آثار

بحث از جهاد در صحیفه سجادیه

پس از آن، متعرض مسئلهی جهاد شده و ارزش و اهمیت بزرگ آن
[صفحه ۱۴۱]
را در اسلام به امت نشان داده و برای سربازان و مرزبانان کشور و همهی کسانی که به نحوی آنها را یاری و تجهیز نمودهاند دعا کرده است، با اینکه آنان از دشمنترین دشمنان آن حضرت بودند و همواره درصدد به دست آوردن فرصتی بودند که او را از پای درآورند و دودمانش را ریشه کن کنند!! ولی چون او حجت خداست لذا هیچ چیز دیگر جز دعوت به راه راست و حفظ اساس اسلام و بالا بردن عظمت خدا و روشن کردن راه او برایش مهم نیست! و در این مورد گفته است:
اللهم صل علی محمد و اله و حصن ثغور المسلمین بعزتک و اید حماتها بقوتک و اسبغ عطایاهم من جدتک اللهم صل علی محمد و اله و کثر عدتهم و اشحذ اسلحتهم و احرس حوزتهم و الف جمعهم و اعضدهم بالنصر و اعنهم بالصبر… اللهم افلل بذلک عدوهم و اقلم عنهم اظفارهم و فرق بینهم و بین اسلحتهم و اخلع وثائق افئدتهم و باعد بینهم و بین ازودتهم و حیرهم فی سبلهم و اقطع عنهم المدد و انقص منهم العدد و املا افئدتهم الرعب و عقم ارحام نسائهم و یبس اصلاب رجالهم و اقطع نسل دوابهم و انعامهم لا تاذن لسمائهم فی قطر و لا لارضهم فی نبات…
اللهم و امزج میاههم بالوباء و اطعمتهم بالادواء، و ارم بلادهم، بالخسوف و الح علیها بالقذوف…
اللهم و ایما مسلم خلف غازیا او مرابطا فی داره… فاجر له مثل اجره… [۱۳۵].
[صفحه ۱۴۲]
خداوندا، بر محمد و آلش رحمت فرست و مرزهای مسلمانان را به عزت خود استوار گردان، مرزبانان را به نیروی خود تقویت فرما، عطایای ایشان را از فضل خود زیاد کن!
بارالها، بر محمد و آلش درود بفرست و عدهی ایشان را افزون فرما، اسلحهشان را برا کن، حوزهشان را حراست نما، نقاط حساس جبههشان را محکم کن، جمعیتشان را الفت عنایت فرما… کارشان را به وجه شایستهای رو به راه کن، آذوقهشان را پیوسته برسان، مشکلاتشان را خودت کفایت فرما، با نصرت خود تقویتشان فرما، با صبر و پایداری مددشان کن و راه چاره را به آنان بیاموز!…
خداوندا، بدین وسیله دشمنانشان را درهم شکن، چنگ و پنجهی دشمن را از ایشان کوتاه کن، میان دشمن و اسلحهاش جدایی بیفکن، استواری و استحکام را از دل دشمن بردار، روحیهشان را ضعیف گردان، میان آنان و زاد و توشهشان فاصله بینداز، از هدف گمراهشان کن، امدادهای خود را از آنان بگیر، از شمارشان کم کن، دلهایشان را از رعب و وحشت پر ساز، دستهایشان را باز مگذار و زبانهایشان را از گفتار فروبند…
خداوندا، رحمهای مادرانشان را از ولادت [این گونه آدمها] عقیم ساز، اصلاب پدرانشان را خشک گردان، نسل حیواناتشان را قطع فرما، آسمانشان را در باریدن و زمینشان را در روییدن اجازه مفرما.
خداوندا، بدین وسیله اهل اسلام را نیرومند، شهرهایشان را محفوظ، اموالشان را افزون و خاطرشان را از جنگ با دشمن آسوده فرما!…
خداوندا، آبهایشان را به وبا و خوراکشان را به بیماریها آلوده
[صفحه ۱۴۳]
فرما و شهرهایشان واژگون کن و بلاهای پیاپی بر سرشان بباران!…
خداوندا، هر رزمندهای را که از اهل دین تو با ایشان بجنگد تا دین تو برتر و حزب تو قویتر و نصیب تو کاملتر گردد، امر را بر او آسان و کار را برایش روبراه گردان! خداوندا، پیروزیش را خودت بر عهده گیر! و…
از جملهی «آبهایشان را به وبا آلوده فرما» میتوان به علم و دانش کران ناپیدای امام سجاد علیه السلام پی برد که چگونه از اسرار و ریزهکاری های جهان آفرینش و قضا و قدرهای نهانی آگاهی داشته است!! زیرا وقتی که خوانندهی دعا به این جملهی طلایی برسد، به خوبی میفهمد که خداوند سبحان چگونه رازهای آفرینش خود را مانند پراکنده شدن و گسترش یافتن میکروب مالاریا در آب که قبل از کشف علم جدید کسی آن را نمیدانست، در وجود امام سجاد علیه السلام به ودیعه گذاشته است. به طوری که صدها سال قبل از آنکه علم جدید از آن پرده بردارد امام علیه السلام به اندازهی درک مردم آن زمان خود با اشاره آن را بیان کرده است.
و کوتاه سخن آن که زبور آل محمد (صحیفهی کاملهی سجادیه) مانند قرآن مجید در بردارندهی اصول معارف اسلامی است که موجب تکامل نفوس و استواری عقاید و کرامت صفات پسندیده است، هر پایانی را تنها به یکی منحصر میکند، هر مقصد و مطلوبی را یکی میداند و هر توسلی را تنها به او و هر پناهگاهی را محصور به او میبیند. هیچ خوانندهای نیست که صحیفه را بخواند و غیر خدا را بشناسد یا از غیر او مسئلت کند و یا چشم امیدی به غیر او داشته باشد!! زیرا به خوبی درمییابد که با غیر خدا بودن و از غیر خدا چیزی خواستن، جز ناامیدی و بیبهرگی، ناکامی و نا مرادی و سست آرمانی چیزی نخواهد دید. امام
[صفحه ۱۴۴]
سجاد علیه السلام تمام این مطالب را در دعاهای «ستایش خدا» و «اصرار طلب از خدا» و «ترس از خدا» عنوان فرموده است.
امام علیه السلام اشارهای هم به معاد و به وعدهها و وعیدها، به شادیها و ترسها، و به آرامشها و اضطرابهای آن میکند. او آن چنان صحنهی قیامت را توصیف میکند که انسان را بین خوف و رجاء نگه میدارد: نه چندان امیدوارش میکند که در عبادت و اطاعت خدا سهل انگاری کند و نه چندان او را به وحشت میاندازد که به پرتگاه یاس و ناامیدی از رحمت خدا افکنده شود و در اثر ترک عمل، اندک اندک به گرداب هلاکت درافتد.
برگرفته از کتاب رهبر آزادگان سید ساجدین علی بن الحسین علیه السلام نوشته آقای عبدالزاق موسوی مقدم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *