اخلاق و فضائل

امام سجاد و آموزه های عرشی

اندیشه، پایه و بنیان هویت هر انسان را شکل می دهد. اندیشه بالنده، معیار امتیاز انسان از حیوان و سایرین است. اگر اندیشه به خمودی و ایستایی گرایید، انسان را در ردیف حیوان، بلکه پست تر از آن قرار خواهد داد. امتیاز انسان به اندیشیدن وی است. آن که راه های اندیشه را بر خویش می بندد، از هویت انسانی سقوط می کند. ان شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لا یعقلون، [۲۸۲] «بدترین جانداران در پیش خدا انسان های کر و لالی که نمی اندیشند، می باشند!» آنان که راه های اندیشه را، گوش و چشم، و راه بالندگی اندیشه گفتگو را بر خویش می بندند، صم بکم عمی فهم لا یعقلون. [۲۸۳] چون راه های اندیشیدن را بر خود بسته اند و توان اندیشیدن از آنان گرفته شده است. خمودی و ایستایی اندیشه نتیجه عناد و استکبار و خود بزرگ بینی آنان از حق است. [ صفحه ۱۱۹] نقش محوری اندیشه، شناخت خدا و باور زندگی بی پایان انسان است. اندیشه بالنده یعنی باور خدا. اندیشه ای که به خدا نیانجامد، پندار است نه اندیشه. آن که از دین رو برمی تابد، گرفتار پندار است و از اندیشه بهره ای ندارد، و من یرغب عن مله ابراهیم الا من سفه نفسه، [۲۸۴] «هیچ کس به جز افراد سفیه و بی اندیشه، از دین ابراهیم (معیار هر دین آسمانی است) رو برنمی تابد». دوزخیان که پایان کارشان به دوزخ انجامیده، این حقیقت را ابراز می دارند که اگر اندیشه داشتیم، دوزخی نمی شدیم، لو کنا نسمع او نعقل ما کنا من اصحاب السعیر. [۲۸۵] «اگر راه اندیشه (شنوایی) را نمی بستیم و اگر می اندیشیدیم، از دوزخیان قرار نمی گرفتیم.» امام صادق علیه السلام در همین راستا می فرماید: اگر کسی اندیشمند باشد، دیندار خواهد بود، من کان عاقلا کان له دین. [۲۸۶] . بر این اساس آنچه از آویخته ها و پندارها و خرافات و فرهنگ های ابتذال و حتی بت پرستی دامن گیر بشر شده است، به خاطر خمودی و ایستایی اندیشه است. اگر کسی می اندیشید، فرهنگ ها و آداب و رسوم های جاهلیت و آویخته ها و پندارها را نمی پذیرفت. به جای خدای مهربان که نورش سراسر هستی را فراگرفته است، بت نمی پرستید، اف لکم و لما تعبدون من دون الله افلا تعقلون. [۲۸۷] «اف بر شما و آن بت هایی که به جز خدا پرستش می کنید، آیا شما نمی اندیشید.». [ صفحه ۱۲۰] اگر اندیشه، بالنده می شد، بت پرستی دامن گیر نمی شد. که بت پرستی ثمره تلخ خمودی و ایستایی اندیشه است. اگر اندیشه بالنده شود، تقلیدهای چشم و گوش بسته رخت برمی بندد، او لو کان آباءهم لا یعقلون شیئا. [۲۸۸] «با این که پدران آنان بدون اندیشه دنبال بت پرستی رفتند، اینان نیز با پیروی چشم و گوش بسته کژراهه ی آنان را می پیمایند»! از این روست که اندیشه در مبدأ هستی، نظام هستی، انجام هستی، اندیشه در آغاز و انجام خویشتن، اندیشه در خزانه ها و معارف وحیانی که قد جاءکم بصائر من ربکم، [۲۸۹] معیار ارزش و قدر قیمت انسان قرار گرفته است. ان قیمه کل امرء و قدره معرفته. [۲۹۰] «مقدار ارزش هر انسان به مقدار اندیشه ی وی می باشد». اندیشه در وحی الهی که خزاین بی پایان معرفت است، آیات القرآن خزائن [۲۹۱] راه را شفاف و پیمودن راه را هموار می سازد، و هر رهرو را سریع به مقصد می رساند. اندیشه یعنی دیدن، و عمل و رفتار یعنی رفتن. اول دیدن آنگاه رفتن. که رفتن بدون دیدن نه تنها انسان را به مقصد نمی رساند، بلکه به مقدار سرعت خود انسان را از مقصد دور می سازد، العامل علی غیر بصیره کالسایر علی غیر طریق فلا تزید سرعه السیر الا بعدا. [۲۹۲] «رفتار بدون اندیشه همانند بی راهه راه پیمودن است، هر مقدار سرعت گیرد از مقصد دور می شود.» همان گونه که دیدن بدون رفتن نیز ایستایی و نیز گردش به عقب و ارتجاع خواهد بود. [ صفحه ۱۲۱]
برگرفته از کتاب امام سجاد علیه السلام الگوی زندگی نوشته آقای حبیب الله احمدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *