آثار

فهرستی از حقوق در رساله حضرت سجاد

حقوقی که در «رساله الحقوق» حضرت زین العابدین -علیهالسلام- آمده است پنجاه حق میباشد و مرحوم «صدوق» علاوه بر این، حقی را تحت عنوان «حق حج» ذکر نموده است. عناوین این حقوق عبارتند از:
۱- حق بزرگ الله بر انسان.
۲- حق انسان بر خود. [۴۳۶]
۳- حق زبان
۴- حق گوش
۵- حق چشم
۶- حق دست
۷- حق پا
۸- حق شکم
۹- حق عورت (اندام جنسی)
۱۰- حق نماز
۱۱- حق حج
[صفحه ۲۶۹]
۱۲- حق روزه
۱۳- حق صدقه
۱۴- حق قربانی
۱۵- حقوق رهبری و سایر مدیران
۱۶- حق معلم
۱۷- حق مولی (کسی که مالک عبد است)
۱۸- حقوق رعیت (مردمی که تحت سرپرستی نظام سیاسی میباشند).
۱۹- حق متعلمان و دانشجویان
۲۰- حق زن و مرد در نظام خانواده
۲۱- حق مملوک
۲۲- حق مادر
۲۳- حق پدر
۲۴- حق فرزند
۲۵- حق برادر
۲۶- حق مولی (کسی که «عبد» را آزاد میکند)
۲۷- حق بندهی آزاد شده بر مولی
۲۸- حق نیکوکار بر انسان
۲۹- حق اذان گو (منادی نماز)
۳۰- حق امام جماعت
۳۱- حق همنشین
۳۲- حق همسایه
۳۳- حق همراه و همسفر
۳۴- حق شریک
۳۵- حق دارایی و امکانات مادی
۳۶- حق طلبکار
۳۷- حق مباشر (شخصی که با انسان مانوس است و رفت و آمد دارد)
۳۸- حق شاکی بر انسان
۳۹- حق کسی که مورد شکایت واقع شده (متشاکی)
[صفحه ۲۷۰]
۴۰- حق مشورت خواه
۴۱- حق مشاور
۴۲- حق کسی که طالب نصیحت است.
۴۳- حق بزرگسال
۴۵- حق خردسال
۴۶- حق نیازمند و سائل
۴۷- حق شخصی که برای رفع نیاز به او مراجعه شده است
۴۸- حق کسی که خداوند به وسیلهی او انسان را شاد میکند
۴۹- حق بدی کننده و جفاکار
۵۰- حق همکیشان
۵۱- حق «اهل ذمه» (کافرانی که در پناه حکومت اسلامیاند)
خاتمه: استمداد از خداوند در ایفای «حقوق»
قابل ذکر است که «حقوق» ذکر شده در «رساله الحقوق» حضرت سجاد -علیهالسلام- «پنجاه» حق بیشتر نیست و با توجه به لزوم ذکر «حق حج»، باید «حق انسان بر خود» را حق مستقلی به حساب نیاورد چرا که آنچه تحت این عنوان ذکر شده چیزی جز سر فصل «حقوق اعضاء و جوارح» نیست. اما اگر «حق حج» را چنانکه در بعضی از مصادر نیامده، در فهرست ملحوظ نکنیم «حق نفس» میتواند حق مستقلی ملاحظه شود.
دسته بندی حقوق مذکور در رساله الحقوق حضرت سجاد
در رسالهی حقوق حضرت زین العابدین -علیهالسلام- به پنجاه «حق» اشاره شده است و البت حقی تحت «حق حج» در خصال نیز ذکر گردیده است. ولی با توجه به جملهای که در فراز نخستین این رسالهی شریف آمده است، بدین عنوان که «ثم الحقوق الجاریه بقدر علل الاحوال و تصرف الاسباب» یعنی «و بعد حقوقی است که بر اساس حالات مختلف و مناسبتهای گوناگون به انسان و افعال او تعلق میگیرد.» باید به واقع نگری، شمول و جامعیت این رساله پی برد. از این رو گرچه حضرت سجاد -علیهالسلام- حقوق محدودی را در زمینههای فردی و اجتماعی بیان
[صفحه ۲۷۱]
فرمودهاند ولی با تعیین زیربنای همه «حقوق» که «حق» حضرت الله بر انسان است و دستهبندیهایی که بدان اشاره خواهد شد و با توجه به جملهای که در فراز نخستین آمده و در بالا بیان گردید، تمام امور مربوط به وظایف متقابل بر عهده آدمی در زمینههای مختلف حیات فردی و جمعی او را شامل بوده و حضرت متعرض همه روابط جمعی و فردی انسان حقوق مربوط شدهاند.
اینک به بیان دورنمایی از موضوعات مورد تعرض حضرت سجاد -علیهالسلام- در این «رساله» و در واقع دستهبندی کلی مباحث آن میپردازیم.
بدین منظور بهترین بیان ارائه مقدمهای است که حضرت خود بر این رساله نگاشتهاند و در روایت خصال که با سند هم آمده است، بازگو شده است. از این رو در این قسمت، ترجمهی همین «مقدمه» با توضیحی اندک ارائه میشود.
«حضرت علی بن الحسین زین العابدین -علیهالسلام- به بعضی از اصحاب خویش نامهای نوشت: «آگاه باش! خدایت تو را مورد رحمت قرار دهد! هر آینه خداوند بر تو حقوقی دارد که در همه حرکاتی که انجام میدهی یا سکونی که پیشه میکنی یا هر حالی که بدان روی میآوری و یا هر جایگاه و منزلی که در آن فرود میآیی و همچنین هر عضوی از اعضای خود که در آن تصرف مینمایی و تمامی ابزار و آلاتی که آنها را به استخدام میگیری، این «حقوق» در همه این امور بر تو احاطه داشته و همه وجود تو را تحت پوشش خود گرفته است.
بعضی از این «حقوق» از سایر حقوق بزرگتر میباشد. و بزرگترین «حقوق»، آن دسته از «حقوق» است که به خداوند تبارک و تعالی مرتبط است و آن را برای خودش بر تو واجب کرده است. این «حق»، حقی است که در واقع اصل و ریشه تمامی «حقوق» دیگر میباشد.
(آری «حق الهی» که در «حق معرفت» او، «حق محبت» او، «حق اطاعت کامل و مطلق از او» و سایر «حقوق» از این قبیل متجلی است، پایه سایر «حقوق» است، که اگر این «حق» به رسمیت شناخته نشود هیچ «حق» دیگری ضمانت اجرای واقعی پیدا نخواهد کرد و انسان هیچ تعهد واقعی برای پایبندی به سایر «حقوق» نخواهد داشت.)
پس از این «حق»، خداوند – عزوجل – برای خودت از فرق سر تا قدمهایت با اختلاف همه اعضا و جوارح تو، حقوقی را بر تو واجب کرده است. از این رو برای
[صفحه ۲۷۲]
«زبان» تو حقی را بر تو قرار داده و برای «گوش» تو حقی را بر تو قرار داده و برای «چشم» تو حقی را بر تو و برای زبانت بر تو حقی را و برای دستت بر تو حقی را و برای پایت بر تو حقی را و برای شکمت بر تو حقی را و برای دامن و شرمگاه تو نیز بر تو حقی قرار داده است. چرا که این اعضای هفتگانه است که تمامی افعال اصلی انسان با آنها به انجام میرسد.
بعد از این خداوند – عزوجل – برای افعال و کردار تو نیز بر تو حقوقی را مقرر فرموده است و لذا برای «نماز» تو بر تو حقی قرار داده و برای «روزه» تو بر تو حقی را و برای «صدقه» تو بر تو حقی را و برای «قربانی» تو بر تو حقی و خلاصه برای تمامی افعال و عملکرد تو بر تو حقی جعل فرمود. (و لذا تو مکلف به ادای این «حقوق» و تکالیف در همه این امور میباشی.)
از این مرحله گذشته در مرحله بعد نوبت به «حقوق اجتماعی» میرسد، حقوقی که از تو خارج شده به غیر تو، از صاحبان حقوق واجبه که مسئولیت انجام آن بر گردن توست، میرسد.
از این سری حقوق مهمترین «حق» و واجبترین آن بر تو، «حقوق ائمه» تو (پیشوایان و رهبران سیاسی و فرهنگی و اجتماعی تو) میباشد.
و در رتبهی بعد «حقوق رعیت» (و انسانهایی که تو مسئول امور آنها میباشی)و سپس حقوق خویشاوندان تو، که با تو از راه رحم ارتباط برقرار نمودهاند. آری اینها حقوقی هستند که از آنها حقوق بیشماری منشعب میشود از این رو حقوق مربوط به ائمه (رهبران جامعه) سه دسته است: واجبترین آنها بر تو «حق سیاستمداران و زمانداران سیاسی» است که تو را از طریق نظام سیاسی حاکم تدبیر و مدیریت میکنند. در رتبه بعد مدیران فرهنگی جامعه و کسانی که با علم و فرهنگ، تو را تدبیر میکنند، قرار دارند و آنگاه «حق مولی بر بنده»، کسی که با مالکیت، تو را تدبیر میکند، قرار دارد. و هر سیاستمداری در این ابعاد مختلف که ذکر گردید، «امام» و «رهبر» است و طبعا حقوقی دارد.
حقوق زیردستانی که مسئولیت تدبیر آنها به عهده توست (رعیت) نیز به سه بخش تقسیم میشود:
مهمترین و واجبترین از این حقوق، «حق» آن دسته از مردمان است که تو در نظام سیاسی مسئولیت تدبیر کلی آنها را بر عهده داری (یعنی حقوق گستردهی مردم در
[صفحه ۲۷۳]
نظام، که بر عهده حاکمان است تا آن را ادا کنند.)
در رتبه بعد حق افرادی است که تحت تربیت علمی تو قرار دارند و شاگردان تو به حساب میآیند، چرا که فرد جاهل و درس نخوانده «رعیت» فرد «عالم» و «باسواد» است و همچنین حق انسانهایی که از راه ازدواج و یا از راه خریدن و مالک آنان شدن، اختیار آنان به تو سپرده شده است (یعنی آنها چون مملوک شدهاند، تو نسبت به آنها مسئولیت داری و باید حقوقشان را ادا کنی.)
اما «حقوق خویشاوندان) که بسیار است و این «حقوق» به هم متصل است به اندازهی اتصال رحم در قرابت و نزدیکی، (آری هر چقدر خویشاوندان از این نظر به تو نزدیکتر باشند حق آنان مهمتر و واجبتر میباشد.) از این رو واجبترین حقوق از این دسته «حق مادرت» و بعد «حق پدرت» و بعد «حق فرزندان» و سپس «حق برادران» میباشد و بعد هر کس که نزدیکتر است و بعد از او، فرد نزدیکتر بعدی و کسی که اولی است و بعد فرزندی که او اولی است.»
آنگاه امام سجاد -علیهالسلام- یک به یک صاحبان حقوق دیگر را میشمارند که اسامی آنها در فهرست «حقوق» به صورت مفصل ذکر گردید. سپس میفرمایند:
«و بعد حقوقی است که بر اساس حالات مختلف و سببهای گوناگون پدید میآید، خوشا به حال کسی که خداوند متعال او را بر انجام آنچه از این حقوق به او واجب گردانیده است، یاری داده و کمک نموده باشد و او را برای پایبندی به آنها توفیق مرحمت نموده و مدد رسانده باشد.» [۴۳۷].
پس از این مقدمه که در واقع بیان رئوس اصلی «حقوق» و شمارش بخشی از فهرست «حقوق» بود، حضرت از «حق الله» شروع نموده و یک به یک را توضیح میدهند و کیفیت آن «حق» و متعلق آن را تبیین میفرمایند.
با توجه به آنچه گذشت میتوان در یک دسته بندی کلی، «حقوق» مورد نظر حضرت سجاد -علیهالسلام- را به سه دسته کلی تقسیم کرد.
۱- «حقوق الهی» که مستقیما خداوند آنها را در ارتباط با ذات خودش بر انسان واجب کرده است.
۲- «حقوق فردی» که متعلق آنها خود انسان است.
[صفحه ۲۷۴]
۳- «حقوق اجتماعی» که دارای تقسیمات مختلفی است.
مانند: حقوق مربوط به «نظام سیاسی»
«حقوق» مربوط به «نظام فرهنگی»

«حقوق» مربوط به «نظام خانواده»
«حقوق» مربوط به «نظام جامعه» و …
و در واقع زیربنای این تقسیم، تقسیم ارتباطات انسان به سه بخش اصلی است:
۱- ارتباط انسان با خدا.
۲- ارتباط انسان با خود.
۳- ارتباط انسان با دیگران
که بخش سوم دارای زیرمجموعههای مختلفی است. از قبیل:
۱- ارتباط با خویشان که شامل ارتباط با پدر و مادر، ارتباط با سایر افراد خانواده و … میباشد.
۲- ارتباط با همکیشان.
۳- ارتباط با غیر همکیشان، ارتباط با همکیشان نیز به بخشهای مختلفی تقسیمپذیر میباشد.
لازم به ذکر است با زیربنا قرار دادن «حق خداوند» برای تمامی «حقوق»، به همه آنها رنگ توحیدی زده شده و همه بر اساس احساس مسئولیت و به قصد قربت به حضرت الله اتیان میشوند و از این رو این اقسام در عرض هم مطرح نبوده بلکه در طول یکدیگر میباشند و نکته دیگر این حقوق تمام ابعاد وجود آدمی را پوشش داده و همه افعال و سکنات او را در جمیع زمینهها دربر میگیرند و این نشانه برتری بینش معصوم -علیهالسلام- بر سایر بینشهای محدود و مادی است.
برگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد علیه السلام نوشته آقای محمد محسن دعایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *