آثار

حقوق در رساله حضرت سجاد حق همکیشان

«و اما حق اهل ملتک عامه فاضمار السلامه و نشر جناح الرحمه و الرفق بمسیئهم و تالفهم و استصلاحهم و شکر محسنهم الی نفسه و الیک، فان احسانه الی نفسه احسانه الیک اذا کف عنک اذاه و کفاک موونته و حبس عنک نفسه فعمهم جمیعا بدعوتک و انصرهم جمیعا بنصرتک و انزلهم جمیعا منک منازلهم، کبیرهم بمنزله الوالد و صغیرهم بمنزله الولد و اوسطهم بمنزله الاخ، فمن اتاک تعاهدته بلطف و رحمه وصل اخاک بما یجب للاخ علی اخیه.»
حق اهل ملت تو به صورت عام که همکیشان تو هستند این است:
[صفحه ۳۱۵]
– در ضمیر و نهان دل خود سلامتی و نیکبختی آنها را خواهان باشی و بال و پر رحمت خود را برای آنها بگسترانی.
– تو باید نسبت به بد رفتارانشان با رفق و مدارا برخورد کنی و با آنها از سر الفت و انس و مهربانی درآمیزی و سعی کنی که با آنها مالوف باشی.
– و از این گذشته تو باید همیشه در فکر اصلاح امور آنها باشی.
– اما در ارتباط با نیکوکاران آنها که هم به خود احسان میکند و هم به تو، وظیفه تو سپاس و تشکر و قدردانی است. چرا که احسان او به خودش در واقع احسان او به توست مگر نه این است که او اذیت خود را از تو منع نموده و بار خود را بر دوش تو نینداخته است و خود موونهی زندگی خود را به دوش کشیده و نفس خود را از تو در زمینه بدیها و هواها و پلشتیها منع کرده است تا از جانب او هیچ گونه ناراحتی و بدی به تو نرسد.
بنابراین تو باید همه آنها را در دعای خود شریک نموده و برای همه از خداوند متعال درخواست «خیر» و «سعادت» داشته باشی.
– به علاوه همهی آنها را باید به «نصرت» و «یاری» خود، یاری داده [۴۴۱] و آنها را در انجام امورشان مدد رسانی.
– باید همه آنها به وسیلهی تو و از جانب تو در جایگاههای خود قرار گیرند. تو باید آنها را در پایگاههای خاص به آنها فرود آوری. نگرش تو باید به آنها این چنین تنظیم شود که بزرگانشان را به منزله «پدر» و کوچکشان را به منزله «فرزند» و میانسالان آنها را به منزلهی «برادر» به حساب آوری.
– هر کس از آنها به سراغ تو آمد با او لطف و مهربانی و رحمت روا دار و عهد لطف و رحمت را با او تجدید نما و به گونهای با برادر دینی مراوده و رفت و آمد داشته باش که بر یک برادر واجب است همان گونه با برادر خود رفتار کند.
حق اهل ذمه (کافرانی که در پناه حکومت اسلامی به سر میبرند)
«و اما حق اهل الذمه فالحکم فیهم ان تقبل منهم ما قبل الله، و تفی بما جعل الله لهم من ذمته و عهده و تکلهم الیه فیما طلبوا من انفسهم و اجبروا علیه، و تحکم فیهم
[صفحه ۳۱۶]
بما حکم الله به علی نفسک فیما جری بینک و بینهم من معامله و لیکن بینک و بین ظلمهم من رعایه ذمه الله و الوفاء بعهده و عهد رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم – حائل، فانه بلغنا انه قال: «من ظلم معاهدا کنت خصمه»! فاتق الله و لا حول و لا قوه الا بالله.»
حق اهل ذمه، یعنی همان اهل کتابی که در پناه حکومت اسلامی زندگی میکنند و با نظام اسلامی پیمان عدم تعرض و عمل به مقررات عمومی جامعه اسلامی امضاء کردهاند، این است:
– در موضع قضاوت و حکم در بین آنها، آنچه را خداوند از آنان پذیرفته است تو نیز از آنها بپذیری.
– و آنچه را خداوند برای آنها از تعهدات مختلف قرار داده است، به آنها وفا نمایی.
– و آنها را به آنچه خود طالبند و خود را به آن موظف میدانند واگذاری. (بنابراین باید تنها چیزی از آنها طلب کنی که در قرارداد و پیمان با ایشان قید شده و خود پذیرفتهاند.)
– تو باید در مابین آنها و در زمینهی آنچه بین تو و آنها از معامله جریان دارد به گونهای حکم برانی و در مورد آنها به گونهای قضاوت کنی که خداوند به همان گونه بر تو حکم فرموده است.
و لیکن باید بین تو و بین ظلم نمودن به آنها در زمینه رعایت تعهد الهی و وفاء بر عهد خداوند و عهد رسول الله – صلی الله علیه و آله و سلم – حائلی محکم و حجابی سترگ باشد. پس هرگز نباید به آنها ظلم روا داری چرا که به ما رسیده است که حضرت فرمود: «هر کس به کافری که در پناه اسلام قرار گرفته و به هر کس که با او معاهدهای امضاء شده است، ظلم روا دارد، با من دشمنی نموده و من دشمن او خواهم بود.» پس تقوای الهی را درباره کافران ذمی رعایت نما. و لا حول و لا قوه الا بالله.
استمداد از خداوند در ایفای حقوق که بر همه وجود آدمی سایه افکنده است
در خاتمه این نظامنامه بلند و الهی «حقوقی» و «اخلاقی» حضرت سجاد علیهالسلام مینویسند: «فهذه خمسون حقا محیطا بک لا تخرج منها فی حال من الاحوال یجب علیک رعایتها و العمل فی تادیتها و الاستعانه بالله جل ثناوه
[صفحه ۳۱۷]
علی ذلک و لا قوه الا بالله و الحمد لله رب العالمین» یعنی: این «پنجاه» «حق» است که بر سراسر زندگی تو سایه افکنده و همه وجود تو را احاطه کرده است که در هیچ حالی از احوال از آن و موارد آن خارج نیستی.
حال بر تو رعایت این «حقوق» و تلاش در ادا نمودن آن «واجب» است و باید در این راستا از خداوند – جل ثناوه – بر این امر استعانت جویی که هیچ نیرو و توانی در عالم هستی وجود ندارد مگر اینکه از ناحیه حضرت الله نشات گفته است. «و الحمد لله رب العالمین».
پایان بررسی رساله الحقوق حضرت سجاد علیهالسلام
برگرفته از کتاب اسوه کامل زندگی نامه امام سجاد علیه السلام نوشته آقای محمد محسن دعایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *