احادیث و سخنان

نامه دوم امام سجاد

سید الساجدین صلوات الله علیه کنیزی از کنیزان خود را در راه رضای خدا آزاد ساخت و بعد وی را مانند یک زن آزاده و شریف به عقد ازدواج درآورد.
عبدالملک مروان بر اساس عصبهی عربیت و نخوت بنیامیه که قریش را سلالهی نسل آدم میشمردند از ازدواج یک سید قریش آن هم از ابناء عبدمناف با یک کنیز آزاد شده جدا ناراحت شد و خیال کرده که علی بن الحسین با این اقدام بدیع شرف قریش را بر باد داده و ناموس بنی عبدمناف را درهم شکسته است.
[صفحه ۱۶۴]
طی این نامه ملامت کننده تقریبا از فرزند رسول الله بازخواست کرد که چرا با یک کنیز عروسی کرده است.
علی بن الحسین در پاسخش چنین مرقوم فرمود:
«… نامهی تو به من رسید. از ملامتی که در حق من روا داشتی حیرت کردم.
نوشته بودی که سیدات قرشیات با اشتیاق فراوان این همسری را میپذیرفتند ولی خوب بود میدانستی که دین اسلام آن فاصلهی طبقاتی را که میان سیدات قریش و کنیزان در بدر بر قرار بود از میان برداشته است.
و من کان زکیا فی دین الله فلیس یخل به شیئی من امره و قد رفع الله باالاسلام الحسیسه و تمم به النقیصه و اذهب اللوم فلالوم علی امر مسلم. انما اللوم لوم الجاهلیه.
امام علیهالسلام در اینجا از شعشعههای نور بخش دین اسلام یاد میکند و در جواب ملامتهای عبدالملک خود عبدالملک را به باد ملامت میگیرد که چرا همچنان آداب منحوس و مندرس جاهلیت را میخواهد زنده نگاه بدارد و با این که سالهاست صلای برابری در ملت اسلام درافتاده دم از قریشی و غیر قریشی میزند.
علی بن الحسین علیهماالسلام در پایان نامهی خود تاکید فرمود که این گونه اقدام مشروع و مقبول مستحق ملامت نیست.
این گونه ملامتها به دوران جاهلیت تعلق داشته که با طلوع اسلام پایان یافته است.
برگرفته از کتاب معصوم ششم علی بن الحسین سید الساجدین علیه السلام نوشته آقای جواد فاضل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *