احادیث و سخنان

سخنان گهربار حضرت سجاد

اشاره
از حضرت علی بن الحسین علیهالسلام روایات متعددی نقل شده است که با توجه به حاکمیت جو اختناق و سرکوب در دوران حضرت، نشانهی تحرک فوق العاده این امام بزرگوار در اشاعه فرهنگ ناب اسلامی میباشد. باید توجه داشت این روایات تحقیقا گوشهای از سخنان گهربار حضرت میباشد و تعداد واقعی سخنان ایشان از آنچه در تاریخ و کتب روایی ثبت شده، به مراتب بیشتر است چرا که ۳۵ سال امامت آن امام همام فرصت قابل توجهی است برای ارائه معارف اسلامی، اما متاسفانه خط مشی سیاسی و فرهنگی نظام طاغوت و ستمگر در عصر آن حضرت، هدم و نابودی آثار رسالت و امامت از یک سو و جلوگیری از ارائه معارف ناب از سوی دیگر بوده است. با این وجود این تعداد روایت که از حضرت روایت شده است نشانگر تلاش و مجاهدت فراگیر حضرت سجاد علیهالسلام در انتقال معالم دین و معارف اسلام به جامعه میباشد.
در کتاب مناقب تالیف «ابن شهر آشوب» آمده است: «بسیار کم کتابی یافت میشود که پیرامون «زهد» و «موعظه» نگارش شده باشد و در آن نیامده باشد: «قال علی بن الحسین» علیهالسلام و یا «قال زین العابدین» علیهالسلام [۴۴۲].
در مجموعه حاضر بسیاری از سخنان حضرت در خلال بیان حالات و
[صفحه ۳۱۸]
ویژگیها و بررسی ابعاد وجود اقدس ایشان ذکر گردیده است.
در این قسمت نیز چند سخن دیگر از سخنان حضرت زین العابدین علیهالسلام در موضوعات مختلف اخلاقی و تربیتی که حقیقتا دارای مضامین بسیار عالی میباشد از باب تبرک و تیمن، نقل میکنیم:
۱- «… یا اباحمزه لا تنامن قبل طلوع الشمس فانی اکرهها لک، ان الله یقسم فی ذلک الوقت ارزاق العباد علی ایدینا یجریها.» [۴۴۳].
یعنی: «ای ابوحمزه مبادا که قبل از طلوع خورشید در صبح بخوابی (حتما خوابیدن در آن وقت را ترک کن) که من آن را برای تو ناپسند میدانم. هر آینه خداوند در آن وقت روزیها و ارزاق بندگان را تقسیم میکند و بر دستان ما آن را جاری میفرماید.»
۲- «احبونا حب الاسلام، فما زال حبکم لنا حتی صار شینا علینا.» [۴۴۴].
یعنی: «بر اساس معیارهای اسلامی ما را دوست بدارید. پس پیوسته محبت شما نسبت به ما بر اساس معیار صحیح بود (ولی بر اساس بعضی انحرافات عقیدتی از مسیر صحیح خارج شده و به افراط گرائید از این رو در مورد ما به مسائلی قائل شدید که صحیح نبود) و لذا محبت شما به عیب و عار برای ما تبدیل شد.» (چرا که به خاطر آنچه شما به ما نسبت میدهید مردم از ما عیب میگیرند.)
۳- «ما تجرعت جرعه غیظ احب الی من جرعه غیظ اعقبها صبرا و ما احب ان لی بذلک حمر النعم.» [۴۴۵].
یعنی: «هیچ خشمی را فرونخوردم که نزد من محبوبتر از خشمی باشد که به دنبال آن «صبر» از پی درآید و دوست ندارم این را با شتران سرخ موی (که قیمتیترین مال نزد عرب است) تعویض کنم.»
(از این رو اگر مسالهای «خشم» انسان را برانگیخت باید آن خشم را فروخورده و به دنبال آن «صبر» پیشه کند و اجازه ندهد غضب و خشم، کنترل او را از دست ربوده و او را به اعمال خلاف سوق دهد.)
۴- «ما عرض لی قط امران احدهما للدنیا و الآخر للآخره فاثرت الدنیا الا رایت
[صفحه ۳۱۹]
ما اکره قبل ان امسی» [۴۴۶].
یعنی: «هرگز دو کار که یکی برای «دنیا» بوده و دیگری برای «آخرت»، برایم پیش نیامد و در این بین من «دنیا» را انتخاب و گزینش نمودم، مگر اینکه آنچه را مکروه میدانستم، قبل از اینکه به شب برسم به من روی آورده و آن را دیدم.»
۵- «یا بنی اصبر علی النوائب، و لا تتعرض للحقوق، و لا تجب اخاک الی الامر الذی مضرته علیک اکثر من منفعته له». [۴۴۷].
یعنی: «ای پسرکم بر سختیها «صبر» پیشه کن و هرگز به «حقوق» (مردم و غیر مردم) تعرض و تجاوز نکن و در صورتی که برادرت تو را به کاری دعوت نمود که ضرر آن بر تو بیش از منفعت آن کار برای اوست، او را اجابت نکن و با او همکاری ننما.»
۶- «اللهم انی اعوذ بک ان تحسن فی لوامح العیون علانیتی و تقبح عندک سریرتی، اللهم کما اسات و احسنت الی فاذا عدت فعد علی». [۴۴۸].
یعنی: «پروردگارا! من به تو پناه میبرم از آنکه در ظاهر چشمها، «بیرون» مرا «زیبا» جلوه دهی ولی در نزد تو «درون» من «زشت» و «قبیح» باشد. پروردگارا! همچنانکه من «بد» کردم تو به من نیکی فرمودی، پس هر گاه من برگشتم و باز بدی کردم تو نیز برگرد و به من نیکی بفرما.»
۷- «ما یسرنی بنصیبی من ذل حمر النعم.» [۴۴۹].
یعنی: «هرگز شتران سرخ موی من را خوشحال نمیکنند به خاطر بهرهای از «ذلت» که به من اصابت میکند.»
(منظور این است که هرگز حاضر نیستم ذرهای «ذلت» را تحمل کنم و در عوض بهترین مال به من داده شود تا مرا خوشحال سازد، من هرگز از این خوشحال نخواهم شد.)
۸- «انی لاحب ان اقدم علی العمل و ان قل». [۴۵۰].
[صفحه ۳۲۰]
یعنی: «دوست دارم بر کار اقدام کنم گرچه آن قلیل و اندک باشد.»
(حضرت علیهالسلام میفرمایند: «کمی کار برای من مهم نیست، اگر کار، کار شایستهای باشد من به آن اقدام میکنم، گرچه بسیار اندک باشد.»)
۹- «انه یسخی نفسی فی سرعه الموت و القتل فینا قول الله «اولم یروا انا ناتی الارض ننقصها من اطرافها» [۴۵۱] و «هو ذهاب العلماء» [۴۵۲].
یعنی: «این گفتار الهی که «آیا نمیبینید که ما میآئیم به سراغ زمین و از اطراف آن، آن را کاهش میدهیم.» موجب برخورد سخاوتمندانه من در سرعت مرگ و کشتن در مورد ما میباشد، چرا که منظور از این آیه رفتن عالمان و مرگ آنان است.»
۱۰- «من کرمت علیه نفسه هانت علیه الدنیا.» [۴۵۳].
یعنی: «کسی که نفس خود را گرامی میدارد، «دنیا» نزد او خوار و بیمقدار خواهد بود.»
(بنابراین اگر «دنیا» نزد کسی «باارزش» باشد باید بداند از «کرامت» نفسانی بیبهره است.)
۱۱- «ایاک و الابتهاج بالذنب فان الابتهاج به اعظم من رکوبه». [۴۵۴].
یعنی: «مبادا از گناهی که میکنی شادمان باشی، چرا که شادمانی به گناه از انجام آن بزرگتر است.»
۱۲- «ایاک و الغیبه فانها ادام کلاب النار». [۴۵۵].
یعنی: از «غیبت» بپرهیز چرا که آن نانخورشت سگان جهنم است.»
(آدمیان سگ گونه که در اینجا حاضر به «غیبت» میشوند در قیامت در آتش به صورت «سگ» محشور خواهند شد و همان «غیبت» را به عنوان نانخورشت آنان برایشان آورده تا تناول کنند.)
باید توجه داشت مرحوم مجلسی – رحمه الله علیه – در بخش «وصایا و مواعظ و حکمتهای حضرت علی بن الحسین علیهالسلام» قریب به صد حدیث عالی از
[صفحه ۳۲۱]
حضرت روایت کرده است که بعضی از آنها چندین صفحه را به خود اختصاص داده است. [۴۵۶].
برگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد علیه السلام نوشته آقای محمد محسن دعایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *