین با آنان بستیزید و نیز به خاطر ستمگری آنان در حکومت و خودکامگی آنها در دین و به خواری کشاندن ناتوانان و از بین بردن نماز، آنها را بکشید. [۲۲۸].
نیز از آن جملهاند کسانی که از ستم بنیامیه پنهان شدند از قبیل سالم بن ابیحفصه، سلیم بن قیس هلالی، عامر بن واثله کنانی و محمد بن جبیر بن مطعم. نیز کسانی که از ستم
[صفحه ۱۴۶]
امویان گریختند و خداوند آنها را رهایی بخشید، نظیر ابوخالد کابلی، ابوحمزه ثمالی و شعیب غلام امام. [۲۲۹].
همچنین از این تربیت یافتگان مکتب امام سجاد علیه السلام خاندان اعین هستند که حجاج دربارهی ایشان گفت: «تا زمانی که یک تن از خاندان اعین زنده باشد، فرمانروایی ما سامان نمییابد». بنابراین، آنان مخفی و متواری شدند. [۲۳۰].
در پیشاپیش تربیت یافتگان مکتب امام زینالعابدین علیه السلام فرزندان امام قرار داشتند.
یکی از فرزندان آن بزرگوار، ابوجعفر امام محمد باقر علیه السلام است که مسوولیت امامت را پس از او بر دوش گرفت و امت اسلامی را به راه درست و راست رهبری کرد و مکتب فقهی را بر پایههای استوار اسلام و منابع و اصول مستحکم آن بنیاد نهاد و این در حالی بود که فرمانروایان وقت به ترویج فقه وعاظ السلاطین میپرداختند و بدین ترتیب، توانست شریعت مقدس را از نابودی نگه دارد.
از جملهی تربیت شدگان مکتب آن امام بزرگوار فرزندش حسین اصغر بود که معارف دینی را از پدرش روایت کرد و در عبادت و نیکوکاری شهرت داشت. [۲۳۱] او از عمهاش فاطمه بنت الحسین و برادرش امام باقر علیه السلام حدیث فرا گرفت. [۲۳۲] امام باقر درباره او فرمود: حسین بردبار است و با وقار راه میرود.
از فرزندان امام علیه السلام، مرد بزرگ و مجاهد راه خدا، زید شهید است که زیباترین نمونه در بلند همتی، غیرت و فداکاری و از خودگذشتگی است. او پس از امام باقر علیه السلام مهتر برادران خویش و برترین آنان به شمار میرفت و عابد، پرهیزگار، فقیه، بخشنده و دلاور بود و با شمشیر قیام و امر به معروف و نهی از منکر کرد و خواهان انتقام گرفتن خون امام حسین علیه السلام بود.
[صفحه ۱۴۷]
قیام [۲۳۳] زید بن علی علیه السلام هم از لحاظ آثاری که بر جای نهاد، بسیار بزرگ بود، زیرا به اهل بیت علیهمالسلام خدمت کرد و اینک به بیان گوشههایی از آثار این قیام میپردازیم:
۱ – این حرکت نشان داد در خانهای که در آن شخصیتهایی چون زید به دنیا میآیند، افزون بر دانش و تقوا و عبادت دلاوری و شهامت و جرات و عمل نیز هست و چنان خانهای هرگز بر پایهی زبونی و سازش با ستمکاران و دوری از سیاست و هراس از مجازات و ترس از مصیبتها بنیاد نهاده نمیشود.
اگر شخصی در تربیت زید شهید با همهی آن ویژگیها تاثیر داشته، به یقین این شخص، تنها پدر او امام پاک زینالعابدین علیه السلام و برادرش امام باقر علیه السلام بوده است. این دو امام بودند که اسلام را با همهی آموزههایش یعنی جهاد و امر به معروف و نهی از منکر به وی آموختند، تاریخ را با دلاوریهایی که از جدش امیرمومنان علی علیه السلام در آن ثبت شده است، به وی درس دادند، انتقام جدش حسین علیه السلام را به او یادآوری کردند، بزرگواری و جوانمردی را به او چشاندند و بلند همتی و آزادگی را به او تلقین کردند. [۲۳۴].
زید از زندگی پدر و برادرش، از سیرهی پسندیده و اصیل آنان و از مبارزه پنهان و آشکار ایشان، شیوههای فداکاری و از خودگذشتگی را الهام گرفت، تا آن جا که خونخواهی امام حسین علیه السلام در کربلا را در پیشاپیش اهداف قیام خود قرار داد.
۲ – قیام زید بن علی، میوهی رسیدهی تلاشهای سیاسی امام زینالعابدین علیه السلام بود که در طول دوران امامت خویش انجام داده بود، زیرا او بود که با برنامهریزی دقیق توانست نیروها را بازسازی و روانها را برای حرکت فرزند شهیدش آماده کند و اگر این تعبیر درست باشد، اوست که آن سپاه مسلح را برای فرزندش مهیا کرد تا وی به طور
[صفحه ۱۴۸]
ناگهانی به ستمگران یورش برد و پایههای حکومت استبدادی آنان را به لرزه درآورد. بنابراین، سپاه زید با آن مقاومت جانانهای که یارانش از خود نشان دادند، مولود ساعت، یا روز یا ماه و یا سال دوران خود، نبود. [۲۳۵].
۳ – در عظمت زید بن علی علیه السلام همین بس که او خویشتن را در راه تایید مواضع امامان پاک اهل بیت فدا کرد، زیرا وی به امویان ستمگر در دوران حساس تاریخ حکومت آنان نشان داد که اهل بیت همچنان در میدان حضور دارند و از قدرت کافی برای ایجاد خیزش در هر موقعیت زمانی و در هر جایی از آن سرزمین برخوردارند و همین امر موجب شد که امویان از امامان بترسند و آنان را به عنوان مخالفان نیرومندی به شمار آورند که به رغم دادن قربانیهای بزرگ از این دین دفاع میکنند. زید شهید برای همه ستمکاران روشن ساخت که اهل بیت به هر قیمتی که باشد در برابر کسی که به کرامت اسلام تجاوز کند، ساکت نخواهند نشست.
با این رفتار زید میتوان سخن او را که به برادرزادهاش امام جعفر بن محمد صادق علیهماالسلام گفت، توجیه کرد. هنگامی که زید خواست به کوفه عزیمت کند، به او گفت: «فرزند برادرم! آیا نمیدانی که ایستادهی ما برای نشستهی ماست و نشستهی ما برای ایستادهی ما و لذا اگر من و تو با هم برویم، چه کسی جانشین ما در خانوادهی ما خواهد شد؟ [۲۳۶]».
۴ – قیام شهید زید بن علی بر اثر تحرک او در بیرون از محدودهی مدینه، دیدگان زمامداران اموی را از مرکز آسیاب دین و محور فلک امامت و رهبری یعنی امامانی که در مدینهی منوره سکونت داشتند، منحرف کرد، به گونهای که امام صادق جعفر بن محمد علیهماالسلام توانست با بهرهگیری از فضای مثبتی که قیام عمویش زید بن علی علیه السلام به وجود آورده بود، نقش رهبری خویش را به خوبی انجام دهد تا علوم آل محمد را منتشر و نسل مسلمان با ایمانی تربیت کند و همین امر برای اثبات افتخار، عظمت و آرمان بلند او بسنده میکند.
۵ – از جملهی دستاوردهای قیام زید بن علی، این بود که ادعایی را که امامان اهل بیت،
[صفحه ۱۴۹]
پرچم آن را بر میافراشتند، به اثبات برساند و آن، این که از این دین دفاع و به خاطر آن مبارزه میکنند؛ چه، این فداکاریهای بزرگ، روشنترین دلیل بر اثبات ادعای مزبور است.
قیام زید شهید، تقویت عملی برای موقعیتهای امامان اهل بیت در میان امت اسلامی بود. [۲۳۷].
[صفحه ۱۵۰]
برگرفته از کتاب جهاد امام سجاد علیه السلام نوشته آقای محمد رضا حسینی جلالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *